این فیلم ها در مورد غم از دست دادن هستند. اگه درگیر این موضوع هستید شاید اینها بتونن بهتون کمک کنن.
گاهی تلاش برای پیدا کردن ناشناختهها راهی به گذشته باز میکند. فیلم سولاریس تنها یک فیلم علمی-تخیلی نیست بلکه سفری است به لایههای پیچیدهی روان انسان و مواجهه با ناشناختههایی که نه از جنس فضا، بلکه از جنس ذهن و قلب هستند. خلاصه داستان فیلم سینمایی سولاریس درمورد انسانهایی است که نه با موجودات بیگانه، بلکه با خاطرات و احساسات خود روبهرو میشوند؛ جایی که مرزهای واقعیت و خیال در برابر چشمان مخاطب از میان میروند. در آیندهای که فناوری به انسانها امکان کاوش در اعماق کهکشانها را داده، روانشناسی به نام دکتر کریس کلوین به ایستگاه فضاییای در مدار سیارهی اسرارآمیز سولاریس فرستاده میشود. این سیاره با اقیانوسی زنده پوشیده شده که به نظر میرسد توانایی خواندن افکار و خاطرات انسانها را دارد و آنها را به شکلهای ملموس و واقعی بازتاب میدهد.
گاهی تلاش برای پیدا کردن ناشناختهها راهی به گذشته باز میکند. فیلم سولاریس تنها یک فیلم علمی-تخیلی نیست بلکه سفری است به لایههای پیچیدهی روان انسان و مواجهه با ناشناختههایی که نه از جنس فضا، بلکه از جنس ذهن و قلب هستند. خلاصه داستان فیلم سینمایی سولاریس درمورد انسانهایی است که نه با موجودات بیگانه، بلکه با خاطرات و احساسات خود روبهرو میشوند؛ جایی که مرزهای واقعیت و خیال در برابر چشمان مخاطب از میان میروند. در آیندهای که فناوری به انسانها امکان کاوش در اعماق کهکشانها را داده، روانشناسی به نام دکتر کریس کلوین به ایستگاه فضاییای در مدار سیارهی اسرارآمیز سولاریس فرستاده میشود. این سیاره با اقیانوسی زنده پوشیده شده که به نظر میرسد توانایی خواندن افکار و خاطرات انسانها را دارد و آنها را به شکلهای ملموس و واقعی بازتاب میدهد.
داستان فیلم "مردم معمولی" درباره جارت ها، خانواده ای از طبقه متوسط رو به بالا در لیک فارست است که در حومه ثروتمندی در شمال شیکاگو زندگی می کنند. آنها پس از تجربه مرگ تصادفی پسر نوجوان بزرگترشان، باک، و اقدام به خودکشی پسر کوچکتر و بازمانده شان، کنراد، در تلاشند تا به زندگی عادی برگردند. کنراد به تازگی پس از گذراندن چهار ماه در بیمارستان روانی به خانه بازگشته است. او با دوستان و خانوادهاش احساس بیگانگی میکند و از روانپزشکی به نام دکتر تایرون برگر کمک میگیرد که متوجه میشود کنراد در حادثه کشتیرانی که باعث مرگ باک شد، دست داشته است.
داستان فیلم "مردم معمولی" درباره جارت ها، خانواده ای از طبقه متوسط رو به بالا در لیک فارست است که در حومه ثروتمندی در شمال شیکاگو زندگی می کنند. آنها پس از تجربه مرگ تصادفی پسر نوجوان بزرگترشان، باک، و اقدام به خودکشی پسر کوچکتر و بازمانده شان، کنراد، در تلاشند تا به زندگی عادی برگردند. کنراد به تازگی پس از گذراندن چهار ماه در بیمارستان روانی به خانه بازگشته است. او با دوستان و خانوادهاش احساس بیگانگی میکند و از روانپزشکی به نام دکتر تایرون برگر کمک میگیرد که متوجه میشود کنراد در حادثه کشتیرانی که باعث مرگ باک شد، دست داشته است.
فیلم فیشر کینگ یا شاه ماهیگیر درباره یک دیجی رادیویی سابق به نام جک لوکاس است که صحبت هایش در برنامه رادیویی، بر روی برخی از شنوندگان تاثیر می گذارد. به طوریکه یکی از طرفداران، ناسزاهای جک را به دل می گیرد و با اسلحه به یک رستوران شیک می رود و مردم بی گناه را به قتل می رساند. جک به قدری از آنچه اتفاق افتاده ناراحت است که در یک افسردگی سه ساله فرو می رود. دوست دخترش "آن ناپولیتانو" در حال سقوط به سمت رودخانه و آماده خودکشی است. برای نجات او یک مرد بی خانمان دیوانه اما شوخ به نام پری (رابین ویلیامز) می آید و به جک می گوید که جام مقدس را برای نجات روح پری پیدا کند...
فیلم فیشر کینگ یا شاه ماهیگیر درباره یک دیجی رادیویی سابق به نام جک لوکاس است که صحبت هایش در برنامه رادیویی، بر روی برخی از شنوندگان تاثیر می گذارد. به طوریکه یکی از طرفداران، ناسزاهای جک را به دل می گیرد و با اسلحه به یک رستوران شیک می رود و مردم بی گناه را به قتل می رساند. جک به قدری از آنچه اتفاق افتاده ناراحت است که در یک افسردگی سه ساله فرو می رود. دوست دخترش "آن ناپولیتانو" در حال سقوط به سمت رودخانه و آماده خودکشی است. برای نجات او یک مرد بی خانمان دیوانه اما شوخ به نام پری (رابین ویلیامز) می آید و به جک می گوید که جام مقدس را برای نجات روح پری پیدا کند...
سینمایی دختر من داستان دختر کوچولوی بامزه ای است که می خواهد پدرش را تنها برای خود داشته باشد.وادا مادرش را از دست داده است و زمانی که متوجه می شود پدرش می خواهد با زنی وارد رابطه شود با کمک دوستش توماس تمام تلاشش را می کند تا این ماجرا را بهم بریزد.
سینمایی دختر من داستان دختر کوچولوی بامزه ای است که می خواهد پدرش را تنها برای خود داشته باشد.وادا مادرش را از دست داده است و زمانی که متوجه می شود پدرش می خواهد با زنی وارد رابطه شود با کمک دوستش توماس تمام تلاشش را می کند تا این ماجرا را بهم بریزد.
فیلم بازمانده روز درباره یک پیشخدمت انگلیسی به نام استیونز است که در سال های منتهی به جنگ جهانی دوم، زندگی خود را وقف خدمت صادقانه به لرد دارلینگتون کرده است. با این حال زمانی که او از تمایلات نازی کارفرمایش مطلع می شود، به این نتیجه می رسد که وفاداری او به کارفرمای عزیزش چقدر اشتباه بوده است. استیونز در طول خدمت خود عاشق خانم کنتون در دارلینگتون هال می شود. اما استیونز صرفا به نقش خود به عنوان پیشخدمت اختصاص دارد. حال پس از گذشت سالها، نامه ای از خانم کتون دریافت می کند که در آن نامه به او می گوید ارباب سابقشان فوت شده است. استیونز به این فکر می کند که خانم کنتون را ملاقات کند.
فیلم بازمانده روز درباره یک پیشخدمت انگلیسی به نام استیونز است که در سال های منتهی به جنگ جهانی دوم، زندگی خود را وقف خدمت صادقانه به لرد دارلینگتون کرده است. با این حال زمانی که او از تمایلات نازی کارفرمایش مطلع می شود، به این نتیجه می رسد که وفاداری او به کارفرمای عزیزش چقدر اشتباه بوده است. استیونز در طول خدمت خود عاشق خانم کنتون در دارلینگتون هال می شود. اما استیونز صرفا به نقش خود به عنوان پیشخدمت اختصاص دارد. حال پس از گذشت سالها، نامه ای از خانم کتون دریافت می کند که در آن نامه به او می گوید ارباب سابقشان فوت شده است. استیونز به این فکر می کند که خانم کنتون را ملاقات کند.
در فیلم "سه رنگ آبی" زنی پس از فوت شدن همسر و فرزندش در یک تصادف، در جستجو راهی برای زندگی معنیدار است. او تصمیم میگیرد از گذشتهی دردناک خود فرار و به عنوان یک فرد جدید شروع به زندگی کند. این فیلم داستانی فرار از سایههای گذشته، تسلیم نشدن به دردهای زندگی و جستجو برای به خوبی زندگی کردن است که باعث تأمل عمیق میشود.
در فیلم "سه رنگ آبی" زنی پس از فوت شدن همسر و فرزندش در یک تصادف، در جستجو راهی برای زندگی معنیدار است. او تصمیم میگیرد از گذشتهی دردناک خود فرار و به عنوان یک فرد جدید شروع به زندگی کند. این فیلم داستانی فرار از سایههای گذشته، تسلیم نشدن به دردهای زندگی و جستجو برای به خوبی زندگی کردن است که باعث تأمل عمیق میشود.
فیلم آخرت شیرین، درباره تصادف اتوبوس مدرسه در شهر کوچک سام دنت بریتیش کلمبیا است که باعث کشته شدن چهارده کودک می شود. بازماندگان و والدین عزادار شکایت دسته جمعی را تنظیم می کنند. این امر باعث ایجاد تفرقه در جامعه می شود و با مسائل شخصی و خانوادگی گره می خورد. یک وکیل خارج از شهر به نام میچل استفنز به والدین مراجعه کرده و آنها و راننده اتوبوس را متقاعد می کند که یک شکایت دسته جمعی علیه شهر و شرکت اتوبوسرانی برای دریافت خسارت تنظیم کنند. با این استدلال که تصادف در نتیجه سهل انگاری در ساخت مانع یا اتوبوس است. موفقیت این پرونده به آموزش چند شاهد بازمانده برای گفتن مطالب درست در دادگاه بستگی دارد. به ویژه یک نوجوان پانزده ساله به نام نیکول برنل که در اثر تصادف از ناحیه کمر به پایین فلج شده و قبل از تصادف، یک نوازنده مشتاق بود.
