«تازهوارد» ترکیبی شیرین و دلپذیر از اسطورهپردازی نامتعارف و طنزی خشک و خونسرد است؛ فیلمی دوستداشتنی که بهراحتی دل مخاطب را به دست میآورد و لبخندهایی آرامشبخش و از ته دل به همراه دارد.
در پایان «تازهوارد»، پکستون بهروشنی نشان میدهد که این داستان درباره انتخابهایی است که بر پایه امید شکل میگیرند، نه ترس. او دستکم در طول زمان فیلم، جهانی خیالی میآفریند که در آن چنین انتخابی هم منطقی به نظر میرسد و هم دوستداشتنی.
«تازهوارد» درباره کسی است که آنقدر در انزوا زندگی کرده که حتی فراموش کرده چگونه چیزی را بخواهد؛ تا جایی که وقتی میل و اشتیاق سرانجام سر برمیآورد، ناگزیر به شکلی ناقص و ناهنجار بروز میکند.
نخستین فیلم بلند لوئیس پکستون، فیلمساز اسکاتلندی نامزد بفتا، با بهرهگیری هوشمندانه از لوکیشن چشمنواز خود و سه بازی قدرتمند از دامنال گلیسون، گیل رنکین و گرنت اورورک، شروعی امیدوارکننده و تأثیرگذار را برای این کارگردان رقم میزند.
«تازهوارد» افسانهای بزرگسالانه، شیرین و دلنشین است که مهمترین ویژگیاش، طنز بانمک و بازیگوشانه آن است؛ خصوصیتی که هم بزرگترین نقطه قوت فیلم به شمار میرود و هم پاشنه آشیل آن.