داستان فیلم درباره سه مسافر است که سرنوشت آنها به شکلی غیرمنتظره به یکدیگر گره میخورد. چاندر در آغاز سفر با دختری به نام سودا آشنا میشود و میان آنها احساسی پرشور و عاشقانه شکل میگیرد؛ عشقی که از همان دیدار اول بسیار عمیق به نظر میرسد. اما با گذشت زمان و تغییر مسیر زندگی، چاندر با پریتی آشنا میشود؛ زنی که رابطهاش با او بر پایه اعتماد، آرامش و شناخت متقابل بنا شده است. حالا او میان دو نوع عشق متفاوت قرار میگیرد؛ یکی عشقی آتشین و هیجانانگیز و دیگری احساسی عمیق و پایدار که با گذر زمان استحکام بیشتری پیدا میکند. فیلم با روایت این مثلث عاطفی، به بررسی تفاوت میان عشق زودگذر و رابطهای ماندگار میپردازد و این پرسش را مطرح میکند که در نهایت، کدام احساس میتواند در برابر آزمون زمان و سختیهای زندگی دوام بیاورد.