فیلم آخرت شیرین، درباره تصادف اتوبوس مدرسه در شهر کوچک سام دنت بریتیش کلمبیا است که باعث کشته شدن چهارده کودک می شود. بازماندگان و والدین عزادار شکایت دسته جمعی را تنظیم می کنند. این امر باعث ایجاد تفرقه در جامعه می شود و با مسائل شخصی و خانوادگی گره می خورد. یک وکیل خارج از شهر به نام میچل استفنز به والدین مراجعه کرده و آنها و راننده اتوبوس را متقاعد می کند که یک شکایت دسته جمعی علیه شهر و شرکت اتوبوسرانی برای دریافت خسارت تنظیم کنند. با این استدلال که تصادف در نتیجه سهل انگاری در ساخت مانع یا اتوبوس است. موفقیت این پرونده به آموزش چند شاهد بازمانده برای گفتن مطالب درست در دادگاه بستگی دارد. به ویژه یک نوجوان پانزده ساله به نام نیکول برنل که در اثر تصادف از ناحیه کمر به پایین فلج شده و قبل از تصادف، یک نوازنده مشتاق بود.
فیلم چه رویاهایی میآیند، درباره یک متخصص اطفال به نام کریس نیلسن است که در طول تعطیلات در سوئیس، با هنرمندی به نام آنی کالینز ملاقات می کند. آشنایی آنها منجر به ازدواج شده و صاحب دو فرزند به نام های ایان و ماری می شوند. اما بچه ها در یک تصادف رانندگی می میرند و زندگی دوست داشتنی این خانواده به پایان می رسد. آنها سعی می کنند زندگی خود را دوباره بسازند اما چهار سال بعد، کریس نیز در یک تصادف رانندگی کشته می شود. در سفر به زندگی پس از مرگ، کریس در بهشت از خواب بیدار می شود. آنی که نمی تواند فقدان عزیزانش را تحمل کند، خودکشی می کند و به جهنم می رود. حال کریس تصمیم می گیرد روح خود را برای یافتن او به خطر بیندازد و به جهنم سفر کند.
فیلم چه رویاهایی میآیند، درباره یک متخصص اطفال به نام کریس نیلسن است که در طول تعطیلات در سوئیس، با هنرمندی به نام آنی کالینز ملاقات می کند. آشنایی آنها منجر به ازدواج شده و صاحب دو فرزند به نام های ایان و ماری می شوند. اما بچه ها در یک تصادف رانندگی می میرند و زندگی دوست داشتنی این خانواده به پایان می رسد. آنها سعی می کنند زندگی خود را دوباره بسازند اما چهار سال بعد، کریس نیز در یک تصادف رانندگی کشته می شود. در سفر به زندگی پس از مرگ، کریس در بهشت از خواب بیدار می شود. آنی که نمی تواند فقدان عزیزانش را تحمل کند، خودکشی می کند و به جهنم می رود. حال کریس تصمیم می گیرد روح خود را برای یافتن او به خطر بیندازد و به جهنم سفر کند.
در داستان فیلم "رقصنده در تاریکی"، در ایالت واشنگتن در سال 1964، سلما ژژکوا، یک مهاجر اهل چک، به همراه پسر 12 ساله خود، جین ژژک، به ایالات متحده نقل مکان میکند. سلما با دوست خوبش کتی که به او لقب کوالدا داده است، در یک کارخانه کار می کنند و زندگی فقیرانه ای دارند. او یک کانکس در ملک بیل هیوستون افسر پلیس محلی و همسرش لیندا اجاره می کند. سلما به تدریج بینایی خود را به دلیل یک بیماری تخریبی چشم از دست می دهد، اما همچنان در حال پس انداز برای هزینه عمل است و در تمرینهای تولید «صدای موسیقی» شرکت میکند و کتی را همراهی مینماید.
در داستان فیلم "رقصنده در تاریکی"، در ایالت واشنگتن در سال 1964، سلما ژژکوا، یک مهاجر اهل چک، به همراه پسر 12 ساله خود، جین ژژک، به ایالات متحده نقل مکان میکند. سلما با دوست خوبش کتی که به او لقب کوالدا داده است، در یک کارخانه کار می کنند و زندگی فقیرانه ای دارند. او یک کانکس در ملک بیل هیوستون افسر پلیس محلی و همسرش لیندا اجاره می کند. سلما به تدریج بینایی خود را به دلیل یک بیماری تخریبی چشم از دست می دهد، اما همچنان در حال پس انداز برای هزینه عمل است و در تمرینهای تولید «صدای موسیقی» شرکت میکند و کتی را همراهی مینماید.
در داستان این فیلم، مدیر رسانه میانسال "لستر برنهام" از شغل خود متنفر است و با ناراحتی با کارولین مشاور املاک عصبی و جاه طلب ازدواج کرده است. دختر 16 ساله آنها، جین، از والدین خود متنفر است و اعتماد به نفس پایینی دارد. زندگی لستر با داشتن شغل و خانواده قابل احترام به نظر می رسد، اما در درون، او کم کم به افسردگی فرو می رود. او که با زندگی دست و پنجه نرم می کند، شیفته دوست دخترش، آنجلا می شود. فرانک فیتس، سرهنگ بازنشسته تفنگداران دریایی ایالات متحده، همسرش باربارا و پسر نوجوانشان ریکی به همسایگی آنها نقل مکان می کنند...
در داستان این فیلم، مدیر رسانه میانسال "لستر برنهام" از شغل خود متنفر است و با ناراحتی با کارولین مشاور املاک عصبی و جاه طلب ازدواج کرده است. دختر 16 ساله آنها، جین، از والدین خود متنفر است و اعتماد به نفس پایینی دارد. زندگی لستر با داشتن شغل و خانواده قابل احترام به نظر می رسد، اما در درون، او کم کم به افسردگی فرو می رود. او که با زندگی دست و پنجه نرم می کند، شیفته دوست دخترش، آنجلا می شود. فرانک فیتس، سرهنگ بازنشسته تفنگداران دریایی ایالات متحده، همسرش باربارا و پسر نوجوانشان ریکی به همسایگی آنها نقل مکان می کنند...
فیلم دختر، ازهمگسیخته درباره زن جوانی به اسم سوزانا است که به دنبال اقدام به خودکشی، 18 ماه را در بیمارستان روانی بستری میشود. او در بخش روانپزشکی با پولی "تورچ" کلارک، دختری مبتلا به اسکیزوفرنی دوست می شود. سینتیا کراولی، دیزی راندون که به خود آسیب می زند و مبتلا به اختلال وسواس فکری-اجباری است و جورجینا تاسکین، یک دروغگوی بیمارگونه هم اتاقی سوزانا هستند. بودن در کنار این افراد، زندگیش را عمیقا تحت تاثیر قرار می دهد.
فیلم دختر، ازهمگسیخته درباره زن جوانی به اسم سوزانا است که به دنبال اقدام به خودکشی، 18 ماه را در بیمارستان روانی بستری میشود. او در بخش روانپزشکی با پولی "تورچ" کلارک، دختری مبتلا به اسکیزوفرنی دوست می شود. سینتیا کراولی، دیزی راندون که به خود آسیب می زند و مبتلا به اختلال وسواس فکری-اجباری است و جورجینا تاسکین، یک دروغگوی بیمارگونه هم اتاقی سوزانا هستند. بودن در کنار این افراد، زندگیش را عمیقا تحت تاثیر قرار می دهد.
فیلم "مگنولیا" با سه داستان نامرتبط از مرگ در شرایط همزمان آغاز می شود. افسر جیم کورینگ به بررسی اختلال در آپارتمان یک زن می پردازد و جسدی را در کمد پیدا می کند. دیکسون، پسر محله ای، سعی می کند به او بگوید چه کسی این قتل را انجام داده است. جیمی مجری برنامه مسابقه ای "به نام بچه ها چه می دانند؟" است. رل پارتریج و جیمی گیتور که هر دو به سرطان مبتلا هستند، در یک برنامه تلویزیونی با هم همکاری می کنند. آنها هر دو در خانواده های ناکارآمد زندگی می کنند که زندگی شخصی و حرفه ای آنها را تحت تاثیر قرار می دهد...
فیلم "مگنولیا" با سه داستان نامرتبط از مرگ در شرایط همزمان آغاز می شود. افسر جیم کورینگ به بررسی اختلال در آپارتمان یک زن می پردازد و جسدی را در کمد پیدا می کند. دیکسون، پسر محله ای، سعی می کند به او بگوید چه کسی این قتل را انجام داده است. جیمی مجری برنامه مسابقه ای "به نام بچه ها چه می دانند؟" است. رل پارتریج و جیمی گیتور که هر دو به سرطان مبتلا هستند، در یک برنامه تلویزیونی با هم همکاری می کنند. آنها هر دو در خانواده های ناکارآمد زندگی می کنند که زندگی شخصی و حرفه ای آنها را تحت تاثیر قرار می دهد...
فیلم اتاق پسر درباره یک درمانگر موفق به اسم جیووانی است که خانواده ای پر مهر و محبت و استوار دارد. پسر 17 ساله اش، آندریا، متهم به دزدیدن یک فسیل آمونیتی کمیاب از مدرسهاش است. آندریا تعلیق می شود و به بی گناهی خود اعتراض می کند. جیووانی و آندریا نقشه می کشند تا با هم بدوند، اما جیووانی به خانه یکی از بیمارانش فراخوانده می شود. در عوض، آندریا با یکی از دوستانش به غواصی می رود و در غار زیر آب شنا می کند. اما ناگهان و به طور تصادفی غرق می شود. به دنبال این اتفاق جیووانی، همسر و دخترش دچار آسیب عاطفی عمیق می شوند. در میان این آشفتگی، رازی از زندگی پسرشان فاش می شود که به روشی که هرگز پیش بینی نمی کردند آنها را آرام می کند.
فیلم اتاق پسر درباره یک درمانگر موفق به اسم جیووانی است که خانواده ای پر مهر و محبت و استوار دارد. پسر 17 ساله اش، آندریا، متهم به دزدیدن یک فسیل آمونیتی کمیاب از مدرسهاش است. آندریا تعلیق می شود و به بی گناهی خود اعتراض می کند. جیووانی و آندریا نقشه می کشند تا با هم بدوند، اما جیووانی به خانه یکی از بیمارانش فراخوانده می شود. در عوض، آندریا با یکی از دوستانش به غواصی می رود و در غار زیر آب شنا می کند. اما ناگهان و به طور تصادفی غرق می شود. به دنبال این اتفاق جیووانی، همسر و دخترش دچار آسیب عاطفی عمیق می شوند. در میان این آشفتگی، رازی از زندگی پسرشان فاش می شود که به روشی که هرگز پیش بینی نمی کردند آنها را آرام می کند.
