ایرج طهماسب: هنر انجام امر محال است

انتشار: 9 آذر 1404 17:55
ز.م مطالعه: 3 دقیقه
پاراج-
ایرج طهماسب: هنر انجام امر محال است

ایرج طهماسب در مستر کلاس دارالفنون، در سخنانی درباره ماهیت هنر و مسیر شکل‌گیری ایده‌های خلاقانه گفت: «هنر در اصل انجامِ امر محال است؛ عملی شگفت‌انگیز. وقتی هنرمند درباره موضوعی مشخص صحبت می‌کند، همان لحظه آن موضوع تبدیل به امر هنری می‌شود و از آن پس دیگران آن را ادامه می‌دهند و به کار می‌گیرند.»

او با مقایسه‌ مسیر هنر و علم توضیح داد: «در دنیای علم، مسئله‌ای که برای حل آن ده‌ها متخصص گرد هم می‌آیند و سال‌ها تحقیق می‌کنند، از طریق یک فرایند دقیق و طولانی به نتیجه می‌رسد. اما هنرمند درست در نقطه مقابل ایستاده است. او از کوچک‌ترین جزئیات آغاز می‌کند؛ از یک دفترچه، یک کاغذ یا حتی یک نخ سیگار. همان‌طور که شاید عباس کیارستمی فیلم خانه دوست کجاست را از همان دیدنِ یک دفتر مشق شروع کرد. از دل یک جزئی کوچک، اثری بزرگ و انسانی خلق می‌شود.»

طهماسب تاکید کرد بسیاری از آثار ماندگار سینما از ایده‌هایی بسیار ساده آغاز می‌شوند، ایده‌هایی که هنرمند گاه سال‌ها به آن‌ها فکر می‌کند تا در نهایت شکلی کامل به خود بگیرند. او به مثال بتهوون اشاره کرد و گفت: «سمفونی پنجم بر پایه چند نُت بنا شده اما همان چند نُت، با رنگ‌آمیزی و تکرار، تبدیل به اثری عظیم شده است. هنرمند قبل از هر چیز باید موضوع را پیدا کند؛ چیزی مشخص، روشن و قابل اشاره.»

او با تفکیک مفهوم و موضوع افزود: «در کار هنری، موضوع باید مثل نقطه‌ای باشد که نور روی آن افتاده و واضح دیده می‌شود. مفهوم کلی است، اما موضوع کاملاً مشخص است؛ مثل دفتر مشق محمدرضا نعمت‌زاده در خانه دوست کجاست. ما در هنر به چنین وضوحی نیاز داریم.»

به گفته طهماسب، در سینما دو گونه اصلی وجود دارد: «یکی سینمایی که نزدیک به واقعیت و ساختارهای اجتماعی است، مانند مستند داستانی؛ و دیگری سینمایی که بر اساس خیال‌پردازی ساخته می‌شود تا حال مخاطب را بهتر کند، مثل آثار فانتزی. انتخاب مسیر بستگی به نگاه فیلم‌ساز دارد.»

او ادامه داد: «در مستند، جذابیت در این است که دوربین چگونه واقعیت را دنبال می‌کند. اما در سینمای داستانی، ما با تخیل، زیبایی بصری و روایت‌های احساسی مواجهیم. جوان‌ها معمولاً از مستند شروع می‌کنند، اما کسانی که امکانات بیشتری دارند، می‌توانند تصاویر باشکوه‌تر تولید کنند.»

طهماسب موضوع‌گرایی را یکی از اصول مهم روایت دانست و گفت کودکان بهترین مثال برای درک این مفهوم‌اند: «وقتی توپشان گم می‌شود، تمام جهانشان همان توپ است. انسان‌ها از بدست آوردن خوشحال می‌شوند و از دست دادن ناراحت. سینما هم روی همین دو حس بنا شده؛ شادی و غم.»

به باور او، در سینمای مستند، کلیت آدم‌ها اهمیت دارد، اما در سینمای داستانی، تمرکز روی شخصیت خاص موجب شکل‌گیری مسیر احساسی می‌شود. او بار دیگر تاکید کرد: «هنر از امر محال آغاز می‌شود؛ از یک انتخاب کوچک که به موضوع هنری تبدیل می‌شود و بعد دیگران آن را ادامه می‌دهند. همان‌طور که پیکاسو با استفاده از مکعب راه را برای کوبیسم باز کرد.»

او با اشاره به اهمیت انتخاب ژانر گفت: «ژانر از دل موضوع بیرون می‌آید. فیلم ورزشی از ابزار ورزشی شروع می‌شود، فیلم پلیسی از تقابل دزد و پلیس. برخی ژانرها مخاطب محدود دارند اما برخی جهانی هستند؛ مثل سینمای کودک.»

در پایان، طهماسب تأکید کرد که تضاد مهم‌ترین عنصر روایت است: «اگر می‌خواهید عشق را نشان دهید، باید تنهایی را هم نشان دهید. اگر می‌خواهید شخصیت رشد کند، باید از رنج به سوی آرامش حرکت کند. انگیزه و کشمکش عناصر اصلی روایت‌اند. سینمای ایران معمولاً بیشتر به اندیشه نزدیک است؛ تماشاگر بعد از فیلم فکر می‌کند، نه اینکه فقط بخندد یا گریه کند.»

منبع: ایسنا

دیدگاه های کاربران
هیچ دیدگاهی موجود نیست
پربازدیدترین مقالات
پربازدیدترین خبرها
جدیدترین مقالات