مریلین مونرو

Marilyn Monroe
مریلین  مونرو
  • تولدسه‌شنبه 10 خرداد 1305
  • محل تولدلس آنجلس، کالیفرنیا، ایالات متحده آمریکا
  • وفاتشنبه 13 مرداد 1341
  • وضعیت تأهلمجرد
  • قد165
  • تحصیلاتدبیرستان
  • مشاغلمدل - خواننده
  • همسر(ها)جیمز دوگرتی(ا. 1942 ج. 1946)جو دی‌ماجیو(ا. 1954 ج. 1955)آرتور میلر(ا. 1956 ج. 1961)
بچه خوشگل: بروک شیلدز
بچه خوشگل: بروک شیلدزمستند، بیوگرافی
imdb logo
7.5/10
metacritic logo
-
rotten logo
71%

بروک شیلدز یک بازیگر و مدل است که در جوانی دختری بوده است که کارهای فحشا می کرده است و در میانسالی به زنی تبدیل شد که حرف اول در بازیگران زن را میزده چون به قدرت خود پی برده

بیوگرافی مریلین مونرو

مریلین مونرو (merlin monro) با نام اصلی نورما جین مورتنسن، در لس‌آنجلس کالیفرنیا به دنیا آمد. دوران کودکی او با سختی‌های فراوانی همراه بود و بیشتر آن را در خانه‌های پرورشگاهی و یتیم خانه‌ها گذراند. او در 16 سالگی ازدواج کرد اما این ازدواج کوتاه مدت بود. مریلین سپس به حرفه مدلینگ روی آورد و با توجه به استعداد و زیبایی خیره‌کننده‌اش، به سرعت در دنیای بازیگری نیز به موفقیت دست یافت.

فیلم و سریال های مریلین مونرو

بچه خوشگل: بروک شیلدز
بچه خوشگل: بروک شیلدزمستند، بیوگرافی
imdb logo7.5/10
آین رند: حس زندگی
آین رند: حس زندگیمستند، بیوگرافی
imdb logo6.5/10
بعضی ها داغشو دوست دارند
بعضی ها داغشو دوست دارندکمدی، موزیک، عاشقانه
imdb logo8.2/10
جنگل آسفالت
جنگل آسفالتجنایی، درام، فیلم‌ نوآر
imdb logo7.8/10

اطلاعات شخصی و خانوادگی مریلین مونرو

اطلاعات شخصی

  • نام کامل: نورما جین مورتنسن (پس از تعمید: نورما جین بیکر)

  • لقب: مریلین مونرو

  • ملیت: آمریکایی

  • شغل(ها): بازیگر، مدل، خواننده

اطلاعات تحصیلی

  • آخرین مدرک تحصیلی: مدرک دبیرستان، در سال ۱۹۵۱ در دانشگاه کالیفرنیا هنر و ادبیات خواند اما مدرک رسمی نگرفت

    اطلاعات فیزیکی

  • رنگ چشم: آبی

  • رنگ مو: بلوند (در ابتدا قهوه‌ای تیره بود و بعدها بلوند شد)

اعضای خانواده

  • پدر: چارلز استنلی گیفورد

  • مادر: گلادیس پرل بیکر

  • خواهر: برنیس بیکر میراکل (خواهر ناتنی)

همسر(ها)

علاقه‌مندی‌ها

  • بازیگران مورد علاقه: کلارک گیبل، چارلی چاپلین، چارلز لاتن

  • فیلم‌های مورد علاقه: جنگل آسفالت (The Asphalt Jungle) و مزاحم نشو (Do Not Disturb 1965)

  • رنگ مورد علاقه: رنگ سفید 

  • آهنگ مورد علاقه: Who Cares? از جرج و آيرا گرشوین

  • کتاب مورد علاقه: آثار جیمز جویس و داستایفسکی

  • غذای مورد علاقه: استیک، چاپس بره، پودینگ برنج

شاخص سلیقه

  • خودروها:: کادیلاک الدورادو کانورتیبل ۱۹۵۳، کادیلاک سری ۶۲ کانورتیبل ۱۹۵۴، فورد تاندربرد ۱۹۵۶