چو مو-وان، نویسندهای که گذشتهای پر از حسرت دارد، به هنگکنگ بازمیگردد و در هتلی اقامت میکند. او درگیر نوشتن داستانی علمی-تخیلی است که در سال ۲۰۴۶ میگذرد؛ جایی که افراد برای بازیابی خاطرات خود سوار قطاری بیبازگشت میشوند. داستان ۲۰۴۶ در حالی که چو با زنان مختلفی آشنا میشود، میان واقعیت و خیال حرکت میکند. بای لینگ، زنی جذاب و آسیبپذیر، یکی از آنهاست که رابطهاش با چو ترکیبی از اشتیاق و فاصله است. وانگ جینگ-ون، دختری ساکت و رازآلود، دیگری است که یادآور عشقی ازدسترفته در زندگی اوست. هر ملاقات، هر رابطه، او را به گذشتهاش نزدیکتر میکند. اما آیا میتوان خاطرات را تغییر داد، یا تنها میتوان آنها را در ذهن نگه داشت؟
چو مو-وان، نویسندهای که گذشتهای پر از حسرت دارد، به هنگکنگ بازمیگردد و در هتلی اقامت میکند. او درگیر نوشتن داستانی علمی-تخیلی است که در سال ۲۰۴۶ میگذرد؛ جایی که افراد برای بازیابی خاطرات خود سوار قطاری بیبازگشت میشوند. داستان ۲۰۴۶ در حالی که چو با زنان مختلفی آشنا میشود، میان واقعیت و خیال حرکت میکند. بای لینگ، زنی جذاب و آسیبپذیر، یکی از آنهاست که رابطهاش با چو ترکیبی از اشتیاق و فاصله است. وانگ جینگ-ون، دختری ساکت و رازآلود، دیگری است که یادآور عشقی ازدسترفته در زندگی اوست. هر ملاقات، هر رابطه، او را به گذشتهاش نزدیکتر میکند. اما آیا میتوان خاطرات را تغییر داد، یا تنها میتوان آنها را در ذهن نگه داشت؟
فیلم در اتاق خواب، حول محور زوجی به نام مت و روث فاولر است که زندگی شاد و آرامی دارند و تنها پسرشان فرانک، که اخیرا از دانشگاه فارغ التحصیل شده برای تابستان به خانه برگشته و کنار هم از تعطیلات لذت می برند. اما فرانک عاشق یک زن مطلقه بزرگتر از خودش به نام ناتالی استراوت شده که دو فرزند دارد. فرانک در آستانه شروع تحصیلات تکمیلی برای معماری است، اما در نظر دارد در شهر بماند تا به کار ماهیگیری ادامه دهد و نزدیک ناتالی و فرزندانش باشد. همسر سابق ناتالی، ریچارد استراوت، سعی میکند راهی برای ورود به زندگی همسر سابق و فرزندانش پیدا کند و برای رساندن مقاصد خود به ناتالی، تلاشهای خشونتباری را انجام میدهد. با پایان یافتن زیبایی تابستان، خانواده فاولر خود را در میان یک تراژدی غیرقابل تصور می یابند.
فیلم در اتاق خواب، حول محور زوجی به نام مت و روث فاولر است که زندگی شاد و آرامی دارند و تنها پسرشان فرانک، که اخیرا از دانشگاه فارغ التحصیل شده برای تابستان به خانه برگشته و کنار هم از تعطیلات لذت می برند. اما فرانک عاشق یک زن مطلقه بزرگتر از خودش به نام ناتالی استراوت شده که دو فرزند دارد. فرانک در آستانه شروع تحصیلات تکمیلی برای معماری است، اما در نظر دارد در شهر بماند تا به کار ماهیگیری ادامه دهد و نزدیک ناتالی و فرزندانش باشد. همسر سابق ناتالی، ریچارد استراوت، سعی میکند راهی برای ورود به زندگی همسر سابق و فرزندانش پیدا کند و برای رساندن مقاصد خود به ناتالی، تلاشهای خشونتباری را انجام میدهد. با پایان یافتن زیبایی تابستان، خانواده فاولر خود را در میان یک تراژدی غیرقابل تصور می یابند.
فیلم درباره اشمیت داستان فردی به همین اسم است که در 66 سالگی از شرکت بیمه بازنشسته می شود، اما حس ناکافی بودن به او دست می دهد. او سفری را برای عروسی دخترش جینی در دنور کلرادو آغاز می کند تا بیشتر از آنچه که انتظارش را داشت، به مکاشفه در مورد خود و زندگی بپردازد. اشمیت از داماد آینده اش یعنی رندال خوشش نمی آید، بنابراین جینی را متقاعد می کند تا با او ازدواج نکند...
فیلم درباره اشمیت داستان فردی به همین اسم است که در 66 سالگی از شرکت بیمه بازنشسته می شود، اما حس ناکافی بودن به او دست می دهد. او سفری را برای عروسی دخترش جینی در دنور کلرادو آغاز می کند تا بیشتر از آنچه که انتظارش را داشت، به مکاشفه در مورد خود و زندگی بپردازد. اشمیت از داماد آینده اش یعنی رندال خوشش نمی آید، بنابراین جینی را متقاعد می کند تا با او ازدواج نکند...
فیلم ساعت ها، تاثیر رمان "خانم دالووی" را بر سه نسل از زنان نشان می دهد که همگی به نوعی در زندگی خود با خودکشی روبرو بوده اند. اگرچه آنها در فاصله ای نزدیک به هشتاد سال از هم جدا شده اند، اما خود را در حال عبور از بحران های مشابه می بینند. زندگی این سه زن با رمان خانم دالووی اثر ویرجینیا وولف در سال 1925 پیوند خورده است. سال 2001 در نیویورک، کلاریسا وان یک جشن برای موفقیت دوست و شاعر مبتلا به ایدزش ریچارد، تدارک دید. ریچارد اغلب از کلاریسا به عنوان "خانم دالووی" یاد می کند. در سال 1951 در کالیفرنیا، لورا براون یک زن خانه دار باردار است که از زندگی خود راضی نیست و با خواندن این رمان از زندگی خود به عنوان یک زن معمولی فرار می کند. در انگلستان دهه 1920 هم ویرجینیا وولف هنگام نوشتن رمان خانم دالووی با افسردگی مبارزه می کند.
فیلم ساعت ها، تاثیر رمان "خانم دالووی" را بر سه نسل از زنان نشان می دهد که همگی به نوعی در زندگی خود با خودکشی روبرو بوده اند. اگرچه آنها در فاصله ای نزدیک به هشتاد سال از هم جدا شده اند، اما خود را در حال عبور از بحران های مشابه می بینند. زندگی این سه زن با رمان خانم دالووی اثر ویرجینیا وولف در سال 1925 پیوند خورده است. سال 2001 در نیویورک، کلاریسا وان یک جشن برای موفقیت دوست و شاعر مبتلا به ایدزش ریچارد، تدارک دید. ریچارد اغلب از کلاریسا به عنوان "خانم دالووی" یاد می کند. در سال 1951 در کالیفرنیا، لورا براون یک زن خانه دار باردار است که از زندگی خود راضی نیست و با خواندن این رمان از زندگی خود به عنوان یک زن معمولی فرار می کند. در انگلستان دهه 1920 هم ویرجینیا وولف هنگام نوشتن رمان خانم دالووی با افسردگی مبارزه می کند.
داستان فیلم "21 گرم" به صورت غیرخطی روایت می شود. جک جردن یک محکوم سابق است که از ایمان خود برای بهبود اعتیاد به مواد مخدر و الکل استفاده می کند. پل ریورز یک استاد ریاضیات با همسری فداکار به نام مری است و یک بیماری قلبی مهلک دارد و اگر قلب جدیدی از اهداکننده عضو دریافت نکند، بیش از یک ماه زنده نخواهد ماند. کریستینا پک یک معتاد به مواد مخدر است که در حال بهبودی است و در حال حاضر یک زندگی عادی در حومه شهر با یک شوهر حامی و دو فرزند دارد. این سه شخصیت مجزا در یک شب به هم گره می خورند...
داستان فیلم "21 گرم" به صورت غیرخطی روایت می شود. جک جردن یک محکوم سابق است که از ایمان خود برای بهبود اعتیاد به مواد مخدر و الکل استفاده می کند. پل ریورز یک استاد ریاضیات با همسری فداکار به نام مری است و یک بیماری قلبی مهلک دارد و اگر قلب جدیدی از اهداکننده عضو دریافت نکند، بیش از یک ماه زنده نخواهد ماند. کریستینا پک یک معتاد به مواد مخدر است که در حال بهبودی است و در حال حاضر یک زندگی عادی در حومه شهر با یک شوهر حامی و دو فرزند دارد. این سه شخصیت مجزا در یک شب به هم گره می خورند...
در فیلم ماهی بزرگ، ویل بلوم و همسرش ژوزفین از پاریس به زادگاه ویل، اشتون آلاباما نقل مکان میکنند. پدر ویل، ادوارد، به سرطان مبتلا شده و در حال درمان شیمی درمانی است. ویل با مشکلاتی مرتبط با پدرش روبرو است، زیرا ادوارد داستانهای خیالی تعریف کرده است که نه تنها برای ویل بلکه برای تمام جهان مهم هستند.
در فیلم ماهی بزرگ، ویل بلوم و همسرش ژوزفین از پاریس به زادگاه ویل، اشتون آلاباما نقل مکان میکنند. پدر ویل، ادوارد، به سرطان مبتلا شده و در حال درمان شیمی درمانی است. ویل با مشکلاتی مرتبط با پدرش روبرو است، زیرا ادوارد داستانهای خیالی تعریف کرده است که نه تنها برای ویل بلکه برای تمام جهان مهم هستند.
داستان فیلم "رودخانه مرموز" درباره دوستان ایرلندی-آمریکایی دوران کودکی، جیمی مارکوم، شان دیوین و دیو بویل در چارلستاون بوستون است که بیست و پنج سال بعد، جیمی یک محکوم سابق و صاحب فروشگاه رفاه محله است. شان یک کارآگاه پلیس ایالتی ماساچوست و دیو یک کارگر یقه آبی است. جیمی و دیو از طریق ازدواج نسبت فامیلی دارند، سلست همسر دیو و آنابث همسر دوم جیمی دختر عمو هستند. حال پس از کشته شدن دختر جیمی آنها دوباره به هم می پیوندند و شان افسر پلیسی است که برای این پرونده منصوب می شود. با این حال، جیمی مظنون است که دیو پشت این قتل است!
