فیلم از رفتن به مسیرهای قابل پیشبینی سر باز میزند و با معرفی شخصیتهای فرعی عجیبوغریب و عبور از جادههای فرعی نامتعارف داستانی، مخاطب را غافلگیر میکند. با این حال، همین گاهی پراکنده و کشدار شدن روایت، به خلق اثری سرشار از جزئیات، بافت و انرژی فراوان کمک کرده است.
فیلمی دلنشین درباره آدمهای سادهلوح و بدنام است. هرچند طنز آن در نهایت کمی فروکش میکند، اما با میزان غیرمنتظرهای از لطافت و احساس، این ضعف را جبران میکند.
این نمایش دو نفرهی مستمر هرگز به اوج نمیرسد، اما با بازیهای متنوع و جالب شخصیتهای فرعی که در جاهای مناسب انرژی فراوانی را به آن میبخشند، بالا میرود.
راحت بودن با مفهوم «بازندههای دوستداشتنی» همان چسبی است که این سازه لرزان و شکننده را سرپا نگه میدارد؛ یا شاید بهتر باشد بگوییم تکهای چسب نواری که جلوی فروپاشی آن را میگیرد، در حالی که این ترکیب مدام به سوی فاجعه پیش میرود.
بلر همچنان به ارائه کمدی عجیبوغریب خود ادامه میدهد، اما در عین حال اجازه میدهد فیلم وارد لحظاتی از تأمل و اندیشه شود؛ لحظاتی که نوعی فلسفه برخاسته از سختیهای زندگی را در خود دارند. «کلهخرها» در نتیجه به فیلمی بسیار جذابتر تبدیل میشود؛ اثری که حتی تعلیق و هیجان بیشتری نیز پیدا میکند.