بهترین سریال های مافیایی جهان؛ جنایات دنباله دار

امپراطوریهای مافیاها، گانگسترها و داستانهایی میان پلیس و خلافکاران روایتهایی هستند که احتمالا آنها را در زندگی واقعی نمیبینی. امروز میخواهیم با مرور به بهترین سریال های مافیایی تاریخ نگاهی دقیقتر به دنیای گانگسترها داشته باشیم.
از داستانهای پر از خیانت و انتقام گرفته تا ماجراهای جذاب و غیرمنتظره، این سریالها شما را به عمق تاریکی و پیچیدگی دنیای مافیا خواهند برد. به همراه معرفی این سریالها، پادکستی شنیدنی، آلبوم تصاویر جذاب و تیزرهای هیجانانگیز را نیز برای شما آماده کردهایم. مهمتر از همه، ما با دقت تلاش کردهایم تا بدون اسپویل کردن داستانها، تجربه تماشای شما را نابود نکنیم.
بهترین سریالهای مافیایی تاریخ
شاید بسیاری از اسمهایی که در ادامه نام برده شدهاست را در اخبار شنیدهباشید. پادشاهان جهان خلافکاران، مافیاها و جنایتکاران سازماندهی شده در تاریخ کم نبودهاند. در لیست پیش رو همراه ما باشید و نظرات خود را درباره این فیلم های جذاب برای ما کامنت کنید. معرفیها بدون اسپویل و در کنار تصاویر جذاب و تیزرهای تخصصی به شما ارائه میشود. همچنین میتوانید از پادکست کامل کنندهای که برای شما تدارک دیدیم لذت ببرید.



در دنیای تلخ و تاریک دهه 1920، در قلب شهر بیرمنگام، گروهی از گنگسترهای شیکپوش و کلاهدار به نام پیکی بلایندرز حکمفرمایی میکنند. این سریال بهترین نمایش از یک داستان مافیایی را در تلویزیون به تصویر میکشد و شما را به دنیایی میبرد که در آن هر قدم با ماجراجویی و خطر همراه است.
داستان پیکی بلایندرز با محوریت تامی شلبی (با بازی خارقالعاده کیلین مورفی) پیش میرود، رهبر کاریزماتیک و بیرحم گروه، که تصمیم دارد امپراتوری خود را گسترش دهد و از هر مانعی که سر راهش قرار میگیرد عبور کند. از تقابلهای شدید با رقبای مافیایی گرفته تا مواجهه با نیروهای دولتی و حتی خانوادگی، تامی و اعضای خانوادهاش در هر قسمت با چالشهای جدیدی روبرو میشوند.
از نکات جالب این سریال، میتوان به بازیگرانی اشاره کرد که در زندگی واقعی هم برادر هستند: مایکل گری (با بازی فین کول) و جان شلبی (با بازی جو کول). همچنین، کیلین مورفی در طول فیلمبرداری مجبور بود حدود 6000 سیگار گیاهی بکشد که شامل تنباکو یا نیکوتین نمیشد و به شوخی توسط خالق سریال، استیون نایت، "یکی از پنج وعده سالم روزانه" توصیف شد.
اگر از پیکی بلایندرز لذت بردید، سریالهای دیگری مانند "Boardwalk Empire" و "Sons of Anarchy" نیز ممکن است برای شما جذاب باشد، چرا که هر دو در دنیای جنایی و مافیایی اتفاق میافتند و داستانهای پر از تنش و هیجان را روایت میکنند.



از باندهای انگلیسی بیرون بیآییم و به آمریکا برویم! در خیابانهای پر از فساد و جنایت دهه 1920، جایی که الکل ممنوع شده و پول و قدرت حرف اول را میزنند، "امپراتوری بوردواک" شما را به دنیایی میبرد که در آن اخلاق و قانون جایی ندارد.
این سریال به ماجراهای نکلی تامپسون (با بازی استیو بوشمی) میپردازد، یک سیاستمدار بیرحم و کاریزماتیک که کنترل آتلانتیک سیتی را در دست دارد. نکی با هوش و تدبیر خود، توانسته شبکهای از روابط مافیایی را شکل دهد که نه تنها تجارت الکل غیرقانونی، بلکه تمام زوایای زندگی در این شهر را تحت کنترل دارد. داستان سریال با چالشهای نکی در حفظ قدرت و رویارویی با دشمنان سرسختش مانند جیمی دارمودی (با بازی مایکل پیت) و آرنولد روتشتاین (با بازی مایکل استولبارگ) پیوند خورده است.