  • حیوان خانگی: او سگی به نام ماف داشت

  • تتوها: هیچ تتویی نداشت

زندگینامه کامل مریلین مونرو

مریلین مونرو (merlin monro) با نام اصلی نورما جین مورتنسن، در لس‌آنجلس کالیفرنیا به دنیا آمد. دوران کودکی او با سختی‌های فراوانی همراه بود و بیشتر آن را در خانه‌های پرورشگاهی و یتیم خانه‌ها گذراند. او در 16 سالگی ازدواج کرد اما این ازدواج کوتاه مدت بود. مریلین سپس به حرفه مدلینگ روی آورد و با توجه به استعداد و زیبایی خیره‌کننده‌اش، به سرعت در دنیای بازیگری نیز به موفقیت دست یافت.

مونرو در دهه 1950 به یکی از بزرگ ترین ستاره‌های هالیوود تبدیل شد. او در فیلم‌های محبوبی مانند آقایان موطلایی‌ها را ترجیح می‌دهند (Gentlemen Prefer Blondes)، چگونه می‌توان با یک میلیونر ازدواج کرد (How to Marry a Millionai) و خارش هفت ساله (The Seven Year Itch) ایفای نقش کرد و با اجرای شخصیت‌های جذاب و کاریزماتیک، به یکی از نمادهای فرهنگی آمریکا تبدیل شد.

کودکی و دوران ابتدایی زندگی مریلین مونرو

کودکی و دوران ابتدایی زندگی مریلین مونرو

مریلین مونرو، با نام اصلی نورما جین مورتنسن، در 1 ژوئن 1926 در لس‌آنجلس، کالیفرنیا به دنیا آمد. مادرش، گلادیس پرل بیکر، از مشکلات روانی رنج می‌برد و به دلیل این شرایط، قادر به نگهداری از نورما جین نبود. هویت پدر او هرگز به‌طور قطعی مشخص نشد و همین مسئله باعث شد تا او در دوران کودکی‌اش از حس ناامنی و بی‌پناهی رنج ببرد. نورما جین در بیشتر سال‌های ابتدایی زندگی خود بین پرورشگاه‌ها، خانه‌های نگهداری و سرپرستی موقت خانواده‌های مختلف جا‌به‌جا می‌شد.

یکی از نقاط عطف دوران کودکی او در سال 1937 رخ داد، زمانی که یکی از دوستان مادرش، گریس گودارد، حضانت نورما جین را به عهده گرفت. این زندگی نیز چندان طولانی نبود، چرا که به دلایل مختلف او دوباره به پرورشگاه بازگشت. تجربه‌های ناپایدار و پر از آشوب دوران کودکی تاثیر عمیقی بر زندگی عاطفی و روانی او گذاشت.

در سال 1942، در حالی که تنها 16 سال داشت، برای فرار از بازگشت به پرورشگاه، با جیمز دوگرتی، کارگری 21 ساله، ازدواج کرد. اگرچه این ازدواج توانست او را از سرنوشت بازگشت به پرورشگاه نجات دهد، اما زندگی زناشویی او دوام چندانی نداشت و در سال 1946 به طلاق انجامید.

سال‌های ابتدایی زندگی مریلین مونرو، پر از بی‌ثباتی و مشکلاتی بود که او را به شخصیتی پیچیده و به نوعی آسیب‌پذیر تبدیل کرد. در عین حال، همین دوران سخت کودکی، انگیزه‌ای قوی برای او ایجاد کرد تا در آینده به جایگاهی متفاوت در زندگی دست یابد و از محدودیت‌هایش فراتر برود. زندگی در پرورشگاه و نبود خانواده‌ای پایدار، به شکلی ناخودآگاه شخصیت عمومی او را به عنوان نمادی از ترکیب شکنندگی و قدرت شکل داد.