داستان فیلم "رودخانه مرموز" درباره دوستان ایرلندی-آمریکایی دوران کودکی، جیمی مارکوم، شان دیوین و دیو بویل در چارلستاون بوستون است که بیست و پنج سال بعد، جیمی یک محکوم سابق و صاحب فروشگاه رفاه محله است. شان یک کارآگاه پلیس ایالتی ماساچوست و دیو یک کارگر یقه آبی است. جیمی و دیو از طریق ازدواج نسبت فامیلی دارند، سلست همسر دیو و آنابث همسر دوم جیمی دختر عمو هستند. حال پس از کشته شدن دختر جیمی آنها دوباره به هم می پیوندند و شان افسر پلیسی است که برای این پرونده منصوب می شود. با این حال، جیمی مظنون است که دیو پشت این قتل است!
داستان این فیلم روایت زندگی رامون سامپدرو اسپانیایی است که در یک کمپین 28 ساله برای به دست آوردن حق پایان دادن به زندگی خود به کمک خودکشی مبارزه کرد. این فیلم به بررسی روابط رامون با دو زن می پردازد: جولیا، وکیلی که از سندرم کادازیل رنج می برد و از آرمان او حمایت می کند، و رُزا، زنی محلی که می خواهد او را متقاعد کند که زندگی اش ارزش ادامه دادن را دارد. رامون که اکنون 54 ساله است، 26 سال است که به دنبال یک حادثه غواصی که باعث فلج شدن او از گردن به پایین شد، برای حق مرگش مبارزه کرده است.
داستان این فیلم روایت زندگی رامون سامپدرو اسپانیایی است که در یک کمپین 28 ساله برای به دست آوردن حق پایان دادن به زندگی خود به کمک خودکشی مبارزه کرد. این فیلم به بررسی روابط رامون با دو زن می پردازد: جولیا، وکیلی که از سندرم کادازیل رنج می برد و از آرمان او حمایت می کند، و رُزا، زنی محلی که می خواهد او را متقاعد کند که زندگی اش ارزش ادامه دادن را دارد. رامون که اکنون 54 ساله است، 26 سال است که به دنبال یک حادثه غواصی که باعث فلج شدن او از گردن به پایین شد، برای حق مرگش مبارزه کرده است.
در فیلم بچههای کوچک، سارا پیرس با همسرش ریچارد و دخترش لوسی در حومه بوستون زندگی می کند. زمانی که او متوجه اعتیاد شوهرش به پورنوگرافی اینترنتی می شود، طلاق می گیرند. او یک روز با برد آدامسون، یک دانشجوی حقوق آشنا می شود که پسر چهار ساله اش آرون را به پارک می آورد و ازدواج ناموفقی دارد. برد و سارا با هم دوست می شوند. در این میان، رونی جی مک گوروی، مجرم جنسی که به تازگی از زندان آزاد شده، با مادرش "می" زندگی می کند که معتقد است اگر رونی با زنی هم سن و سال خود آشنا شود، بیماری پدوفیلی او درمان می شود. اما اتفاقاتی رخ می دهد که همه چیز را تغییر خواهد داد.
در فیلم بچههای کوچک، سارا پیرس با همسرش ریچارد و دخترش لوسی در حومه بوستون زندگی می کند. زمانی که او متوجه اعتیاد شوهرش به پورنوگرافی اینترنتی می شود، طلاق می گیرند. او یک روز با برد آدامسون، یک دانشجوی حقوق آشنا می شود که پسر چهار ساله اش آرون را به پارک می آورد و ازدواج ناموفقی دارد. برد و سارا با هم دوست می شوند. در این میان، رونی جی مک گوروی، مجرم جنسی که به تازگی از زندان آزاد شده، با مادرش "می" زندگی می کند که معتقد است اگر رونی با زنی هم سن و سال خود آشنا شود، بیماری پدوفیلی او درمان می شود. اما اتفاقاتی رخ می دهد که همه چیز را تغییر خواهد داد.
در فیلم "فوقالعاده بلند و بیش از حد نزدیک" یا "فوق العاده بلند و بی نهایت نزدیک"، ما با پسر نه سالهای که دارای استعدادهای مختلف و اختلالات رفتاری است، آشنا میشویم. پس از مرگ پدرش در حمله به برجهای دوقلو در 11 سپتامبر 2001، او قصد دارد تا قفلی را که پدرش نگه داشته بود و مطابق با کلید مرموزی است، پیدا کند. پسرک به همراه مادرش به سفری در سراسر شهر نیویورک میرود تا این قفل را پیدا کند. در این سفر، او با افراد مختلفی آشنا میشود و با تجربیات جدید و پر از احساسات روبرو میشود. این سفر برای او به یک ماجراجویی شخصی و همچنین فرصتی برای درک و پذیرش مرگ پدرش تبدیل میشود. فیلم "فوقالعاده بلند و بیش از حد نزدیک" یک داستان دلنشین و پر از احساسات است که به بررسی تأثیرات حادثه 11 سپتامبر بر زندگی یک خانواده و جامعه میپردازد.
در فیلم "فوقالعاده بلند و بیش از حد نزدیک" یا "فوق العاده بلند و بی نهایت نزدیک"، ما با پسر نه سالهای که دارای استعدادهای مختلف و اختلالات رفتاری است، آشنا میشویم. پس از مرگ پدرش در حمله به برجهای دوقلو در 11 سپتامبر 2001، او قصد دارد تا قفلی را که پدرش نگه داشته بود و مطابق با کلید مرموزی است، پیدا کند. پسرک به همراه مادرش به سفری در سراسر شهر نیویورک میرود تا این قفل را پیدا کند. در این سفر، او با افراد مختلفی آشنا میشود و با تجربیات جدید و پر از احساسات روبرو میشود. این سفر برای او به یک ماجراجویی شخصی و همچنین فرصتی برای درک و پذیرش مرگ پدرش تبدیل میشود. فیلم "فوقالعاده بلند و بیش از حد نزدیک" یک داستان دلنشین و پر از احساسات است که به بررسی تأثیرات حادثه 11 سپتامبر بر زندگی یک خانواده و جامعه میپردازد.
فیلم «ضدمسیح» داستان زوجی را روایت میکند که پس از مرگ دلخراش فرزند خردسالشان، برای فرار از اندوه و ترمیم رابطه فروپاشیدهشان، به کلبهای دورافتاده در دل جنگلی به نام «عدن» پناه میبرند. مرد، که رواندرمانگر است، تلاش میکند همسرش را که در چنگال غمی فلجکننده اسیر شده، درمان کند. اما اقامت آنها در این مکان منزوی، به جای التیام، به سفری هولناک به اعماق تاریکی روان بدل میشود. طبیعت وحشی اطرافشان، بازتابی از آشفتگی درونی آنهاست و زن به تدریج رفتارهای جنسی خشن و باورهای هراسناکی از خود بروز میدهد. با تشدید تنشها و ظهور نمادهای شوم، کلبه به صحنه جدالی بیرحمانه با غم، گناه و نیروهای ناشناخته تبدیل میشود.
فیلم «ضدمسیح» داستان زوجی را روایت میکند که پس از مرگ دلخراش فرزند خردسالشان، برای فرار از اندوه و ترمیم رابطه فروپاشیدهشان، به کلبهای دورافتاده در دل جنگلی به نام «عدن» پناه میبرند. مرد، که رواندرمانگر است، تلاش میکند همسرش را که در چنگال غمی فلجکننده اسیر شده، درمان کند. اما اقامت آنها در این مکان منزوی، به جای التیام، به سفری هولناک به اعماق تاریکی روان بدل میشود. طبیعت وحشی اطرافشان، بازتابی از آشفتگی درونی آنهاست و زن به تدریج رفتارهای جنسی خشن و باورهای هراسناکی از خود بروز میدهد. با تشدید تنشها و ظهور نمادهای شوم، کلبه به صحنه جدالی بیرحمانه با غم، گناه و نیروهای ناشناخته تبدیل میشود.
"جاده انقلابی" فیلمی درام است. این فیلم در سال ۲۰۰۸ اکران شد و بر اساس رمانی از ریچارد ییتس ساخته شده است. داستان فیلم در دهه ۱۹۵۰ میلادی در آمریکا روایت میشود و درباره زوجی به نامهای "فرانک و آپریل ویلر" است که به نظر میرسد زندگی دوران جوانی شان را در جاده انقلابی در راه آرزوها و آرمانهای بزرگ به دنبال یک زندگی خلاق و متفاوت آغاز کردهاند. اما تدریجاً با مشکلاتی در روابط خود، زندگی شهری و تضادهای فراوانی در ایدهها و اهداف خود مواجه میشوند.
"جاده انقلابی" فیلمی درام است. این فیلم در سال ۲۰۰۸ اکران شد و بر اساس رمانی از ریچارد ییتس ساخته شده است. داستان فیلم در دهه ۱۹۵۰ میلادی در آمریکا روایت میشود و درباره زوجی به نامهای "فرانک و آپریل ویلر" است که به نظر میرسد زندگی دوران جوانی شان را در جاده انقلابی در راه آرزوها و آرمانهای بزرگ به دنبال یک زندگی خلاق و متفاوت آغاز کردهاند. اما تدریجاً با مشکلاتی در روابط خود، زندگی شهری و تضادهای فراوانی در ایدهها و اهداف خود مواجه میشوند.
فیلم نوادگان یا زادگان داستان خانواده مت را روایت می کند که یک ثروت و زمین هنگفت دارند و بلاتکلیف مانده است. علی رغم درگیری های مت برای این میراث، خانواده او حسابی دچار مشکل شده است. چرا که همسرش الیزابت به خاطر سانحه قایق سواری در کما به سر می برد و دخترانش اسکاتی و الکس هر کدام در سویی با مشکلات دست و پنجه نرم می کنند. مت تصمیم می گیرد دوباره خانواده را کنار هم جمع کند و با دخترانش ارتباط بگیرد.
فیلم نوادگان یا زادگان داستان خانواده مت را روایت می کند که یک ثروت و زمین هنگفت دارند و بلاتکلیف مانده است. علی رغم درگیری های مت برای این میراث، خانواده او حسابی دچار مشکل شده است. چرا که همسرش الیزابت به خاطر سانحه قایق سواری در کما به سر می برد و دخترانش اسکاتی و الکس هر کدام در سویی با مشکلات دست و پنجه نرم می کنند. مت تصمیم می گیرد دوباره خانواده را کنار هم جمع کند و با دخترانش ارتباط بگیرد.