"امپراتوری بوردواک" با توجه به جزئیات تاریخی دقیق و بازیهای درخشان بازیگران، توانسته جایگاه خود را در بین بهترین سریالهای مافیایی به دست آورد. هر قسمت از سریال، شما را به دوران پر از تجملات و فساد میبرد و از نزدیک با شخصیتهای پیچیده و داستانهای جذاب آنها آشنا میکند.
روزنامه گاردین در مقالهای به این عنوان اشاره کرده و میگوید:
"دشمنی بین چارکی وایت زیرک و دکتر نارسس دانشمند، این درام گانگستری صاف و خشونتآمیز دوران منع مصرف مشروبات الکلی را به سطحی کاملاً جدید ارتقا میدهد."



از گروههای خیابانی و قاچاق که خارج شویم به نوعی کلاسیکتر از مافیا میرسیم جایی که دونها(رییسهای مافیا) پادشاهی مناطق را در دست میگیرند. در دل خیابانهای پرجنبوجوش و پرخطر هارلم دهه 1960، "پدرخوانده هارلم" شما را به دنیایی میبرد که در آن، قدرت و احترام با چنگ و دندان به دست میآید.
این سریال جذاب، داستان واقعی بامپی جانسون (با بازی فوقالعاده فارست ویتاکر) را روایت میکند؛ یک گانگستر افسانهای که پس از ده سال زندان، به هارلم بازمیگردد تا کنترل خیابانها را دوباره به دست بگیرد. او با مافیای ایتالیایی، پلیسهای فاسد و حتی رهبران حقوق مدنی مانند مالکوم ایکس (با بازی نیگل تاچ) روبرو میشود، و در این میان، تلاش میکند تا جامعه سیاهپوستان هارلم را از زیر سایه فقر و ظلم بیرون بکشد.
"پدرخوانده هارلم" بهگونهای استادانه ترکیبی از درام تاریخی و اکشن گانگستری را به تصویر میکشد که تماشاگران را به خود جذب میکند. کریس برانکاتو و پل اکستاین، خالقان این سریال، پیشتر فیلم "Hoodlum" (1997) را درباره بامپی جانسون در دهه 1930 ساخته بودند، و این سریال نیز به نوعی پیشدرآمدی بر فیلم "American Gangster" (2007) است که در آن دنزل واشینگتن نقش فرانک لوکاس را بازی میکند؛ کسی که در نهایت کنترل بازار هروئین هارلم را از بامپی جانسون به دست میگیرد.



لندن لندن لندن... خلافکاران لندن در سریالها حال و هوای دیگری داند، با لحجهای بریتیش که زیبایی بسیاری را در خود دارد. در سایههای تاریک و پرهیاهوی لندن، جایی که هر خیابان داستانی از خیانت و خشونت در دل دارد، "خلافکاران لندن" شما را به دنیایی میبرد که در آن، قدرت و بقا به قیمت خون به دست میآید.
این سریال، روایتگر ماجرای خانواده والاس است که با مرگ ناگهانی رئیس خانواده، فین والاس، دچار آشفتگی میشود. پسر او، شان والاس (با بازی جو کول)، با تصمیم به انتقام از قاتلان پدرش، به زنجیرهای از وقایع خونین دامن میزند که تمام باندهای خلافکاری لندن را به جنگی بیرحمانه میکشاند. در این میان، ماریام والاس (با بازی میشل فیرلی) و اد دومانی (با بازی لوسیان مساماتی) نقشهای کلیدی در تلاش برای حفظ اتحاد و کنترل خانواده دارند.
یکی از نکات جذاب "خلافکاران لندن"، حضور بازیگرانی است که پیشتر در سریال معروف "Game of Thrones" نیز نقشآفرینی کردهاند؛ از جمله میشل فیرلی (کاتلین استارک)، دیوید بردلی (والدر فری) و ایان بیتی (مرین ترانت). این ترکیب، به همراه صحنههای اکشن نفسگیر و داستان پیچیده، تجربهای بینظیر از یک سریال گانگستری را برای تماشاگران به ارمغان میآورد.
اگر از "پیکی بلایندرز" یا "The Sopranos" لذت بردید، "خلافکاران لندن" نیز میتواند شما را جذب کند، چرا که همانند این سریالها، دنیایی از جرم و جنایت، خیانت و انتقام را به تصویر میکشد.