دوران بازیگری حرفه‌ای مریلین مونرو 

فیلم های مریلین مونرو

مریلین پس از شروع به عنوان مدل در اواخر دهه 1940، وارد عرصه بازیگری شد و در سال 1950 توانست با نقش‌های کوتاه اما تاثیرگذار در فیلم‌هایی مانند جنگل آسفالت (The Asphalt Jungle) و همه‌چیز درباره ایو (All About Eve) توجهات را به خود جلب کند. این نقش‌ها سکوی پرتابی برای او شدند و استعدادش را در کنار زیبایی خیره‌کننده‌اش به نمایش گذاشتند.

در سال 1953، فیلم نیاگارا (Niagara) باعث شد مریلین مونرو به عنوان نمادی از جذابیت واغواگری در هالیوود شناخته شود. همان سال، او در دو فیلم دیگر یعنی آقایان موطلایی‌ها را ترجیح می‌دهند و چگونه می‌توان با یک میلیونر ازدواج کرد نقش‌آفرینی کرد که هر دو از پرفروش‌ترین فیلم‌های آن دوران بودند. مونرو با بازی در این آثار، تصویر خاصی از بلوند جذاب و کمی ساده را در فرهنگ عامه تثبیت کرد.

با این حال، مریلین از این تصویر تکراری خسته شده بود و در تلاش بود تا توانایی‌های بازیگری خود را در نقش‌های جدی‌تر نشان دهد. در سال 1955، او به نیویورک رفت و در اکتورز استودیو، تحت نظر لی استراسبرگ، آموزش دید. این دوره، نقطه عطفی در حرفه او محسوب می‌شود و به او کمک کرد تا در فیلم‌های دراماتیک مانند ایستگاه اتوبوس (Bus Stop) بازی کند. این فیلم نشان داد که مریلین فقط یک چهره زیبا نیست، بلکه بازیگری با عمق احساسی بالا است.

او در سال 1957 با بازی در شاهزاده و شوگرل (The Prince and the Showgirl) که در کنار لورنس الیویه ساخته شد، بار دیگر توانایی‌های خود را اثبات کرد. اگرچه در زمان تولید فیلم شایعاتی درباره رفتار غیرحرفه‌ای او منتشر شد، عملکرد مونرو تحسین منتقدان را برانگیخت.

در سال 1959، فیلم بعضی‌ها داغشو دوست دارن (Some Like It Hot) به یکی از برجسته‌ترین نقاط کارنامه او تبدیل شد. این فیلم کمدی، به کارگردانی بیلی وایلدر، موفقیت بزرگی کسب کرد و مونرو برای بازی در نقش شوگر کین جایزه گلدن گلوب بهترین بازیگر زن را به دست آورد. او در این فیلم توانست استعداد خود در کمدی را به شکلی فوق‌العاده نشان دهد.

مریلین مونرو همچنین در فیلم دراماتیک ناجورها (The Misfits) به کارگردانی جان هیوستن نقش‌آفرینی کرد. این فیلم که فیلمنامه آن توسط همسر سوم او، آرتور میلر نوشته شده بود، عمق شخصیت مونرو را نشان می‌داد. ناجورها آخرین فیلم کامل او بود و اگرچه در زمان اکران چندان موفقیت‌آمیز نبود، اما اکنون به‌عنوان یکی از بهترین آثار او شناخته می‌شود.

در دوران حرفه‌ای، مونرو با چالش‌های زیادی مواجه بود، از جمله مشکلات روحی، فشارهای شدید ناشی از شهرت و همچنین شایعات و حواشی فراوانی که زندگی حرفه‌ای او را تحت تاثیر قرار داد. با وجود این مشکلات، او توانست به یکی از برجسته‌ترین و ماندگارترین چهره‌های هالیوود تبدیل شود. مریلین مونرو نه‌تنها نماد زیبایی و جذابیت بود، بلکه به‌عنوان یک هنرمند جدی تلاش کرد تا جایگاه خود را در سینمای جهان تثبیت کند. میراث او تا امروز همچنان الهام بخش است و شخصیت او در فرهنگ عامه جاودانه شده است.

