داستان فیلم در مورد یوسوکه کافوکو، بازیگر و کارگردان سرشناس صحنه است که دو سال پس از مرگ غیرمنتظره همسرش، پیشنهاد کارگردانی نمایش "عمو وانیا" در جشنواره تئاتر هیروشیما را دریافت میکند. در این مسیر یوسوکه با میساکی واتاری، زن جوانی که از طرف جشنواره مأمور شده تا او را با ماشین محبوبش به جشنواره برساند، آشنا میشود. این تعاملات و روابط بین شخصیتها در طول سفر با ماشین، ایدهآلیسم و اشتیاق برای ارتباطات عمیقتر را به تصویر میکشد و از طریق این داستان، به موضوعاتی چون انسجام انسانی و درد و رنج اشاره میکند.
هیچ موردی یافت نشد
هیچ موردی یافت نشد