در پشت درهای بسته نیوجرسی، دنیایی مخفی از جرم و جنایت شکل گرفته است که فقط با ورود به آن میتوان عمق تاریکی و پیچیدگیاش را درک کرد. "سوپرانوز" به شما اجازه میدهد تا به قلب بهترین سریال مافیایی جهان سفر کنید.
این سریال، داستان تونی سوپرانو (با بازی درخشان جیمز گاندولفینی) را دنبال میکند، یک رئیس مافیای مدرن که تلاش میکند بین زندگی خانوادگی و کارهای جنایتکارانهاش تعادلی برقرار کند. تونی با چالشهای روانی و استرسهای ناشی از مدیریت یک امپراتوری جنایتکار روبرو است، و برای حل مشکلات خود به روانپزشک خود، دکتر جنیفر ملفی (با بازی لورین براکو) مراجعه میکند. این ترکیب بینظیر از زندگی شخصی و حرفهای تونی، داستانی پیچیده و جذاب را ایجاد میکند که تماشاگران را به فکر فرو میبرد.
"سوپرانوز" به دلیل عمق شخصیتپردازی، داستانهای پیچیده و نگاهی واقعگرایانه به دنیای مافیا، به عنوان یکی از بهترین سریال های جهان با موضوع مافیایی شناخته میشود. این سریال نه تنها به مسائلی همچون جنایت و خیانت میپردازد، بلکه نگاهی عمیق به مشکلات روحی و روانی شخصیتها دارد.
روزنامه گاردین در باره این سریال مقالهای نوشته و در شروع آن میگوید:
" یک دهه از آن نشست نهایی و بینهایت پرتنش "سوپرانوها" گذشته است و تلویزیون هنوز تحت تأثیر این درام فوقالعاده انسانی و غیرانسانی قرار دارد."



وقتی حرف از دنیای جرم و جنایت است مواد مخدر ترازوی قدرترا شکل میدهد پس بیآیید به کلمبیا سفر کنیم و ظهور و سقوط یک امپراطور را ببینیم. در دنیای پرهیاهو و خشونتآمیز کلمبیا، جایی که قدرت و فساد دست به دست هم میدهند، "نارکوها" شما را به سفری پرماجرا و نفسگیر به دل امپراتوریهای مواد مخدر میبرد.
این سریال هیجانانگیز، داستان واقعی پابلو اسکوبار (با بازی واگنر مورا) را روایت میکند، کسی که از یک قاچاقچی کوچک به یکی از قدرتمندترین و ثروتمندترین مردان جهان تبدیل شد. در مقابل او، مامور ویژه خاویر پینا (با بازی پدرو پاسکال) قرار دارد، که با شجاعت و پشتکار، به دنبال نابودی کارتل مدئین و پایان دادن به حکومت وحشت اسکوبار است.
"نارکوها" با نمایش جزئیات دقیق و واقعی از جنگهای خونین مواد مخدر و تعقیب و گریزهای هیجانانگیز، توانسته است جایگاه ویژهای در میان سریالهای مافیای مواد مخدر به دست آورد. در فصلهای بعدی، این سریال به داستان کارتل کالی و تلاشهای پینا برای سرنگونی آنها نیز میپردازد، هرچند که در واقعیت، پینا نقشی در سقوط کارتل کالی نداشت.
یکی از ویژگیهای برجسته "نارکوها" استفاده از مستندات واقعی و تصاویر آرشیوی است که به داستان حالتی مستندگونه و باورپذیر میبخشد. اگر از سریالهایی مانند "Breaking Bad" یا "El Chapo" لذت میبرید، "نارکوها" نیز میتواند شما را مجذوب خود کند، چرا که هر سه سریال به طرز هنرمندانهای دنیای پیچیده و خطرناک مواد مخدر را به تصویر میکشند.
فیلم بعدی که میخواهیم معرفی کنیم از بازیگریست که اکثرا در فیلمهایش نقش سمت قانون را داشته است. در دل آمریکا و در شهری که کمتر انتظارش را دارید، "پادشاه تالسا" شما را به دنیایی متفاوت از گانگسترها میبرد، جایی که هر تصمیم میتواند یک امپراتوری را بسازد یا فروپاشد.
