اینکه شیر میداند چگونه بازه زمانی فصلی داستان را با طنز، گرما و امید به پایانی چرخهای و کامل برساند، همان نکته ظریفی است که باعث میشود «Fantasy Life» مانند آغاز یک مسیر حرفهای امیدوارکننده در نویسندگی و کارگردانی به نظر برسد.
گروه بازیگران قدرتمند و تمامعیار فیلم، از جمله هلند تیلور، جسیکا هارپر، زوسیا مامت و باب بالابان در نقش پدر دایان، باعث میشوند هر صحنه لحظاتی از صداقت و واقعیت داشته باشد. همدلی و نگاه انسانی فیلمساز نیز در نهایت فیلم را از خط پایان عبور میدهد و به نتیجهای رضایتبخش میرساند.
ریتم تند و سرزنده «Fantasy Life» تا حد زیادی حاصل همین خویشتنداری در تدوین است، اما همین رویکرد به یکی از معدود لغزشهای فیلم هم منجر میشود: امتناع آن از ارائه پایانی رضایتبخش و منسجم از نظر روایی. با این حال، فیلم همچنان بهتنهایی و بدون نیاز به توضیحات اضافی، اثری قابلاتکا و موفق باقی میماند.
برای فیلمی که با تنبلی درجا میزند و پیشرفت چندانی ندارد، «Fantasy Life» بهطرز عجیبی اثری خوشبرخورد و دوستداشتنی است. تنها شخصیت واقعاً ناخوشایند فیلم دیوید است، اما آنقدر در بد بودن و آزاردهنده بودن مهارت دارد که تقریباً به خاطر همین ویژگی، دوستداشتنی به نظر میرسد.
برای فیلمی درباره دو نفر که دوران پرتنش و ناپایداری را پشت سر میگذارند، «Fantasy Life» با نوعی روانی و سهولت پنهان در روایت پیش میرود که بهطرز ماهرانهای مخاطب را همراه خود میکند.
بهعنوان یک داستان عاشقانه، «Fantasy Life» چندان اثر خلاقانه و تازهای نیست، اما شیوه آرام و بیتکلف آقای شیر در پرداختن به موقعیتهای آشنا، گرم و انسانی است؛ فیلمی که جنبههای کمدی و لحظات غمانگیز خود را با تعادلی دلنشین در کنار هم قرار میدهد.