افتخارات و جوایز مریلین مونرو 

جوایز مریلین مونرو

این بازیگر محبوب در طول دوران حرفه‌ای خود موفق شد جوایز و افتخارات متعددی را به دست آورد که جایگاه او را به عنوان یکی از برجسته‌ترین چهره‌های سینما تثبیت کرد. او در سال‌های 1951، 1953 و 1962 جایزه هنریتا را به‌عنوان زن محبوب سینمای جهان دریافت کرد. همچنین، در سال 1960 برای بازی در فیلم بعضی‌ها داغشو دوست دارن برنده گلدن گلوب بهترین بازیگر زن در یک فیلم کمدی یا موزیکال شد. این نقش یکی از برجسته‌ترین لحظات کارنامه هنری او به شمار می‌آید.

مونرو در سطح بین‌المللی نیز شناخته شده بود. او در سال 1958 جایزه دیوید دی دوناتلو را به عنوان بهترین بازیگر زن خارجی برای فیلم شاهزاده و شوگرل دریافت کرد و در همان سال برنده جایزه سزار (Étoile de Cristal) به عنوان بهترین بازیگر خارجی شد. علاوه بر این، او چندین بار نامزد جوایز بفتا شد، از جمله برای فیلم‌های خارش هفت‌ساله و شاهزاده و شوگرل.

مریلین مونرو همچنین در سال 1999 توسط انستیتوی فیلم آمریکا به عنوان ششمین زن در فهرست بزرگ‌ترین افسانه‌های زن روی پرده سینما در دوران طلایی هالیوود معرفی شد. این جوایز و افتخارات نه تنها نشان‌دهنده محبوبیت و استعداد او در زمان حیاتش بود، بلکه میراث او را به عنوان یک ستاره ماندگار در تاریخ سینما جاودانه ساخت.

سایر فعالیت‌های مریلین مونرو

مریلین علاوه بر بازیگری، در سایر عرصه‌ها نیز فعالیت‌هایی داشت که نشان‌دهنده علاقه و استعداد او در زمینه‌های مختلف است. یکی از این فعالیت‌ها مدلینگ بود. او پیش از ورود به سینما، کار خود را به عنوان یک مدل آغاز کرد و به سرعت به دلیل زیبایی خیره‌کننده و جذابیتش در این صنعت به شهرت رسید. عکس‌های تبلیغاتی او در مجلات معتبر دهه 1940 و 1950 منتشر می‌شد و دروازه‌ای برای ورودش به دنیای بازیگری شد.

مریلین مونرو همچنین در زمینه خوانندگی فعالیت داشت و در بسیاری از فیلم‌های خود ترانه‌هایی را اجرا کرد. صدای او در ترانه‌هایی مانند Diamonds Are a Girl's Best Friend از فیلم آقایان موطلایی‌ها را ترجیح می‌دهند بسیار معروف شد و تا به امروز بخشی از فرهنگ عامه باقی مانده است. او توانست با ترکیب مهارت‌های خوانندگی و بازیگری، اجراهایی فراموش‌نشدنی ارائه دهد.

یکی دیگر از جنبه‌های فعالیت مریلین، تاسیس شرکت تولید فیلم مریلین مونرو پروداکشنز در سال 1955 بود. او با تاسیس این شرکت، تلاش کرد تا کنترل بیشتری بر نقش‌های خود و شرایط کاری‌اش داشته باشد و از تصویر کلیشه‌ای بلوند احمق که توسط هالیوود به او تحمیل شده بود فاصله بگیرد.

مریلین مونرو همچنین در فعالیت‌های خیریه شرکت داشت و از حقوق کارگران و سربازان حمایت می‌کرد. اجرای معروف او برای سربازان آمریکایی در کره جنوبی در سال 1954، یکی از نشانه‌های تعهد او به حمایت از نیروهای نظامی بود. سایر فعالیت‌های مریلین مونرو، چه در عرصه حرفه‌ای و چه شخصی، نشان‌دهنده فردی بود که تلاش داشت از مرزهای محدودیت‌های اجتماعی و حرفه‌ای عبور کند و اثری ماندگار بر دنیای سینما و فرهنگ عامه بگذارد.