این سریال جذاب، با بازی سیلوستر استالونه در نقش دوایت "سینکه استله" مانفردی، داستان یک گانگستر قدیمی را روایت میکند که پس از 25 سال زندان به تالسا، اوکلاهوما فرستاده میشود. دوایت که به نام "پنج ستاره" هم شناخته میشود، باید در این شهر ناشناخته، یک امپراتوری جدید از هیچ بسازد. او با ترکیب هوش، تجربه و بیرحمی، به تدریج شبکهای از روابط و قدرت را شکل میدهد و به چالشهای جدیدی از سوی دشمنان محلی و حتی دوستان قدیمی مواجه میشود.
"پادشاه تالسا" با اولین نقش اصلی سیلوستر استالونه در یک سریال تلویزیونی، شما را به دنیای پرخطر و پیچیده گانگسترها میبرد. این سریال که توسط تیلور شریدان، خالق "Yellowstone"، ساخته شده، ترکیبی از درام و اکشن است که شما را به لبه صندلی میکشاند.
در میان طبیعت بکر و آرامش بخش منطقه اوزارک، دنیایی تاریک و پر از جنایت در انتظار شماست. "اوزارک" داستانی است که هر لحظه آن پر از تنش و هیجان است و شما را به دنیای بیرحم پولشویی و مافیا میبرد.
این سریال جذاب با بازی جیسون بیتمن در نقش مارتی بیرد، یک مشاور مالی که به طور ناخواسته وارد دنیای تبهکاران میشود، آغاز میشود. مارتی و خانوادهاش مجبور میشوند از شیکاگو به منطقه اوزارک نقل مکان کنند تا پولهای کارتل مواد مخدر مکزیکی را بشویند. در حالی که آنها سعی میکنند زندگی جدیدی را شروع کنند، با چالشهای بیشماری از جمله تهدیدهای مافیایی، فساد محلی و حتی مسائل خانوادگی روبرو میشوند.
لورا لینی در نقش وندی بیرد، همسر مارتی، با بازی درخشان خود نقش مهمی در این سریال دارد. وندی که ابتدا همراه مارتی در این سفر خطرناک است، به تدریج نقش فعالتری در مدیریت امور جنایتکارانه پیدا میکند و شخصیت پیچیده و جذابی را به تصویر میکشد.
این سریال بر اساس آمار سایت متاکریتیک توانسته امتیاز 8.1 را از 858 مخاطب خود به دست آورد که 86 درصد این امتیازات بسیار مثبت بودهاند.



از مافیاها و قاچاقچیها عبور کنیم و به گروهی برسیم که نه زندانی قدرت بلکه زندانی آزادی هستند! افرادی که خود را آزادترینهای جهان میدانند گنگسترهای موتورسوار! در جادههای غبارآلود و پرخطر کالیفرنیا، گروهی از موتورسواریهای بیباک به نام "فرزندان آشوب" حکمفرمایی میکنند. این سریال شما را به دنیایی میبرد که در آن وفاداری، قدرت و خیانت به هم میپیوندند و هر لحظه از آن پر از هیجان و ماجراجویی است.
"فرزندان آشوب" داستان جکس تلر (با بازی چارلی هانام)، معاون رئیس باشگاه موتورسواری را روایت میکند. جکس که با میراث پدر فقیرش و آرزوهای متفاوت خود درگیر است، در تلاش است تا تعادلی میان زندگی جنایتکارانه و خانوادهاش پیدا کند. در این مسیر، او با چالشهای زیادی از جمله دشمنان بیرونی، مشکلات داخلی باشگاه و همچنین تعارضات شخصی و اخلاقی روبرو میشود.
یکی از نکات جالب سریال، حضور دیوید لابراوا در نقش هپی لوومن است. لابراوا که در دنیای واقعی عضو گروه هلس آنجلز است، به عنوان مشاور فنی به سریال پیوست، اما از کرت ساتر، خالق سریال، خواست تا فرصتی برای بازی در سریال به او بدهد. او به خاطر ارتباطات واقعیاش با دنیای موتورسواری، اصالت خاصی به نقش خود بخشیده است.
"فرزندان آشوب" تنها یک سریال نیست؛ بلکه سفری هیجانانگیز به دنیای تاریک و پیچیده گروههای موتورسواری است که هر تصمیم میتواند پیامدهای مرگباری به همراه داشته باشد. اگر به دنبال بهترین سریالهای گانگستری هستید، این سریال را از دست ندهید.