داستان انیمیشن بالا از زندگی و ماجراجویی کارل فردریکسن، مردی ۷۸ ساله و تنها، شروع میشود که پس از فوت همسرش، تصمیم میگیرد خانهاش را با هزاران بادکنک به پرواز درآورد و رویای سفر به آبشار پردایز فالز در آمریکای جنوبی را، که روزی با همسرش در سر داشت، محقق کند. این سفر که قرار است تنها باشد، با ورود پسربچهای پیشآهنگ به نام راسل، سرشار از شگفتی و همراهیهای غیرمنتظره میشود. بالا با ورود ناگهانی راسل، ماجراجوییای را آغاز میکند که طی آن کارل یاد میگیرد چگونه گذشته را پشت سر بگذارد و بار دیگر از زندگی لذت ببرد. راسل، با انرژی و خوشقلبیاش، به عنوان همسفری جوان و کنجکاو، به این سفر معنایی جدید میبخشد. این دو، در کنار یک سگ سخنگو به نام داگ و پرندهای کمیاب و رنگارنگ به نام کوین، با چالشها و اتفاقات غیرمنتظرهای مواجه میشوند که طنز و هیجان داستان را افزایش میدهد و مخاطب را غرق در دنیای بکر و زیبای انیمیشن میکند.
داستان انیمیشن بالا از زندگی و ماجراجویی کارل فردریکسن، مردی ۷۸ ساله و تنها، شروع میشود که پس از فوت همسرش، تصمیم میگیرد خانهاش را با هزاران بادکنک به پرواز درآورد و رویای سفر به آبشار پردایز فالز در آمریکای جنوبی را، که روزی با همسرش در سر داشت، محقق کند. این سفر که قرار است تنها باشد، با ورود پسربچهای پیشآهنگ به نام راسل، سرشار از شگفتی و همراهیهای غیرمنتظره میشود. بالا با ورود ناگهانی راسل، ماجراجوییای را آغاز میکند که طی آن کارل یاد میگیرد چگونه گذشته را پشت سر بگذارد و بار دیگر از زندگی لذت ببرد. راسل، با انرژی و خوشقلبیاش، به عنوان همسفری جوان و کنجکاو، به این سفر معنایی جدید میبخشد. این دو، در کنار یک سگ سخنگو به نام داگ و پرندهای کمیاب و رنگارنگ به نام کوین، با چالشها و اتفاقات غیرمنتظرهای مواجه میشوند که طنز و هیجان داستان را افزایش میدهد و مخاطب را غرق در دنیای بکر و زیبای انیمیشن میکند.
داستان فیلم "کشتیگیر" در مورد یک کشتیگیر بازنشسته به نام رندی است که روزگاری یکی از ستارگان این ورزش محسوب میشده است. اما رندی پس از مصدومیتهای شدیدی که داشت، تصمیم به بازنشستگی میگیرد. اکنون او در یک مغازه خواروبارفروشی مشغول به کار است و تصمیم دارد تا ادامه زندگی خود را همراه با خانواده و دخترش سپری کند. در حقیقت رندی میخواهد تا روزهای گذشته را برای دختر خود جبران کند. اما وقتی که سروکله رقیب قدیمی رندی پیدا میشود، همه چیز برای او تغییر میکند. رقیب رندی به او پیشنهاد یک مبارزه را میدهد و حالا رندی بر سر دوراهی سختی گیر افتاده است...
داستان فیلم "کشتیگیر" در مورد یک کشتیگیر بازنشسته به نام رندی است که روزگاری یکی از ستارگان این ورزش محسوب میشده است. اما رندی پس از مصدومیتهای شدیدی که داشت، تصمیم به بازنشستگی میگیرد. اکنون او در یک مغازه خواروبارفروشی مشغول به کار است و تصمیم دارد تا ادامه زندگی خود را همراه با خانواده و دخترش سپری کند. در حقیقت رندی میخواهد تا روزهای گذشته را برای دختر خود جبران کند. اما وقتی که سروکله رقیب قدیمی رندی پیدا میشود، همه چیز برای او تغییر میکند. رقیب رندی به او پیشنهاد یک مبارزه را میدهد و حالا رندی بر سر دوراهی سختی گیر افتاده است...
فیلم بیوتیفول یا زیبا (Biutiful) محصول سال 2010، به کارگردانی آلخاندرو González Iñárritu، داستان مردی به نام اوکس (با بازی خاویر باردم) را روایت میکند که با بیماری سرطان مواجه است و می خواهد هر طور شده تا قبل از مرگ، دنیای خود را به طور مناسب ترک کند. اوکس یک پدر تنها است که برای تأمین معیشت خانواده و آماده کردن آنها برای آیندهای بدون خودش تلاش میکند. او با مشکلات زیادی از جمله مشکلات مالی، مسائل خانوادگی و روابط پیچیده با دنیای زیرزمینی روبرو است. فیلم زیبا تصویری عمیق و احساسی از مبارزه برای ایجاد آرامش و معنا در پایان زندگی را به نمایش میگذارد.
فیلم بیوتیفول یا زیبا (Biutiful) محصول سال 2010، به کارگردانی آلخاندرو González Iñárritu، داستان مردی به نام اوکس (با بازی خاویر باردم) را روایت میکند که با بیماری سرطان مواجه است و می خواهد هر طور شده تا قبل از مرگ، دنیای خود را به طور مناسب ترک کند. اوکس یک پدر تنها است که برای تأمین معیشت خانواده و آماده کردن آنها برای آیندهای بدون خودش تلاش میکند. او با مشکلات زیادی از جمله مشکلات مالی، مسائل خانوادگی و روابط پیچیده با دنیای زیرزمینی روبرو است. فیلم زیبا تصویری عمیق و احساسی از مبارزه برای ایجاد آرامش و معنا در پایان زندگی را به نمایش میگذارد.
فیلم درام و معمایی "ویران شده" در سال ۲۰۱۰ بر اساس نمایشنامهای اثر ویلهلمه شولمن ساخته شده است. جان و سیمون برای کشف تاریخچه خانوادگی و برآورده کردن آخرین آرزوهای مادرشان به خاورمیانه سفر میکنند .در این سفر، آنها با گذشته تاریخی پیچیده خود و رازهای مخفیانه خانوادهشان روبرو میشوند. این فیلم با جذابیت معمایی خود، تصاویر زیبا و بازی برجسته بازیگران، داستانی فراتر از انتظارات را نشان میدهد.
فیلم درام و معمایی "ویران شده" در سال ۲۰۱۰ بر اساس نمایشنامهای اثر ویلهلمه شولمن ساخته شده است. جان و سیمون برای کشف تاریخچه خانوادگی و برآورده کردن آخرین آرزوهای مادرشان به خاورمیانه سفر میکنند .در این سفر، آنها با گذشته تاریخی پیچیده خود و رازهای مخفیانه خانوادهشان روبرو میشوند. این فیلم با جذابیت معمایی خود، تصاویر زیبا و بازی برجسته بازیگران، داستانی فراتر از انتظارات را نشان میدهد.
در فیلم "یک مرد مجرد"، جورج، استاد انگلیسی در دهه 1960 لس آنجلس، یک سال پس از مرگ ناگهانی معشوقه اش، در حال تلاش برای ادامه زندگی است. او به علت این تلخی و احساس تنهایی، با روزهای معمولی خود کنار نمیآید. در طول یک روز، جورج با دانشجویانش در دانشگاه تعامل میکند و با همکارانش در دفتر هم صحبت میکند. اما درونش همچنان با درد و رنج از از دست دادن عشق خود مبارزه میکند. او سعی دارد به هر نحوی که شده، از زندگی لذت ببرد و با افراد دیگر ارتباط برقرار کند. در طول فیلم، جورج با چالشهای روزمره روبرو میشود و با خاطرات گذشته و عشقی که از دست داده، در ستیز است.
در فیلم "یک مرد مجرد"، جورج، استاد انگلیسی در دهه 1960 لس آنجلس، یک سال پس از مرگ ناگهانی معشوقه اش، در حال تلاش برای ادامه زندگی است. او به علت این تلخی و احساس تنهایی، با روزهای معمولی خود کنار نمیآید. در طول یک روز، جورج با دانشجویانش در دانشگاه تعامل میکند و با همکارانش در دفتر هم صحبت میکند. اما درونش همچنان با درد و رنج از از دست دادن عشق خود مبارزه میکند. او سعی دارد به هر نحوی که شده، از زندگی لذت ببرد و با افراد دیگر ارتباط برقرار کند. در طول فیلم، جورج با چالشهای روزمره روبرو میشود و با خاطرات گذشته و عشقی که از دست داده، در ستیز است.
فیلم "هرگز رهایم مکن" (Never Let Me Go)، که در سال 2010 اکران شد، اثری درام علمی-تخیلی است که بر اساس رمانی با همین نام از Kazuo Ishiguro ساخته شده است. داستان فیلم در جهانی موازی انگلستان اتفاق میافتد. داستان این فیلم در یک دنیای متفاوت و پیشرفته رقم میخورد، جایی که دانشآموزان در یک مدرسه ویژه بزرگ مراقبت میشوند. این داستان درباره دو دوست صمیمی است که با یک دختر جدید به نام Ruth آشنا میشوند و روابط آنها در طول زمان با توجه به شرایط و اتفاقات جدید تحول پیدا میکند. آنها به طور تدریجی در مورد واقعیتی تلخ درباره زندگی و سرنوشت خود آگاه میشوند که تأثیر بسیار زیادی بر زندگی آنها دارد.
فیلم "هرگز رهایم مکن" (Never Let Me Go)، که در سال 2010 اکران شد، اثری درام علمی-تخیلی است که بر اساس رمانی با همین نام از Kazuo Ishiguro ساخته شده است. داستان فیلم در جهانی موازی انگلستان اتفاق میافتد. داستان این فیلم در یک دنیای متفاوت و پیشرفته رقم میخورد، جایی که دانشآموزان در یک مدرسه ویژه بزرگ مراقبت میشوند. این داستان درباره دو دوست صمیمی است که با یک دختر جدید به نام Ruth آشنا میشوند و روابط آنها در طول زمان با توجه به شرایط و اتفاقات جدید تحول پیدا میکند. آنها به طور تدریجی در مورد واقعیتی تلخ درباره زندگی و سرنوشت خود آگاه میشوند که تأثیر بسیار زیادی بر زندگی آنها دارد.
