داستان این فیلم در دهه 1980 می گذرد، فابیتو جوان با پدرش ساوریو شیسا و مادرش ماریا شیسا در ناپل زندگی می کند. او دوستان یا معشوقه زیادی ندارد و می خواهد در کالج فلسفه بخواند. فابیتو بیشتر وقت خود را صرف گوش دادن به موسیقی و تماشای بازی دیگو مارادونا برای تیم خانگی خود، ناپولی می کند. والدین او در حال ساخت خانه جدیدی در روکاراسو هستند. آنها بدون فابیتو که تصمیم می گیرد همانجا بماند به خانه جدید می روند و بر اثر گاز مونوکسید کربن از شومینه در خانه می میرند. فابیتو به شیوه ای بی رحمانه بزرگ می شود...
هیچ موردی یافت نشد
هیچ موردی یافت نشد