فضا را کمی گستردهتر کنیم، جایی برویم که هم حرف گنگستر است هم پلیس، هم مافیاهای مواد مخدر و هم معتادان همه داستانی برای شنیدن دارند. "شنود" شما را به دنیایی میبرد که در آن، هر مکالمهای میتواند کلیدی برای کشف یک جنایت باشد. این سریال، یکی از پیچیدهترین و واقعیترین نگاهها به زندگی شهری و جرم و جنایت را ارائه میدهد.
"شنود" داستان تقابل پیچیده میان پلیسها و جنایتکاران بالتیمور را روایت میکند. در هر فصل، نگاهی عمیقتر به جنبههای مختلف شهر میاندازد: تجارت مواد مخدر، سیستم آموزشی، رسانهها، و حتی سیاست. در مرکز این داستانها، کارآگاه جیمی مکنالتی (با بازی دومینیک وست) قرار دارد که با استفاده از شنودهای تلفنی تلاش میکند تا شبکههای پیچیده جنایتکاران را کشف کند و آنها را به دام بیندازد.
از مشکلات داستانی که مخاطبان سایت Imdb به آن اشاره کردهاند میتوان به این اشاره کرد که در طول دو فصل آخر، کارکتی بارها به یک چالش احتمالی برای فرمانداری در سال ۲۰۰۸ اشاره میکند، پس از گذراندن دو سال به عنوان شهردار بالتیمور؛ اما مریلند انتخابات فرمانداری را در سالهای زوج غیر انتخاباتی برگزار میکند - ۲۰۰۶، ۲۰۱۰ و غیره. فرماندار جدید در همان سالی که کارکتی به عنوان شهردار انتخاب شد - ۲۰۰۶ - انتخاب شده و برای انتخاب مجدد در چهار سال بعد، نه دو سال بعد، آماده میشود.
پادشاهی حیوانی سریالی درام و جنایی است که بر اساس فیلمی استرالیایی به همین نام ساخته شده و داستان زندگی یک خانواده خلافکار در کالیفرنیای جنوبی را دنبال میکند.
داستان از جایی آغاز میشود که جاشوا جی کودی، نوجوانی 17 ساله پس از مرگ مادرش، مجبور به زندگی با خانواده مادری خود میشود که توسط مادربزرگ قدرتمند و بیرحمش، اسمرف (با بازی الن بارکین)، رهبری میشود. جی به تدریج درگیر فعالیتهای غیرقانونی خانواده میشود و با پیچیدگیهای جنایی و اخلاقی زندگی آنها روبرو میشود. در هر فصل، وفاداری، خیانت، و تلاش برای بقا شخصیتها را به چالش میکشد.
سریال پادشاهی حیوانی در طول شش فصل خود توانست جایگاهی مهم در میان آثار جنایی تلویزیونی به دست آورد. سریال با بررسی تعاملات پیچیدهی خانوادگی و تأثیرات روانی آنها، به عمق تاریکیهای انسان و سیستمهای خانوادگی میپردازد. فیلمبرداری این سریال در مکانهای واقعی در جنوب کالیفرنیا انجام شد و با نمایش مناظر و صحنههای اکشن واقعگرایانه، توجه مخاطبان را جلب کرد.
گاردین در مقالهای این عنوان را نقد میکند و مینویسد:
پادشاهی حیوانی جای خالی سریالهای تلویزیونی با محوریت مردانگی افراطی را که از زمان پایان Sons of Anarchy (2008) ایجاد شده بود، پر میکند. در این سریال همه چیز به نوعی رقابت برادرانه تبدیل میشود، چه در ماجراجوییهای موجسواری، کریگ که با موتور خود تکچرخ میزند، جی و دران که میخواهند ببینند کدام یک میتواند بیشتر نفسش را حبس کند، یا پاپ و دران که هنگام یک بازی دوستانه بسکتبال در استخر با یکدیگر در زیر آب مبارزه میکنند.
این سریال به کارگردانی لارن لفرانک و با حضور تیمی از بازیگران بااستعداد از جمله کالین فارل و کریستین میلیوتی ساخته شده است. پنگوئن، که در هشت قسمت تهیه شده، بخش دیگری از دنیای وسیع و سینمایی بتمن را به نمایش میگذارد و فضای تاریک و خشنی را به تصویر میکشد که کمتر در نسخههای قبلی دیده شده است.