فیلم "اینجا شما را ترک میکنم" یک اثر کمدی درام است که در سال ۲۰۱۴ منتشر شد. داستان آن در مورد خانوادهای است که پس از مرگ پدر خود، مجبور به گذراندن یک دوره زمانی با هم در خانهای که در آن بزرگ شدهاند، میشوند. جیسون بیتمن، بازیگر اصلی فیلم، نقش "جی" را بازی میکند، یک مرد متاهل که بعد از اخبار مرگ پدرش، باید به خانه خود بازگردد و در کنار خانوادهاش به سراغ خاطرات گذشته برود. همینطور که اعضای خانواده به ترتیب با این شرایط و روابط پیچیده خود دست و پنجه نرم میکنند، این اتفاقات و رویدادهای بزرگ، بحرانها و شرایط خندهدار زیادی را به وجود میآورد. فیلم با موضوعاتی از جمله خانواده، عشق، روابط بین افراد و گذراندن زمان با هم، طنز و در عین حال عمق داستان را به نمایش میگذارد.
فیلم "اینجا شما را ترک میکنم" یک اثر کمدی درام است که در سال ۲۰۱۴ منتشر شد. داستان آن در مورد خانوادهای است که پس از مرگ پدر خود، مجبور به گذراندن یک دوره زمانی با هم در خانهای که در آن بزرگ شدهاند، میشوند. جیسون بیتمن، بازیگر اصلی فیلم، نقش "جی" را بازی میکند، یک مرد متاهل که بعد از اخبار مرگ پدرش، باید به خانه خود بازگردد و در کنار خانوادهاش به سراغ خاطرات گذشته برود. همینطور که اعضای خانواده به ترتیب با این شرایط و روابط پیچیده خود دست و پنجه نرم میکنند، این اتفاقات و رویدادهای بزرگ، بحرانها و شرایط خندهدار زیادی را به وجود میآورد. فیلم با موضوعاتی از جمله خانواده، عشق، روابط بین افراد و گذراندن زمان با هم، طنز و در عین حال عمق داستان را به نمایش میگذارد.
داستان مالیخولیا در دو بخش روایت میشود که هر کدام بر روی یکی از دو خواهر، جاستین و کلر، تمرکز دارد. فیلم با ازدواج جاستین آغاز میشود، اما جشن عروسی به زودی به یک فاجعه تبدیل میشود زیرا جاستین درگیر افسردگی عمیقی است که او را از شادی و لذت محروم کرده است. در بخش دوم فیلم، ما شاهد تلاش کلر برای حفظ آرامش خانواده در مقابل یک تهدید جهانی هستیم: سیارهای به نام مالیخولیا که در مسیر برخورد با زمین قرار دارد. در حالی که کلر با وحشت و اضطراب دست و پنجه نرم میکند، جاستین به نوعی آرامش و پذیرش دست مییابد.
داستان مالیخولیا در دو بخش روایت میشود که هر کدام بر روی یکی از دو خواهر، جاستین و کلر، تمرکز دارد. فیلم با ازدواج جاستین آغاز میشود، اما جشن عروسی به زودی به یک فاجعه تبدیل میشود زیرا جاستین درگیر افسردگی عمیقی است که او را از شادی و لذت محروم کرده است. در بخش دوم فیلم، ما شاهد تلاش کلر برای حفظ آرامش خانواده در مقابل یک تهدید جهانی هستیم: سیارهای به نام مالیخولیا که در مسیر برخورد با زمین قرار دارد. در حالی که کلر با وحشت و اضطراب دست و پنجه نرم میکند، جاستین به نوعی آرامش و پذیرش دست مییابد.
فیلم "تازهکارها" یا "مبتدی ها" (Beginners) داستان الیور، یک طراح گرافیک را روایت میکند که پس از مرگ پدرش با آنا، زنی آزاد و غیرقابل پیشبینی، آشنا میشود. الیور با الهام از خاطرات پدرش که در سن 75 سالگی پس از مرگ همسرش به گرایش خود اعتراف کرده و زندگی جدیدی را آغاز کرده بود، تلاش میکند تا بر ترسهایش غلبه کند و خود را در معرض پتانسیل یک رابطه واقعی و طولانیمدت قرار دهد. فیلم به زیبایی ترکیبی از گذشته و حال الیور را نشان میدهد که چگونه تجربیات گذشتهاش او را به پذیرش عشق و زندگی جدید سوق میدهد.
فیلم "تازهکارها" یا "مبتدی ها" (Beginners) داستان الیور، یک طراح گرافیک را روایت میکند که پس از مرگ پدرش با آنا، زنی آزاد و غیرقابل پیشبینی، آشنا میشود. الیور با الهام از خاطرات پدرش که در سن 75 سالگی پس از مرگ همسرش به گرایش خود اعتراف کرده و زندگی جدیدی را آغاز کرده بود، تلاش میکند تا بر ترسهایش غلبه کند و خود را در معرض پتانسیل یک رابطه واقعی و طولانیمدت قرار دهد. فیلم به زیبایی ترکیبی از گذشته و حال الیور را نشان میدهد که چگونه تجربیات گذشتهاش او را به پذیرش عشق و زندگی جدید سوق میدهد.
داستان در مورد پسری به نام چارلی است که وارد سال اول دبیرستان میشود. چارلی درونگرا و منزوی است و وضعیت روحی نامناسبی دارد. او در زمان ورود به دبیرستان، تنها دوستی به نام مایکل داشته که متاسفانه خودکشی کرده و این ماجرا زندگی او را تحت تاثیر قرار داده است. در زمینهٔ روانشناسی، چارلی با مشکلات روحی و اجتماعی مواجه است و این موضوع باعث شده تا به عنوان یک "دیواره" در مدرسه شناخته شود؛ یعنی فردی که بیشتر در کنار دیوارها و از دیدهها دور میماند و با دیگران ارتباط کمی دارد...
داستان در مورد پسری به نام چارلی است که وارد سال اول دبیرستان میشود. چارلی درونگرا و منزوی است و وضعیت روحی نامناسبی دارد. او در زمان ورود به دبیرستان، تنها دوستی به نام مایکل داشته که متاسفانه خودکشی کرده و این ماجرا زندگی او را تحت تاثیر قرار داده است. در زمینهٔ روانشناسی، چارلی با مشکلات روحی و اجتماعی مواجه است و این موضوع باعث شده تا به عنوان یک "دیواره" در مدرسه شناخته شود؛ یعنی فردی که بیشتر در کنار دیوارها و از دیدهها دور میماند و با دیگران ارتباط کمی دارد...
فیلم قلب طبیعی یا قلب عادی داستان نقابی بر سر حوادث ویروس اچآیوی در دهه ۱۹۸۰ و نقش مبارزهگران اجتماعی برای مقابله با آن را دنبال میکند. با حضور مارک رافالو، جولیا رابرتز، و جیم پارسونز، این درام تلویزیونی بر اساس نمایشنامهای از لری کریماس نوشته شده است و نگاهی گسترده به نبردهای فرهنگی و انسانی در مواجهه با این بیماری را ارائه میدهد.
فیلم قلب طبیعی یا قلب عادی داستان نقابی بر سر حوادث ویروس اچآیوی در دهه ۱۹۸۰ و نقش مبارزهگران اجتماعی برای مقابله با آن را دنبال میکند. با حضور مارک رافالو، جولیا رابرتز، و جیم پارسونز، این درام تلویزیونی بر اساس نمایشنامهای از لری کریماس نوشته شده است و نگاهی گسترده به نبردهای فرهنگی و انسانی در مواجهه با این بیماری را ارائه میدهد.
فیلم شرم داستان مردی به نام براندون است. او یک راز مخفی و یک مشکل جسمی و روانی دارد. پس از اینکه خواهرش برای زندگی به آپارتمان او می آید زندگیش بهم میریزد و از برملاء شدن راز و مشکلش نگران است.
فیلم شرم داستان مردی به نام براندون است. او یک راز مخفی و یک مشکل جسمی و روانی دارد. پس از اینکه خواهرش برای زندگی به آپارتمان او می آید زندگیش بهم میریزد و از برملاء شدن راز و مشکلش نگران است.
"13 دلیل برای اینکه" یک سریال دارای موضوعات سنگین و گاهاً جدی است، داستان نوجوانی به نام کلی جنسن را روایت میکند. کلی، پس از خودکشی هانا بیکر، همکلاسی و دوستش، یک جعبه مرموز با 13 نوار کاست میابد. هر نوار متعلق به یک دلیل است که هانا آن را به عنوان دلیلی برای خودکشی او ضبط کرده است. کلی در طول فصول این سریال، هر نوار را گوش میدهد و درک بهتری از اتفاقاتی که به خودکشی هانا منجر شده است، پیدا میکند. این سریال بر آسیبهای روحی، خشونت، انتقال اطلاعات از یک فرد به دیگری و اثرگذاری دلایل مختلف بر تصمیمات زندگی متمرکز است. همچنین پیرامون مسائلی چون افسردگی، اضطراب، خودکشی و دیگر موضوعات اجتماعی آموزنده است.
"13 دلیل برای اینکه" یک سریال دارای موضوعات سنگین و گاهاً جدی است، داستان نوجوانی به نام کلی جنسن را روایت میکند. کلی، پس از خودکشی هانا بیکر، همکلاسی و دوستش، یک جعبه مرموز با 13 نوار کاست میابد. هر نوار متعلق به یک دلیل است که هانا آن را به عنوان دلیلی برای خودکشی او ضبط کرده است. کلی در طول فصول این سریال، هر نوار را گوش میدهد و درک بهتری از اتفاقاتی که به خودکشی هانا منجر شده است، پیدا میکند. این سریال بر آسیبهای روحی، خشونت، انتقال اطلاعات از یک فرد به دیگری و اثرگذاری دلایل مختلف بر تصمیمات زندگی متمرکز است. همچنین پیرامون مسائلی چون افسردگی، اضطراب، خودکشی و دیگر موضوعات اجتماعی آموزنده است.
سریال برودچرچ در یک شهر ساحلی کوچک و آرام اتفاق می افتد. هنگامی که جسد یک پسر 11 ساله به نام دنی لاتیمر، خون آلود و کثیف در ساحل پیدا می شود، این شهر کوچک در کانون تحقیقات پلیس و جنون رسانه ای قرار می گیرد و به شهری تبدیل می شود که حالا رازهای پیچیدهای دارد. به تدریج، اعضای بیشتری از جامعه به تحقیقات کشیده می شوند. خانواده دنی در حالی که با توجهات ناخواسته زیادی روبرو هستند، سعی می کنند با غم و اندوه این مساله کنار بیایند. هنگامی که یک مظنون نام برده شده و متهم میشود، او قول میدهد که در دادگاه بعدی اسرار بیشتری از مردم شهر را افشا کند.
