اطلاعات شخصی و خانوادگی مورگان فریمن
اطلاعات شخصی
نام کامل: مورگان پورترفیلد فریمن جونیور
لقب: رد
ملیت: آمریکایی
شغل(ها): بازیگر، مالک باشگاه بلوز، تهیه کننده، صداگذار، مجری
اطلاعات تحصیلی
آخرین مدرک تحصیلی: دبیرستان
اطلاعات فیزیکی
رنگ چشم: قهوهای تیره
رنگ مو: خاکستری_ قبلا مشکی
اعضای خانواده
پدر: مورگان پورترفیلد فریمن سینیور
مادر: میمی ادنا
خواهر و برادر: فریمن 3 خواهر و برادر بزرگتر دارد
فرزندان: آلفونسو فریمن متولد ۱۹۵۹
سایفولای فریمن متولد ۱۹۶0
دینا آدیر متولد ۱۹۶۷
مورگانا فریمن متولد ۱۹۷۱
همسر(ها):
میرنا کالی-لی ۱۶ ژوئن ۱۹۸4
جنت آدیر بردشاو ۲۲ اکتبر ۱۹۶۷
نامزد(ها)
Debbie Allen - دبی آلن
Rita Moreno - ریتا مورنو
Loletha Adkins - لولیتا ادکینز
Jeanette Adair Bradshaw - جنت آدیر برادشا
Myrna Colley-Lee - میرنا کولی لی
Demaris Meyer - دماریس مایر
علاقه مندیها
بازیگران مورد علاقه:
فیلمهای مورد علاقه:
نیمروز (High Noon)
جوسی ولز یاغی (The Outlaw Josey Wales)
زندگی پی (Life of Pi)
مولن روژ (Moulin Rouge)
رنگ مورد علاقه:
آهنگ مورد علاقه: موسیقی بلوز
کتاب مورد علاقه:
کتاب مقدس (The Bible)
زیبای سیاه (Black Beauty)
موبی دیک (Moby-Dick)
غذای مورد علاقه:
بینیه موز با کارپاتچیو
شاخص سلیقه
خودروها: تویوتا توندرا ۲۰۰۰
شورولت سیلورادو ۱۵۰۰ مدل ۱۹۹۹
جیامسی یوکان دنالی ۲۰۰۱
بیامو ۷۴۵i مدل ۲۰۰۲
حیوان خانگی: گربه
هواپیما:
امیوست SJ30:
سسنا Citation 501 SP
سسنا 414
زندگینامه کامل مورگان فریمن
مورگان فریمن (Morgan Freeman)، یکی از بزرگترین و تحسینشدهترین بازیگران سینمای هالیوود، در تاریخ 1 ژوئن 1937 در ممفیس، تنسی به دنیا آمد. او در دوران کودکی علاقه زیادی به بازیگری داشت و اولین بار در 9 سالگی در یک نمایش مدرسهای ایفای نقش کرد. اما شهرت واقعی او با بازی در فیلمهای ماندگاری چون «رهایی از شاوشنک» (1994) و «دختر میلیون دلاری» (2004) به دست آمد. فریمن به خاطر نقشآفرینیهایش موفق به دریافت جوایز متعدد از جمله جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل مرد در 2005 و جایزه سیسیل بی. دمیل در مراسم گلدن گلوب 2012 شد. صدای متمایز و بازیگری فوقالعاده او او را به یکی از نمادهای هالیوود تبدیل کرده است.
دوران کودکی و ابتدایی زندگی مورگان فریمن
مورگان فریمن در ۱ ژوئن ۱۹۳۷ در ممفیس، تنسی، به دنیا آمد. او کوچکترین فرزند از چهار فرزند خانواده بود. پدرش، مورگان پورترفیلد فریمن، یک آرایشگر و مادرش، میمی ادنا، معلم بود. در دوران کودکی، والدینش برای یافتن کار به شیکاگو مهاجرت کردند و او نزد مادربزرگ مادریاش در میسیسیپی ماند. پس از فوت مادربزرگش در سن ۶ سالگی، او به مادرش پیوست.