حواشی زندگی مریلین مونرو

مریلین مونرو

مریلین مونرو، نماد جذابیت و ستاره برجسته هالیوود، در طول زندگی حرفه‌ای و شخصی خود با حواشی و جنجال‌های متعددی مواجه بود که تاثیر عمیقی بر تصویر عمومی او گذاشت. مونرو سه بار ازدواج کرد؛ نخست با جیمز دوگرتی در سن 16 سالگی، سپس با جو دی‌ماجیو، بازیکن معروف بیسبال و در نهایت با آرتور میلر، نمایشنامه‌نویس برجسته. هر یک از این ازدواج‌ها با چالش‌ها و حواشی خاص خود همراه بود و توجه رسانه‌ها را به خود جلب کرد.

یکی از بحث برانگیزترین جنبه‌های زندگی مونرو، شایعات پیرامون روابط او با جان اف. کندی، رئیس‌جمهور وقت آمریکا و برادرش رابرت کندی بود. اجرای معروف او در جشن تولد رئیس‌جمهور با ترانه تولدت مبارک، آقای رئیس‌جمهور در سال 1962، این شایعات را تقویت کرد و به گمانه‌زنی‌ها درباره روابط پنهانی او با خانواده کندی دامن زد.

مونرو با مشکلات روانی متعددی از جمله افسردگی و اضطراب دست و پنجه نرم می‌کرد و برای مقابله با این مسائل، به مصرف داروهای آرام بخش و خواب‌آور روی آورد. این وابستگی‌ها تاثیر منفی بر حرفه او داشت و باعث تاخیرها و غیبت‌های مکرر در صحنه‌های فیلمبرداری شد که انتقادات کارگردانان و همکارانش را به همراه داشت.

مرلین، علی‌رغم شهرت جهانی‌اش، در زندگی روزمره بسیار ساده بود. او ترجیح می‌داد بیشتر وقتش را در لباس راحتی یا حتی یک حوله حمام بگذراند. برخلاف تصور عموم، او عینک می‌زد و با مشکلاتی مانند لکنت زبان روبه‌رو بود که با کمک مربیان صوتی استودیو آن را کنترل می‌کرد. شاید این جنبه‌های ساده و انسانی او بود که باعث می‌شد میلیون‌ها نفر در سراسر دنیا به او احساس نزدیکی کنند.

مرلین برای حفظ ظاهرش به جزئیات کوچک توجه زیادی می‌کرد. به گفته یکی از نزدیکانش، او گاهی تا 15 بار در روز صورتش را می‌شست، زیرا از لکه‌ها و عرق کردن هراس داشت. او همچنین 9 طیف مختلف از رنگ موی بلوند را امتحان کرد تا به رنگ پلاتینیوم بلوندی که امضای او بود، دست یابد.

در 5 اوت 1962، مریلین مونرو در سن 36 سالگی درگذشت. علت رسمی مرگ او مصرف بیش از حد داروهای خواب‌آور اعلام شد، اما این حادثه به تئوری‌های توطئه و شایعات بسیاری دامن زد. برخی معتقد بودند که مرگ او نتیجه توطئه‌ای سیاسی به دلیل روابطش با خانواده کندی بوده است.

حقایق پنهان زندگی مریلین مونرو

مریلین مونرو، یکی از نمادهای ماندگار سینما، زندگی‌ای پر از اسرار و حقایق پنهان داشت که بسیاری از آن‌ها حتی سال‌ها پس از مرگش همچنان بحث برانگیز هستند. یکی از حقایق جالب درباره مونرو، علاقه او به مطالعه بود. برخلاف تصویر عمومی‌اش، او فردی باهوش و اهل یادگیری بود و مجموعه‌ای شامل صدها کتاب از نویسندگان برجسته مانند جیمز جویس و داستایفسکی در اختیار داشت.

یکی از جنبه‌های کمتر شناخته شده شخصیت مرلین، دوستی عمیقش با الا فیتزجرالد، خواننده بزرگ جاز، بود. در دورانی که تبعیض نژادی در آمریکا به اوج خود رسیده بود، مرلین از شهرت خود استفاده کرد تا به الا کمک کند. او ترتیبی داد که الا بتواند در کلوب‌های شبانه برجسته‌ای که معمولاً به هنرمندان سیاه‌پوست اجازه اجرا نمی‌دادند، اجرا کند. مرلین حتی قول داد که هر شب در ردیف اول بنشیند تا حضورش باعث جذب مخاطب و رسانه‌ها شود.