سریال برودچرچ در یک شهر ساحلی کوچک و آرام اتفاق می افتد. هنگامی که جسد یک پسر 11 ساله به نام دنی لاتیمر، خون آلود و کثیف در ساحل پیدا می شود، این شهر کوچک در کانون تحقیقات پلیس و جنون رسانه ای قرار می گیرد و به شهری تبدیل می شود که حالا رازهای پیچیدهای دارد. به تدریج، اعضای بیشتری از جامعه به تحقیقات کشیده می شوند. خانواده دنی در حالی که با توجهات ناخواسته زیادی روبرو هستند، سعی می کنند با غم و اندوه این مساله کنار بیایند. هنگامی که یک مظنون نام برده شده و متهم میشود، او قول میدهد که در دادگاه بعدی اسرار بیشتری از مردم شهر را افشا کند.
در فیلم "ورود"، هانا دختر زبانشناس لوئیز بنکس در سن دوازده سالگی بر اثر یک بیماری صعب العلاج درگذشت. دوازده فضاپیمای فرازمینی بر فراز مکان های مختلف در اطراف زمین شناور هستند. در وحشت گسترده متعاقب آن، کشورهای آسیب دیده کارشناسان نظامی و علمی را برای نظارت و مطالعه آنها می فرستند. بنک و دانلی در مورد زبان نوشتاری پیچیده بیگانگان که از عبارات پالیندرومیک با نمادهای دایره ای نوشته شده است تحقیق می کنند و نتایج را با سایر کشورها به اشتراک می گذارند. همانطور که بنکس زبان را مطالعه می کند، او تصاویری شبیه به فلش بک از دخترش را میبیند...
در فیلم "ورود"، هانا دختر زبانشناس لوئیز بنکس در سن دوازده سالگی بر اثر یک بیماری صعب العلاج درگذشت. دوازده فضاپیمای فرازمینی بر فراز مکان های مختلف در اطراف زمین شناور هستند. در وحشت گسترده متعاقب آن، کشورهای آسیب دیده کارشناسان نظامی و علمی را برای نظارت و مطالعه آنها می فرستند. بنک و دانلی در مورد زبان نوشتاری پیچیده بیگانگان که از عبارات پالیندرومیک با نمادهای دایره ای نوشته شده است تحقیق می کنند و نتایج را با سایر کشورها به اشتراک می گذارند. همانطور که بنکس زبان را مطالعه می کند، او تصاویری شبیه به فلش بک از دخترش را میبیند...
داستان این سریال در مورد یک خبرنگار به نام کمیل پریکر است که به شهر کوچک خود بازمیگردد تا درباره یک جنایت و یک قتل خشن گزارش بدهد. هنگام بازگشت به شهر خود، کمیل با شیاطین گذشتهاش و مشکلات روانی خود مواجه میشود. او نه تنها با معماهای پیچیده این جنایت مواجه میشود، بلکه در طول داستان نیز باید با خاطرات ناخوشایند و رویدادهایی از گذشته خود مقابله کند که به طور مستقیم وابسته به این پرونده جنایی است. این سریال بر اساس رمانی به همین نام اثر گیلیان فلین ساخته شده و با بازیگری زیبا و جذابیت فوقالعاده، به بررسی مسائلی چون جنایت، روانشناسی انسان و رویدادهای گذشته پرداخته است.
داستان این سریال در مورد یک خبرنگار به نام کمیل پریکر است که به شهر کوچک خود بازمیگردد تا درباره یک جنایت و یک قتل خشن گزارش بدهد. هنگام بازگشت به شهر خود، کمیل با شیاطین گذشتهاش و مشکلات روانی خود مواجه میشود. او نه تنها با معماهای پیچیده این جنایت مواجه میشود، بلکه در طول داستان نیز باید با خاطرات ناخوشایند و رویدادهایی از گذشته خود مقابله کند که به طور مستقیم وابسته به این پرونده جنایی است. این سریال بر اساس رمانی به همین نام اثر گیلیان فلین ساخته شده و با بازیگری زیبا و جذابیت فوقالعاده، به بررسی مسائلی چون جنایت، روانشناسی انسان و رویدادهای گذشته پرداخته است.
داستان این سریال در دنیایی مدرن و بعد از وقوع یک حادثه عجیب و غریب روایت میشود که در آن 2 درصد از جمعیت جهان به طور ناگهانی ناپدید میشوند. این رویداد ناگهانی باعث تحولاتی ناگهانی و عجیب در زندگی انسانها شده است. داستان سریال بعد از گذشت سه سال از این واقعه شکل میگیرد و به تلاشهای گروهی از مردم در یک جامعه کوچک در نیویورک میپردازد که سعی دارند زندگی خود را ادامه دهند و همچنین با ماهیت غیرقابل توضیح و مرموز این فاجعه مواجه شوند. این سریال با بررسی مسائلی چون انسانیت، اعتقادات، احساسات و واکنشهای انسانی در مواجهه با رویدادهای غیرمعمول، توانسته است توجه بسیاری از منتقدان و بینندگان را جلب کرده و به عنوان یک سریال معمایی و فلسفی شناخته شود.
داستان این سریال در دنیایی مدرن و بعد از وقوع یک حادثه عجیب و غریب روایت میشود که در آن 2 درصد از جمعیت جهان به طور ناگهانی ناپدید میشوند. این رویداد ناگهانی باعث تحولاتی ناگهانی و عجیب در زندگی انسانها شده است. داستان سریال بعد از گذشت سه سال از این واقعه شکل میگیرد و به تلاشهای گروهی از مردم در یک جامعه کوچک در نیویورک میپردازد که سعی دارند زندگی خود را ادامه دهند و همچنین با ماهیت غیرقابل توضیح و مرموز این فاجعه مواجه شوند. این سریال با بررسی مسائلی چون انسانیت، اعتقادات، احساسات و واکنشهای انسانی در مواجهه با رویدادهای غیرمعمول، توانسته است توجه بسیاری از منتقدان و بینندگان را جلب کرده و به عنوان یک سریال معمایی و فلسفی شناخته شود.
در داستان این فیلم در دهه 1960 جمهوری خلق لهستان، آنا، راهبهای تازه کار است که پیشوایش به او میگوید که قبل از اینکه آخرین عهدش را بپذیرد، باید عمهاش، واندا گروز، که تنها بازمانده از بستگانش است را ببیند. آنا به ورشو سفر می کند و واندا که یک قاضی مشروب خوار و از نظر جنسی بی بند و بار است، فاش می کند که نام واقعی آنا، آیدا لبنشتاین است. والدین آیدا یهودیانی بودند که در اواخر اشغال لهستان توسط آلمان در طول جنگ جهانی دوم به قتل رسیدند. آیدا پس از یتیم شدن توسط راهبه ها در صومعه بزرگ شد. واندا دادستان دولتی شد که "مردانی را به سوی مرگ فرستاد".
در داستان این فیلم در دهه 1960 جمهوری خلق لهستان، آنا، راهبهای تازه کار است که پیشوایش به او میگوید که قبل از اینکه آخرین عهدش را بپذیرد، باید عمهاش، واندا گروز، که تنها بازمانده از بستگانش است را ببیند. آنا به ورشو سفر می کند و واندا که یک قاضی مشروب خوار و از نظر جنسی بی بند و بار است، فاش می کند که نام واقعی آنا، آیدا لبنشتاین است. والدین آیدا یهودیانی بودند که در اواخر اشغال لهستان توسط آلمان در طول جنگ جهانی دوم به قتل رسیدند. آیدا پس از یتیم شدن توسط راهبه ها در صومعه بزرگ شد. واندا دادستان دولتی شد که "مردانی را به سوی مرگ فرستاد".
فیلم قوچ ها یک فیلم درام و کمدی محصول ایسلند در سال 2015 است که به کارگردانی گریمور هاکونارسون ساخته شده است. این فیلم داستان دو برادر دامدار ایسلندی را روایت میکند که با مشکلات خانوادگی و مسائل مرتبط با دامداری مواجه میشوند. دو برادر، گومندور و کیدوئر، دامدارانی هستند که در ایسلند زندگی میکنند. آنها چهار دهه است که گلههای خود را نگه میدارند. اما یک بیماری ناگهانی در گله آنها شیوع پیدا میکند و دولت تصمیم میگیرد که همه دامهای آنها را نابود کند. این اتفاق برای دو برادر یک ضربهٔ بزرگ و تهدیدی جدی به زندگی و شغل آنهاست.
فیلم قوچ ها یک فیلم درام و کمدی محصول ایسلند در سال 2015 است که به کارگردانی گریمور هاکونارسون ساخته شده است. این فیلم داستان دو برادر دامدار ایسلندی را روایت میکند که با مشکلات خانوادگی و مسائل مرتبط با دامداری مواجه میشوند. دو برادر، گومندور و کیدوئر، دامدارانی هستند که در ایسلند زندگی میکنند. آنها چهار دهه است که گلههای خود را نگه میدارند. اما یک بیماری ناگهانی در گله آنها شیوع پیدا میکند و دولت تصمیم میگیرد که همه دامهای آنها را نابود کند. این اتفاق برای دو برادر یک ضربهٔ بزرگ و تهدیدی جدی به زندگی و شغل آنهاست.
داستان فیلم "کاپیتان خارق العاده" درباره بن کش و همسرش لزلی است که با شش فرزندشان در منطقه کوهستانی منزوی در واشنگتن زندگی می کنند. آنها فعالان آنارشیست چپ سابق هستند که از سرمایه داری و زندگی آمریکایی سرخورده شده اند و ترجیح می دهند مهارت های بقا و سیاست و فلسفه چپ را به فرزندان خود القا کنند. آنها به فرزندانشان می آموزند که انتقادی فکر کنند و آنها را طوری تربیت می کنند که از نظر بدنی مناسب، ورزشکار و متکی به خود بدون وابستگی به فناوری مدرن باشند. بچه ها استعداد و هوش بالایی دارند، اما از نظر اجتماعی بی دست و پا هستند...
داستان فیلم "کاپیتان خارق العاده" درباره بن کش و همسرش لزلی است که با شش فرزندشان در منطقه کوهستانی منزوی در واشنگتن زندگی می کنند. آنها فعالان آنارشیست چپ سابق هستند که از سرمایه داری و زندگی آمریکایی سرخورده شده اند و ترجیح می دهند مهارت های بقا و سیاست و فلسفه چپ را به فرزندان خود القا کنند. آنها به فرزندانشان می آموزند که انتقادی فکر کنند و آنها را طوری تربیت می کنند که از نظر بدنی مناسب، ورزشکار و متکی به خود بدون وابستگی به فناوری مدرن باشند. بچه ها استعداد و هوش بالایی دارند، اما از نظر اجتماعی بی دست و پا هستند...