از همان سنین کودکی، علاقه فریمن به هنرهای نمایشی نمایان شد. در ۹ سالگی با ایفای نقش در یک نمایش مدرسهای اولین تجربه بازیگری خود را به دست آورد. در ۱۲ سالگی با شرکت در یک مسابقه نمایشی ایالتی، استعدادش را بیش از پیش نشان داد و جایزه کسب کرد. یکی از رویدادهای مهم در زندگی او زمانی بود که در دوران دبیرستان، به دلیل یک شیطنت ساده در کلاس، مجبور شد در یک نمایش شرکت کند که همین تجربه مسیر آینده او را رقم زد.
پس از فارغالتحصیلی از دبیرستان براد استریت در گرینوود، میسیسیپی، فریمن پیشنهاد بورسیهای در رشته درام از دانشگاه ایالتی جکسون را دریافت کرد، اما ترجیح داد به نیروی هوایی ایالات متحده بپیوندد. او چهار سال بهعنوان متخصص رادار در نیروی هوایی خدمت کرد، اما به زودی متوجه شد که عشق واقعی او در بازیگری نهفته است. پس از پایان خدمت نظامی، فریمن به لسآنجلس رفت و در کلاسهای بازیگری شرکت کرد.
دوران حرفه ای بازیگری مورگان فریمن
مورگان فریمن یکی از برجستهترین بازیگران هالیوود است که حرفه بازیگری خود را از صحنه تئاتر آغاز کرد و به مرور به سینما و تلویزیون راه یافت. او پس از خدمت در نیروی هوایی ایالات متحده، به لسآنجلس نقل مکان کرد و در کلاسهای بازیگری شرکت کرد. فریمن در سال ۱۹۶۷ اولین تجربه حرفهای خود را با حضور در نمایشهای برادوی به دست آورد و سپس با بازی در برنامه تلویزیونی شرکت برقی (The Electric Company) در دهه ۱۹۷۰ به شهرت رسید.
در دهه ۱۹۸۰، فریمن در چندین فیلم تأثیرگذار حضور یافت که شهرت او را بیش از پیش افزایش داد. یکی از این فیلمها بروبیکر (Brubaker) در سال ۱۹۸۰ بود که توجه منتقدان را به بازی او جلب کرد. اما نقطه عطف حرفه او در سال ۱۹۸۹ با فیلم رانندگی برای خانم دیزی (Driving Miss Daisy) رقم خورد که برای ایفای نقش در آن، نامزدی جایزه اسکار را به دست آورد.
در دهه ۱۹۹۰، فریمن به عنوان یکی از محبوبترین و محترمترین بازیگران هالیوود شناخته شد. بازی خیرهکننده او در فیلم رهایی از شاوشنک (The Shawshank Redemption) در سال ۱۹۹۴ مورد تحسین گسترده قرار گرفت و همچنان به عنوان یکی از بهترین نقش آفرینیهای تاریخ سینما شناخته میشود. در سال ۲۰۰۴، او برای بازی در فیلم دختر میلیون دلاری (Million Dollar Baby) موفق به دریافت جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل مرد شد.
فریمن در فیلمهای متعددی نظیر شوالیه تاریکی (The Dark Knight)، هفت (Se7en) و لوسی (Lucy) نیز حضور داشته و توانسته است با انتخابهای هوشمندانه خود، دامنه گستردهای از نقشها را ایفا کند. صدای عمیق و خاص او نیز در مستندهای مختلف از جمله Through the Wormhole مورد استفاده قرار گرفته و به شهرت بیشتر او افزوده است. در کنار بازیگری، فریمن به کارگردانی و تولید فیلم نیز پرداخته و با تاسیس شرکت تولید فیلم Revelations Entertainment به دنبال خلق آثار متنوع و الهامبخش بوده است.
افتخارات و جوایز تا سال 2024
یکی از مهم ترین جوایز فریمن، جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل مرد است که در سال ۲۰۰۵ برای بازی در فیلم دختر میلیون دلاری (Million Dollar Baby) به او اهدا شد. این نقش، تواناییهای بینظیر فریمن در ارائه شخصیتهای پیچیده و تاثیرگذار را به نمایش گذاشت و تحسین گستردهای را به دنبال داشت.
