«من سالوادور نیستم» (۱۳۹۴) کمدی-درامی است که روایتگر داستان «ناصر ایزدی» (رضا عطاران)، معلمی متدین و اصولگرا است که پس از مشهور شدن به دلیل یک عمل خیرخواهانه، به عنوان برنده یک سفر به برزیل راهی این کشور میشود. او که با فرهنگ و سبک زندگی برزیلی بیگانه است، در پی سوءتفاهمی با یک زن برزیلی، به اشتباه با نام «سالوادور» شناخته شده و وارد بازی پیچیدهای میشود که هدف آن دستیابی به میراثی برای نجات یک یتیمخانه است. فیلم با بهرهگیری از تقابلهای فرهنگی میان یک مرد ایرانیِ مذهبی و فضای پرشور و رقصآمیز برزیل، موقعیتهای کمدیِ ناشی از «تغییر هویت» را خلق میکند. با این حال، فراتر از خنده، فیلم بر اهمیتِ صداقت و قدرتِ حقیقت تأکید میورزد؛ جایی که ناصر با فاش کردن حقیقت در یک برنامه تلویزیونی، نه تنها نقش خود را پایان میدهد، بلکه زنجیرهای از نیکوکاری را که به نجات یک یتیمخانه ختم میشود، آغاز میکند. این اثر با نگاهی انسانی، نشان میدهد که چگونه یک حقیقتِ ساده میتواند مرزهای جغرافیایی و فرهنگی را برای انجام یک کار خیر در هم بشکند.