«دختر ناشناخته»؛ فیلمی تلخ اما امیدوار درباره فراموش‌شدگان

انتشار: 5 خرداد 1405 23:50
ز.م مطالعه: 3 دقیقه
پاراج-
«دختر ناشناخته»؛ فیلمی تلخ اما امیدوار درباره فراموش‌شدگان

فیلم «دختر ناشناخته» ساخته زو جینگ، درامی آرام، شاعرانه و دردناک درباره رهاشدگی، جابه‌جایی و تلاش یک دختر نوجوان برای یافتن هویت خود است؛ فیلمی که با وجود تلخی‌های فراوان، در نهایت نگاهی امیدوارانه به بقا و ادامه زندگی دارد.

داستان فیلم در چین می‌گذرد و از دهه ۱۹۸۰ آغاز می‌شود. محور روایت، دختری به نام وانگ جوان است که ابتدا او را در کودکی با بازی تسائو روفان می‌بینیم؛ دختری شش‌ساله، سرسخت و مستقل که روزهایش میان مدرسه، بازی در طبیعت و درگیری‌های کوچک کودکانه می‌گذرد. اما زندگی او زمانی تغییر می‌کند که مادرش پس از بارداری دوباره، او را به خانه زوجی بدون فرزند می‌برد و صبح روز بعد بی‌صدا ترک می‌کند.

زوج جدید، دینگ می‌شوانگ با بازی شن جیانی و همسر کم‌حرف و عصبی‌اش وانگ وی‌چیانگ با بازی زو فنگ هستند. فیلم به‌تدریج رابطه پیچیده این زوج با دختر تازه‌وارد را باز می‌کند و هم‌زمان پرده از زخم‌ها و بحران‌های پنهان زندگی مشترک آن‌ها برمی‌دارد. زو جینگ در پرداخت این روابط، از قضاوت‌های ساده فاصله می‌گیرد و شخصیت‌ها را با لایه‌هایی از اندوه، خشم و آسیب‌پذیری نشان می‌دهد.

با بزرگ‌تر شدن وانگ جوان، نقش او را لی گنگشی، بازیگر فیلم «رستاخیز» ساخته بی گان، بر عهده می‌گیرد. شخصیت او در مسیر نوجوانی چند بار نام عوض می‌کند؛ تغییری که بیش از هر چیز نشان‌دهنده جست‌وجوی مداوم او برای پیدا کردن هویتی است که با احساسات و تجربه‌هایش سازگار باشد.

یکی از بخش‌های مهم فیلم زمانی رقم می‌خورد که زوجی دیگر برای گرفتن قانونی وانگ جوان از راه می‌رسند. در این مرحله، او به دختری منزوی تبدیل شده که با تجربه‌ای تلخ و آسیب‌زا روبه‌رو بوده است. زو جینگ این بخش را با احتیاط و حساسیت روایت می‌کند و به جای تمرکز مستقیم بر خشونت، بر دوام آوردن، سکوت و تلاش شخصیت اصلی برای ادامه زندگی تأکید دارد.

فصل بعدی زندگی وانگ جوان در یک کارخانه پوشاک می‌گذرد؛ جایی که او روزها با دستمزدی ناچیز کار می‌کند و شب‌ها در خوابگاه شلوغ و فرسوده کارخانه زندگی می‌گذراند. فیلم با ریتمی آرام و صبورانه، فراز و فرودهای زندگی او را دنبال می‌کند و در کنار رنج‌ها، لحظه‌هایی از همدلی، دوستی و امنیت کوتاه‌مدت را نیز به تصویر می‌کشد.

از نظر بصری، زو جینگ همراه با فیلمبردارش لیانگ ژونگ‌چیانگ به جای استفاده از فضایی کاملاً تیره و افسرده، سراغ رنگ‌های زنده، مناظر ساحلی و جزئیات چشم‌نواز رفته است. همین تضاد میان زیبایی ظاهر جهان و تلخی واقعیت زندگی شخصیت اصلی، یکی از نقاط قوت فیلم محسوب می‌شود. طراحی صحنه و لباس نیز حال‌وهوای دهه ۱۹۹۰ را با دقت بازسازی می‌کند؛ از پوسترهای روی دیوار گرفته تا پوشش نوجوانان آن دوره.

با وجود چند لحظه نمادپردازانه و کمی مستقیم، از جمله برخی نماهای زیر آب، «دختر ناشناخته» در مجموع از دام کلیشه‌های رایج دور می‌ماند و به اثری انسانی، ظریف و تأثیرگذار تبدیل می‌شود. فیلم بیشتر از آن‌که بر اتفاقات بزرگ تکیه کند، از مکث‌ها، نگاه‌ها و لحظه‌های کوچک برای ساختن جهان احساسی خود بهره می‌برد.

در نهایت، انتخاب امید به‌عنوان نقطه پایانی برای چنین داستان تلخی، غافلگیرکننده اما پذیرفتنی است. زو جینگ در طول فیلم بارها نشانه‌هایی از زیبایی، طبیعت و هنر را در دل رنج‌ها قرار می‌دهد و همین نگاه باعث می‌شود «دختر ناشناخته» فقط روایتی درباره زخم و فقدان نباشد، بلکه فیلمی درباره دیده شدن، زنده ماندن و پس گرفتن انسانیت از دست‌رفته باشد.

دیدگاه های کاربران
هیچ دیدگاهی موجود نیست
پربازدیدترین مقالات
پربازدیدترین خبرها
جدیدترین مقالات