خانه مرلین در برنت‌وود، کالیفرنیا، پس از مرگش در سال 1962 راز بزرگی را فاش کرد. در سال 1972، زمانی که مالک جدید خانه تصمیم گرفت سقف را بازسازی کند، یک سیستم پیچیده استراق سمع و شنود در تمام اتاق‌های خانه کشف شد. این سیستم، که از فناوری استاندارد FBI آن زمان استفاده می‌کرد، توسط پیمانکاری که کار بازسازی را انجام می‌داد، پیدا شد. گمانه‌زنی‌ها نشان می‌دهند که این تجهیزات به دلیل روابط مرلین با برادران کندی نصب شده بود. چه کسی فکر می‌کرد که یک ستاره سینما چنین تهدیدی برای امنیت ملی تلقی شود؟

مرلین مونرو در طول زندگی‌اش به خاطر سبک منحصربه‌فرد خود شهرت داشت. لباس‌هایی که می‌پوشید، اغلب خود داستانی داشتند. لباس معروف او در اجرای تولدت مبارک، آقای رئیس‌جمهور آن‌قدر تنگ بود که مجبور شدند آن را مستقیماً روی بدن او بدوزند. جالب است بدانید این لباس در سال 1999 به مبلغ 1.26 میلیون دلار فروخته شد و رکورد گران‌ترین لباس فروخته‌شده در جهان را شکست.

آخرین مصاحبه با مرلین مونرو

در آخرین مصاحبه‌اش تنها چند هفته قبل از فوت او مرلین در 4 جولای 1962 با ریچارد مریمن از مجله لایف مصاحبه‌ای داشت. با هم قسمتی از ترجمه این مصاحبه را می‌خوانیم.

سوال: به نظر می‌رسد مردم همیشه به دنبال دیدن شما هستند. این توجه دائمی چه حسی به شما می‌دهد؟

گاهی اوقات بیرون می‌روم، بدون آرایش، فقط با یک روسری و یک تی‌شرت ساده. اما حتی در آن حالت هم همیشه کسی هست که مرا بشناسد. معمولاً پسری باهوش‌تر از بقیه که به دوستش می‌گوید: صبر کن! می‌دونی اون کیه؟ و بعد شروع می‌کنند به دنبالم آمدن. راستش این موضوع مرا اذیت نمی‌کند. می‌فهمم که مردم می‌خواهند مطمئن شوند من واقعاً وجود دارم. وقتی می‌بینم که چهره‌هایشان روشن می‌شود یا می‌گویند: این مرلینه! به خودم می‌گویم شاید روزشان را بهتر کرده باشم.

سوال: آیا همیشه بازیگری رویای شما بوده است؟

وقتی پنج سالم بود، عاشق بازی کردن شدم. دنیای اطرافم را خیلی دوست نداشتم، اما وقتی بازی می‌کردم، انگار دنیای خودم را خلق می‌کردم. حتی شخصیت‌هایی را می‌ساختم و به دوستانم می‌گفتم: بیایید این‌طور بازی کنیم! من این می‌شوم و تو آن یکی. این بازی‌ها باعث شد بفهمم که دوست دارم بازیگر شوم. اما وقتی بزرگ‌تر شدم، فهمیدم این کار اصلاً آسان نیست. همیشه کسی هست که کار را برایت سخت‌تر کند.

سوال: آیا به این فکر می‌کنید که مردم شما را چگونه به یاد خواهند آورد؟

نمی‌دانم مردم مرا چگونه به یاد خواهند آورد، اما دوست دارم به یاد داشته باشند که همیشه سعی کرده‌ام بهترین خودم باشم. حتی اگر فقط نقشم این باشد که وارد یک اتاق شوم و بگویم سلام! باز هم تمام تلاشم را می‌کنم. به نظرم آنچه از تو باقی می‌ماند، همان چیزی است که مردم درباره‌ات احساس می‌کنند، نه آنچه که برایت می‌نویسند.

پرسش‌های پرطرفدار