محور اصلی داستان، زندگی «ریحانه فیاض» است که حرفه خبرنگاری دارد. زندگی آرام ریحانه با یک سفر زیارتی به کربلا، به خواست پدرش، دگرگون میشود. در جریان این سفر، پدر او بر اثر سکته قلبی از دنیا میرود و ریحانه را با یک معمای بزرگ تنها میگذارد: یک وصیتنامه ناقص و ناتمام. این وصیتنامه که به درستی و کامل نوشته نشده است، نه تنها مسیر زندگی شخصی ریحانه را تغییر میدهد، بلکه موجی از چالشها، پرسشها و بحرانها را به خانواده او و اطرافیانش تزریق میکند. ریحانه در مسیر دنبال کردن این راز و اجرای خواستههای ناقص پدر، با واقعیتهایی روبرو میشود که پیش از این از آنها بیخبر بود.