در سال ۱۹۹۰، فریمن با بازی در فیلم رانندگی برای خانم دیزی (Driving Miss Daisy) موفق به دریافت جایزه گلدن گلوب بهترین بازیگر مرد در بخش فیلمهای موزیکال یا کمدی شد. اجرای او در این فیلم، حساسیت و ظرافت خاصی را به نمایش گذاشت که یکی از برجستهترین نقشآفرینیهایش به حساب میآید.
مورگان فریمن علاوه بر موفقیتهای فردی، در سال ۲۰۱۱ جایزه یک عمر دستاورد هنری موسسه فیلم آمریکا (AFI Lifetime Achievement Award) را دریافت کرد. این جایزه به دلیل تاثیر ماندگار او در صنعت فیلم به او اهدا شد. در سال ۲۰۱۲ نیز جایزه معتبر سیسیل بی. دمیل از جوایز گلدن گلوب به پاس یک عمر دستاورد هنری به او تعلق گرفت.
در سال ۲۰۱۸، انجمن بازیگران فیلم (SAG) از فریمن با اعطای جایزه یک عمر دستاورد هنری تقدیر کرد. همچنین، در سال ۲۰۰۸، او یکی از دریافتکنندگان افتخار مرکز کندی شد، که یکی از مهمترین افتخارات فرهنگی ایالات متحده محسوب میشود.
فعالیت های دیگر مورگان فریمن
مورگان فریمن علاوه بر بازیگری، در زمینههای مختلفی از جمله تولید فیلم، روایت مستندها، فعالیتهای زیستمحیطی و کارآفرینی فعالیت داشته است. او در سال ۱۹۹۷ شرکت Revelations Entertainment را تاسیس کرد که به تولید محتوای معنادار و فرهنگی میپردازد.
فریمن بهعنوان راوی مستندهای مشهور مانند پنگوئنهای امپراتور و از طریق کرمچاله شناخته میشود. صدای منحصر به فرد او تاثیر زیادی در موفقیت این آثار داشته است. در زمینه حفاظت از محیطزیست، او در سال ۲۰۰۴ با تاسیس صندوق امداد برای آسیبدیدگان طوفان ایوان مشارکت کرد و در سال ۲۰۱۴ مزرعه شخصی خود را به پناهگاهی برای زنبورها تبدیل نمود. این اقدامات نشاندهنده تعهد او به مسائل زیستمحیطی است.
فریمن همچنین در عرصه سیاست فعال بوده و از باراک اوباما در انتخابات ۲۰۰۸ حمایت کرد. او نظرات روشنی درباره مسائل نژادی و اجتماعی داشته و از اهمیت تاریخ سیاهپوستان دفاع کرده است. در حوزه کارآفرینی، فریمن مالک باشگاه بلوز Ground Zero Blues Club است که یکی از مراکز مهم موسیقی بلوز محسوب میشود. او پیشتر صاحب رستوران Madidi نیز بوده است.
حقایق پنهان زندگی
در آگوست ۲۰۰۸، فریمن در نزدیکی رولویل، میسیسیپی، دچار یک سانحه رانندگی شدید شد. خودروی او از جاده منحرف شده و چندین بار چرخید. در این حادثه، فریمن و همراهش، دماریس مایر، به شدت مجروح شدند و با استفاده از ابزارهای هیدرولیکی از خودرو خارج گردیدند. فریمن دچار شکستگی در بازو و آرنج شد و به شانهاش نیز آسیب رسید. مایر نیز دچار جراحات متعددی شد و بعدها از فریمن شکایت کرد، اما این پرونده خارج از دادگاه حلوفصل شد.
فریمن در مصاحبهای اظهار داشت که با دو فرزند اول خود رابطه نزدیکی نداشته و آنها را ترک کرده است. او اذعان کرده که تا سن ۱۹ سالگی با پسر بزرگش، آلفونسو، ارتباطی نداشته است. فریمن به خاطر اظهار نظرهای صریح خود در مورد مسائل نژادی شناخته میشود. او معتقد است که تنها راه از بین بردن نژادپرستی، متوقف کردن صحبت درباره آن است. در مصاحبهای با مایک والاس، او بیان کرد که میخواهد از توصیف افراد بر اساس نژادشان دست بردارد و دیگران نیز او را تنها با نامش بشناسند. او یک خلبان با گواهینامه خصوصی است و خود هواپیماهایش را هدایت میکند. این بازیگر برجسته که به زبان فرانسه نیز مسلط است، بهعنوان یک اسطوره در هالیوود باقی مانده است. صدای عمیق و حماسی او در یادها باقی خواهد ماند و برای روایت زندگیاش، او جورج کلونی یا جرمی آیرونز را پیشنهاد داده است.