سریال پنگوئن (The Penguin) که در سال ۲۰۲۴ از HBO Max پخش میشود، دنبالهای بر فیلم بتمن (۲۰۲۲) است و داستان اوز کوبلپات (معروف به پنگوئن) را روایت میکند که با بازی خیرهکننده کالین فارل، نقش یک جنایتکار بیرحم اما جاهطلب را به تصویر میکشد. ماجرا چند هفته پس از مرگ کارماین فالکون، پادشاه سابق دنیای تبهکاری گاتهام، آغاز میشود و اوز در تلاش است که از این خلاء قدرت استفاده کند و خود را به عنوان حاکم جدید معرفی کند. اما حضور ناگهانی سوفیا فالکون (دختر کارماین، با بازی کریستین میلیوتی)، که به تازگی از تیمارستان آرکام آزاد شده، راه او را دشوار میسازد و جنگی بیپایان را میان آنها برای تصاحب گاتهام به راه میاندازد.
در طول سریال، اوز برای رسیدن به قدرت، دست به هر کاری میزند و حتی برای کنترل خانوادههای جنایتکار رقیب، مارونی و فالکون، آنها را در برابر هم قرار میدهد. در همین حال، شخصیتهایی مانند ویکتور آگویلار (راننده جوان و وفادار اوز) و فرانسیس کوبلپات (مادر دچار زوال عقل اوز) نیز به پیچیدگیهای داستان میافزایند. در این دنیای تاریک، شخصیتها به واسطهی نقشهها و خیانتها با هم درگیر میشوند و هیچکس به دیگری اعتماد ندارد.



گاتهام؛ شهری که از دل تاریکیها قهرمانها و شرورهایش را میسازد، مکانی که هر گوشه آن قصهای برای گفتن دارد و هر سایه، رازی برای فاش شدن. این سریال توسط برونو هلر ساخته شده و به تهیهکنندگی وارنر براز برای شبکه فاکس تولید شده است. گاتهام به مدت پنج فصل و در ۱۰۰ قسمت، داستانی عمیق و پیچیده را ارائه داد که زندگیهای درهمتنیده گوردون، بروس وین و شخصیتهای جنایتکار و قهرمان را به تصویر میکشد.
سریال گاتهام، که بین سالهای ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۹ پخش شد، داستان شهر گاتهام و ریشههای بسیاری از شخصیتهای معروف دنیای بتمن را روایت میکند. این سریال به ویژه بر داستان جیمز گوردون (با بازی بن مککنزی) و مسیر او در پلیس شهر گاتهام تمرکز دارد، که از یک کارآگاه جوان و درستکار به کمیسر گاتهام تبدیل میشود. در اولین فصل، گوردون مأمور حل پرونده قتل مشهور توماس و مارتا وین، والدین بروس وین ۱۲ ساله است. این حادثه نه تنها بروس را در مسیر تبدیل شدن به بتمن قرار میدهد، بلکه گوردون را نیز وارد دنیای تبهکاری و فساد گاتهام میکند.
با پیشرفت داستان، شخصیتهای معروف و شرور بتمن همچون پنگوئن، ریدلر، کتوومن و جوکر نیز به سریال معرفی میشوند. هر فصل به کاوش در دنیای پیچیده و خطرناک گاتهام میپردازد، از جنگهای میان خانوادههای جنایتکار مانند فالکون و مارونی تا سازمانهای مخفی مانند دادگاه جغدها و آزمایشات غیرقانونی پروفسور هوگو استرینج در تیمارستان آرکام.



وقتی جادههای داغ جنوب کالیفرنیا را با غرش موتورها میپیمایید، فقط دو انتخاب دارید: یا بخشی از قانون باشید یا آن را زیر چرخهای خود له کنید. این همان دنیایی است که مایانز ام سی شما را به آن میکشاند، جایی که خشونت و وفاداری دو روی یک سکهاند و هر انتخابی بهایی سنگین دارد.
در قلب این داستان، ازکیل "ایزی" ریس ایستاده؛ مردی که میان گذشتهای پر از رؤیاهای از دسترفته و آیندهای که بوی باروت میدهد، گرفتار شده است. او زمانی دانشجویی با آیندهای درخشان بود، اما حالا در دنیای سایهها، در مرز میان وفاداری و خیانت، تلاش میکند راه خود را پیدا کند. مایانز ام سی از همان لحظه اول نشان میدهد که این فقط یک داستان دربارهی یک باشگاه موتورسواری نیست. این سریال از سریال های مافیایی خارجی الهام گرفته و دنیایی را خلق کرده که در آن هر پیمانی شکننده، هر رفاقتی خطرناک و هر خیانتی مرگبار است.
