«صندلی خالی» (۱۳۸۲)، اثری است در ژانر درام روانشناختی که از طریق سه روایت مجزا، به بررسی تقابل انسان با خطاهای جبرانناپذیر میپردازد. اپیزود نخست به تلاش نافرجام زوجی برای فرار از سنتها و مواجهه با واقعیتِ تلخ معلولیت میپردازد؛ اپیزود دوم، جستوجوی اخلاقی زنی برای جبران خطای مرگبار در یک تصادف است؛ و اپیزود سوم، عذاب وجدان کارگردانی را به تصویر میکشد که درگیر تقصیر ناخواسته در حین خلق اثر است. ساختار فیلم با پیوند دادن این سه داستان به پروسهی بازجویی از یک کارگردان، لایهای از نقد اجتماعی و هستیشناسانه را اضافه میکند. فیلم نشان میدهد که چگونه “تصادف” و “اتفاق” میتوانند نظم زندگی را ویران کنند. «صندلی خالی» با ایجاد پیوند میان روایتهای پراکنده، به دنبال پاسخ به این پرسش است که آیا در جهانی که بیمار و بیرحم به نظر میرسد، میتوان راهی برای رستگاری یا جبران یافت یا خیر.