او در طول دوران حرفهایاش در نقشهای متفاوتی ظاهر شده است که بسیاری از آنها بهطور خاص برای بازیگران آفریقایی-آمریکایی نوشته نشده بودند، اما او توانسته با استعدادش به این نقشها جان بدهد. همچنین، او سه بار نقش خدا را در فیلمها به تصویر کشیده و با صدای متمایزش بهعنوان یکی از بهترین راویان سینما شناخته میشود.
با بیش از ۱۰ میلیارد دلار فروش جهانی فیلمهایش، فریمن یکی از پرطرفدارترین و پردرآمدترین بازیگران تاریخ سینماست. زندگی حرفهای او همچنان الهامبخش است و داستانهای بیشمار از موفقیتها و دستاوردهایش او را به یکی از نمادهای بیبدیل هالیوود تبدیل کرده است.
حاشیه ها
یکی از بزرگترین جنجالهایی که نام فریمن را در رسانهها مطرح کرد، اتهامات آزار جنسی در سال ۲۰۱۸ بود. در این سال، هشت زن از جمله کارمندان تولید فیلم و خبرنگاران، او را به رفتارهای نامناسب و اظهارات ناخوشایند متهم کردند. این اتهامات شامل لمسهای ناخواسته و اظهار نظرهای نامناسب در محیطهای کاری بود. فریمن در واکنش به این اتهامات ضمن عذرخواهی، اعلام کرد که هرگز قصد بیاحترامی یا ناراحت کردن کسی را نداشته است. با این حال، این اتهامات باعث شد تا برخی پروژههای او تحت تاثیر قرار گیرند.
دیگر حاشیه مهم زندگی او تصادف رانندگی در سال ۲۰۰۸ بود. در این حادثه که در ایالت میسیسیپی رخ داد، فریمن و همراهش دماریس مایر بهشدت مجروح شدند. مایر بعدها از او شکایت کرد و ادعا داشت که رابطهای بین آنها وجود داشته است که فریمن آن را انکار کرد. این پرونده در نهایت خارج از دادگاه و بهصورت محرمانه حلوفصل شد.
یکی دیگر از جنجالهای پیرامون مورگان فریمن، اظهارات جنجالی او درباره نژادپرستی است. فریمن در مصاحبهای با برنامه 60 Minutes اظهار داشت که بهترین راه برای از بین بردن نژادپرستی، این است که درباره آن صحبت نکنیم. این دیدگاه، واکنشهای مختلفی را در پی داشت؛ برخی معتقد بودند که رویکرد او سادهانگارانه است، در حالی که برخی دیگر از این نظر حمایت کردند و آن را بهعنوان راهکاری برای پیشرفت و تغییر اجتماعی دانستند.
مصاحبه با مورگان فریمن
فریمن در مصاحبهای به تاریخ اپریل 2022 که در سایت parade منتشر شده به برخی سوالات درباره تجربیات خودش در زمینه بازیگری و علاقه خودش درباره نویسندگی اشاره کرده که در اینجا قسمتی از مصاحبه را میخوانیم.
بزرگترین دستاوردهای حرفهای و شخصیتان را چه میدانید؟
خب، از نظر حرفهای، نمیدانم—فکر میکنم یکی از لحظات مهم و اوج کار من، بازی در نقش ماندلا تحت کارگردانی کلینت ایستوود بود. از نظر شخصی، بزرگترین دستاورد من زنده ماندن از طوفان در دریا با یک قایق کوچک بود.
آیا به نوشتن در این مرحله از زندگیتان فکر میکنید؟
من؟ نه. اگر میتوانستم بنویسم، همیشه در حال نوشتن بودم. من تلاش کردهام، ولی واقعاً این استعداد را ندارم. ایدهها همیشه به ذهنم میآیند، اما نشستن و نوشتن آنها، از من برنمیآید.