چیزی که این سریال را از دیگر آثار مشابه متمایز میکند، نهتنها خشونت بیپرده و صحنههای اکشن نفسگیر، بلکه عمق احساسی آن است. شخصیتها با چنان دقت و جزئیاتی پرداخته شدهاند که نمیتوان به سادگی قضاوتشان کرد. درست مثل زندگی واقعی، هیچکس کاملا خوب یا کاملا بد نیست. هر تصمیم، عواقب خودش را دارد و هیچچیز ساده نیست. این همان چیزی است که مایانز ام سی را به یکی از موفقترین سریال های مافیایی خارجی تبدیل میکند.
سریال از همان ابتدا مورد توجه منتقدان و طرفداران قرار گرفت و موفق شد جایزههایی از جمله نامزدی در جوایز ایمیجن را به دست آورد. این سریال نهتنها طرفداران Sons of Anarchy را راضی کرد، بلکه توانست جایگاه مستقلی برای خود بسازد. با داستانی چندلایه، شخصیتهایی پیچیده و فضایی که مرز بین قانون و جنایت را محو میکند، مایانز ام سی یک تجربهی فراموشنشدنی است.
وقتی صحبت از دنیای جرم و جنایت میشود، بعضی داستانها از دل خیالات میآیند و بعضی از دل تاریخ واقعی. اما خانواده مافیایی سیاهپوست فقط یک داستان واقعی نیست، بلکه روایتی است از جاهطلبی، خیانت و پیوندهای خانوادگی که در خیابانهای خشن دیترویت دهه ۸۰ و ۹۰ شکل گرفته است. این سریال که توسط کورتیس ۵۰ سنت جکسون تهیه شده، چیزی فراتر از یک درام جنایی صرف است؛ ترکیبی از واقعیت تلخ، جاهطلبی بیحد و مرز و پیوندی که بین عشق و خیانت در نوسان است.
BMF داستان دمتریوس بیگ میچ فلنوری و برادرش تری ساوتوست تی را روایت میکند؛ دو برادری که تصمیم میگیرند با تکیه بر هوش خود و نفوذ در دنیای جرم، امپراتوریشان را از خیابانهای دیترویت تا سطح ملی گسترش دهند. اما این مسیر، پر از تصمیمات سخت، دشمنان سرسخت و چالشهایی است که تنها افراد معدودی میتوانند از آن جان سالم به در ببرند. چیزی که این سریال را از دیگر آثار جنایی متمایز میکند، فقط نبرد برای قدرت نیست، بلکه نشان دادن روابط خانوادگی در دل این هرجومرج است. اینجا با یک سریال مافیایی عاشقانه روبهرو هستیم که نشان میدهد حتی در دنیای جرم، احساسات و وفاداری جایی برای خود دارند.
یکی از جذابترین نکات این سریال، حضور دمتریوس لیل میچ فلنوری جونیور در نقش پدرش است؛ حرکتی که لایهای از واقعگرایی به داستان اضافه کرده و مخاطب را بیشتر درگیر میکند. همچنین، جزئیات دقیق از فرهنگ دهه ۸۰ و ۹۰، لباسها، موسیقیها و حتی ماشینهایی که شخصیتها سوار میشوند، همه در کنار هم تجربهای اصیل را خلق میکنند.
سخن پایانی:وقت آن است که خود را آماده کنید و وارد دنیای پر هیجان و نفسگیر این داستانها شوید. هر کدام از این سریالها نه تنها شما را سرگرم میکند، بلکه با پیچیدگیهای روانی و اجتماعی شخصیتها، شما را به فکر فرو میبرد.
حال که با بهترین سریالهای مافیایی آشنا شدید، دست به کار شوید و یکی از آنها را برای تماشا انتخاب کنید. به یاد داشته باشید، این فقط آغاز ماجراجویی شما در دنیای تاریک و پر رمز و راز مافیا است. اگر فیلمی به ذهن شما میرسد که در این لیست حضور ندارد حتما آنرا در کامنتها به ما یاد آور شوید! در پایان با شرکت در نظرسنجی سایت پاراج عناوین مورد علاقه خودتان را در بهتر دیدهشدن یاری کنید. همیشه پاراجی بمانید و خدانگهدار.