در حالی که هنوز چند ماه از انتشار اقتباس تحسینشده و گوتیک گییرمو دل تورو از رمان کلاسیک مری شلی میگذرد، تب و تاب طرفداران برای دیدن ادامه این دنیای تاریک فروکش نکرده است. اما به نظر میرسد رویای ساخت قسمت دوم «فرانکنشتاین» (Frankenstein 2) پیش از آنکه حتی شکل بگیرد، به بنبست خورده است. میا گاث، ستاره این فیلم، در جریان مصاحبهای در جشنواره فیلم پالم اسپرینگز، با نقل قولی مستقیم از کارگردان، امیدها برای بازگشت به آزمایشگاه دکتر ویکتور را کمرنگ کرد.
این بازیگر که در فیلم نقش دوگانه و پیچیده الیزابت هارلندر و کلر فرانکنشتاین را ایفا کرده بود، در پاسخ به سوال خبرنگار «کلایدر» درباره احتمال ساخت دنبالهای با محوریت «عروس فرانکنشتاین»، پاسخی صریح داد. او فاش کرد که شخصاً این موضوع را با خود دل تورو مطرح کرده است، اما پاسخ استاد سینمای فانتزی، کوتاه و منطقی بوده است: «اما ویکتور فرانکنشتاین مرده است.» این جمله ساده، اشارهای مستقیم به پایانبندی دراماتیک فیلم دارد که در آن خالق هیولا (با بازی اسکار آیزاک) جان خود را از دست میدهد. گاث با تأیید این موضوع افزود: «این یک مشکل اساسی است. واقعاً مانع بزرگی برای ادامه داستان محسوب میشود.»
فیلم «فرانکنشتاین» که در اکتبر ۲۰۲۵ از طریق نتفلیکس و اکران محدود سینمایی منتشر شد، توانست با مدت زمان ۱۴۹ دقیقهای خود، روایتی کامل و بدون نقص از زایش، رنج و مرگ را به تصویر بکشد. منتقدان این اثر را «پایان یک دوران» برای دل تورو نامیدند؛ توصیفی که خود کارگردان نیز در جلسات پرسش و پاسخ پس از اکران بر آن صحه گذاشت. دل تورو که دههها رویای ساخت این فیلم را در سر میپروراند، ظاهراً تمام ایدههای خود را در همین یک اثر پیاده کرده و تمایلی به تبدیل کردن این پروژه شخصی به یک فرنچایز دنبالهدار ندارد.
با این حال، نقشآفرینی جیکوب الوردی در نقش «مخلوق» (The Creature)، چنان تأثیرگذار و انسانی بود که بسیاری از مخاطبان دوست دارند سرنوشت او را پس از مرگ خالقش دنبال کنند. گریم سنگین و بازی فیزیکی الوردی، در کنار طراحی صحنه خیرهکننده و موسیقی متن دلهرهآور، دنیایی را خلق کرد که دل کندن از آن دشوار است. اما صحبتهای اخیر میا گاث نشان میدهد که دل تورو ترجیح میدهد این پرونده را در اوج ببندد. مرگ ویکتور فرانکنشتاین در این نسخه، نه تنها پایان زندگی یک دانشمند دیوانه، بلکه نقطه پایانی بر جاهطلبیهای انسان برای بازی با مرگ بود و بازگرداندن او یا ادامه داستان بدون او، میتواند به یکپارچگی هنری اثر لطمه بزند.