"منچستر کنار دریا" روایتگر داستان یک مرد بهنام لی است. او به شهر خانوادگیاش باز میگردد و با مواجهه با یک واقعه ناگوار گذشتهاش و نیاز به مراقبت از برادر بزرگترش، درگیر تغییرات و مسائل شخصی خود میشود. این فیلم داستانی از عشق، ارتباط خانوادگی و رهایی از گذشتههای سنگین را روایت میکند.
"منچستر کنار دریا" روایتگر داستان یک مرد بهنام لی است. او به شهر خانوادگیاش باز میگردد و با مواجهه با یک واقعه ناگوار گذشتهاش و نیاز به مراقبت از برادر بزرگترش، درگیر تغییرات و مسائل شخصی خود میشود. این فیلم داستانی از عشق، ارتباط خانوادگی و رهایی از گذشتههای سنگین را روایت میکند.
یک مادر به صورت شخصی مقامات محلی را به چالش میکشد تا پرونده قتل دخترش را حل کنند، زیرا آنها تاکنون موفق به دستگیری مجرم نشدهاند. او تصمیم میگیرد برای دادخواست و به منظور دستیابی به عدالت برای دختر خود تلاش کند و تلاشهای محققان را مورد نقد قرار دهد.
یک مادر به صورت شخصی مقامات محلی را به چالش میکشد تا پرونده قتل دخترش را حل کنند، زیرا آنها تاکنون موفق به دستگیری مجرم نشدهاند. او تصمیم میگیرد برای دادخواست و به منظور دستیابی به عدالت برای دختر خود تلاش کند و تلاشهای محققان را مورد نقد قرار دهد.
"رودخانه ویند" (Wind River) فیلمی جنایی-درام به کارگردانی تیلور شریدان است که در سال ۲۰۱۷ منتشر شد. داستان فیلم در منطقه وایومینگ آمریکا و در یک حومه تحت تصرف بومیان آمریکایی رخ میدهد. کوری لامبارد، یک شکارچی حرفهای و با تجربه، به یک مامور افبیآی به نام جین بنر ملحق میشود تا در مورد پروندهای مرموز از قتل یک زن جوان در این منطقه تحقیق کنند. این دو با هم تلاش میکنند تا حقیقت پشت این قتل را کشف کرده و به دلیل این اتفاقات، تراژیک در این منطقه را کشف کنند.
"رودخانه ویند" (Wind River) فیلمی جنایی-درام به کارگردانی تیلور شریدان است که در سال ۲۰۱۷ منتشر شد. داستان فیلم در منطقه وایومینگ آمریکا و در یک حومه تحت تصرف بومیان آمریکایی رخ میدهد. کوری لامبارد، یک شکارچی حرفهای و با تجربه، به یک مامور افبیآی به نام جین بنر ملحق میشود تا در مورد پروندهای مرموز از قتل یک زن جوان در این منطقه تحقیق کنند. این دو با هم تلاش میکنند تا حقیقت پشت این قتل را کشف کرده و به دلیل این اتفاقات، تراژیک در این منطقه را کشف کنند.
داستان فیلم درباره زنی میانسال است که دو فرزند دارد و در انتظار تولد سومین فرزندش به سر میبرد؛ فرزند ناخواستهای که شرایط زندگی را برای مارلو سختتر از آنچه هست خواهد کرد. مخصوصاً که او در تربیت فرزندان و امور خانهداری دست تنهاست و شوهرش هیچ کمکی به او نمیکند. شوهری که مدام در مأموریت است یا اگر خانه باشد، مشغول بازی ویدیویی است! فرزندانش نیز یکی در آستانه سن بلوغ و دیگری با اختلالات روحی و روانی دستوپنجه نرم میکنند. همهچیز دستبهدست هم دادهاند تا مارلو، سیر نزولی در زندگی را با شیب و سرعت هرچه بیشتر طی کند. در حالیست که زندگی مجلل و آرام برادرش که علیرغم داشتن سه فرزند، با داشتن پرستار بچه و امکانات رفاهی دیگر، آینۀ دقی برای مارلو است. غرور مارلو اجازه نمیدهد که هدیه برادرش را بپذیرد؛ او به آنها پیشنهاد یک پرستار بچه میدهد که تمامی مخارجش را بر عهده گرفته است. بعد از زایمان،شرایط آنقدر بدتر میشود که بالاخره مارلو تسلیم میشود و پرستار بچه را میپذیرد. اینجاست که «تالی» وارد زندگی مارلو و همسرش میشود.
داستان فیلم درباره زنی میانسال است که دو فرزند دارد و در انتظار تولد سومین فرزندش به سر میبرد؛ فرزند ناخواستهای که شرایط زندگی را برای مارلو سختتر از آنچه هست خواهد کرد. مخصوصاً که او در تربیت فرزندان و امور خانهداری دست تنهاست و شوهرش هیچ کمکی به او نمیکند. شوهری که مدام در مأموریت است یا اگر خانه باشد، مشغول بازی ویدیویی است! فرزندانش نیز یکی در آستانه سن بلوغ و دیگری با اختلالات روحی و روانی دستوپنجه نرم میکنند. همهچیز دستبهدست هم دادهاند تا مارلو، سیر نزولی در زندگی را با شیب و سرعت هرچه بیشتر طی کند. در حالیست که زندگی مجلل و آرام برادرش که علیرغم داشتن سه فرزند، با داشتن پرستار بچه و امکانات رفاهی دیگر، آینۀ دقی برای مارلو است. غرور مارلو اجازه نمیدهد که هدیه برادرش را بپذیرد؛ او به آنها پیشنهاد یک پرستار بچه میدهد که تمامی مخارجش را بر عهده گرفته است. بعد از زایمان،شرایط آنقدر بدتر میشود که بالاخره مارلو تسلیم میشود و پرستار بچه را میپذیرد. اینجاست که «تالی» وارد زندگی مارلو و همسرش میشود.
داستان این سریال دربارهی پسر یک خانوادهی اشرافی است که در تمام طول مسیر زندگی خود برای دست یابی به رستگاری و بهبود پیشروی میکند.
داستان این سریال دربارهی پسر یک خانوادهی اشرافی است که در تمام طول مسیر زندگی خود برای دست یابی به رستگاری و بهبود پیشروی میکند.
آرتور فلک یک کمدین ناکام و مبتلا به اختلال روانی است که در یک شهر مورد توجه قرار نمیگیرد. وقتی تحقیر و تنفر اجتماعی او به اوج میرسد، او به شخصیت مخوف جوکر تبدیل میشود. این فیلم به بررسی مسائلی همچون انزوا، عدالت اجتماعی و تأثیر محیط بر روی روان انسان میپردازد و نشان میدهد که چگونه یک شخصیت بدیهی میتواند به یک شخصیت شرور تبدیل شود.
آرتور فلک یک کمدین ناکام و مبتلا به اختلال روانی است که در یک شهر مورد توجه قرار نمیگیرد. وقتی تحقیر و تنفر اجتماعی او به اوج میرسد، او به شخصیت مخوف جوکر تبدیل میشود. این فیلم به بررسی مسائلی همچون انزوا، عدالت اجتماعی و تأثیر محیط بر روی روان انسان میپردازد و نشان میدهد که چگونه یک شخصیت بدیهی میتواند به یک شخصیت شرور تبدیل شود.
در تاریکیهای درون خانواده گراهام، رازهایی ترسناک نهفته است. هنگامی که فقدان و ناامیدی زندگی آنها را تسخیر میکند، یک حادثه تلخ زنجیرهای از ترسهای موروثی را به راه میاندازد.
در تاریکیهای درون خانواده گراهام، رازهایی ترسناک نهفته است. هنگامی که فقدان و ناامیدی زندگی آنها را تسخیر میکند، یک حادثه تلخ زنجیرهای از ترسهای موروثی را به راه میاندازد.
داستان فیلم نه غریبه کامل در مورد 9 زن و مردی است که برای بازیابی آرامش روانی خود به یک مرکز سلامت روان مراجعه میکنند. مدیر این مجموعه، ماشا، به آنها وعده میدهد که در طول 10 روز دوباره روح و بدن خسته آنها را سرحال و شاداب خواهد کرد. اما در طول این ده روز، آنها با وقایع اسرارآمیزی مواجه میشوند که زندگییشان را به کلی دگرگون میکند...
داستان فیلم نه غریبه کامل در مورد 9 زن و مردی است که برای بازیابی آرامش روانی خود به یک مرکز سلامت روان مراجعه میکنند. مدیر این مجموعه، ماشا، به آنها وعده میدهد که در طول 10 روز دوباره روح و بدن خسته آنها را سرحال و شاداب خواهد کرد. اما در طول این ده روز، آنها با وقایع اسرارآمیزی مواجه میشوند که زندگییشان را به کلی دگرگون میکند...
سریال ایفوریا یا سرخوشی نگاهی به زندگی گروهی از دانشآموزان دبیرستانی است که با مسائل مربوط به مواد مخدر، روابط نامتعارف و خشونت دست و پنجه نرم میکنند.
سریال ایفوریا یا سرخوشی نگاهی به زندگی گروهی از دانشآموزان دبیرستانی است که با مسائل مربوط به مواد مخدر، روابط نامتعارف و خشونت دست و پنجه نرم میکنند.
سریال گل های گمشده آلیس هارت در مورد آلیس هارت دختری جوان است که در سن کودکی والدینش را در یک حادثه آتشسوزی مشکوک از دست میدهد و بعد از آن مجبور میشود در کنار مادربزرگ بداخلاق خود زندگی کند. همین مسئله دوران کودکی سخت و خشنی را برای آلیس رقم می زند و در زندگی بزرگسالی اش تاثیر منفی می گذارد.
سریال گل های گمشده آلیس هارت در مورد آلیس هارت دختری جوان است که در سن کودکی والدینش را در یک حادثه آتشسوزی مشکوک از دست میدهد و بعد از آن مجبور میشود در کنار مادربزرگ بداخلاق خود زندگی کند. همین مسئله دوران کودکی سخت و خشنی را برای آلیس رقم می زند و در زندگی بزرگسالی اش تاثیر منفی می گذارد.