محور اصلی داستان، زندگی کارگران مهاجر شهرستانی است که با آرزوهای بزرگ به تهران آمدهاند. «قدم» (با بازی بهرام افشاری)، جوان آذربایجانی کلهشقی است که در مغازهی فردی جنوبی به نام «رحمت» (با بازی مهران احمدی) کار میکند و دلبستهی دختر او، «مونس» است. پس از مرگ مشکوک رحمت، گره اصلی داستان شکل میگیرد؛ فردی متمول و از طبقه «نوکیسه» به نام «جهان» (با بازی آتیلا پسیانی) که طلبکارِ رحمت بوده، سعی میکند از موقعیت استفاده کرده و با مونس ازدواج کند. قدم که روحیه ستیزهجویی دارد، در برابر این اقدام میایستد و این موضوع سرآغاز درگیریهای شدید او با جهان و چالشهای جدی در مسیر زندگیاش میشود. این فیلم به خوبی توانسته است تقابل میان خشمِ انباشتهشدهی یک جوان کارگر که چیزی برای از دست دادن ندارد، با قدرتِ پوشالی و مالیِ فردی مانند جهان را به تصویر بکشد و وضعیتِ ناپایدار و آسیبپذیرِ قشر کارگر در برابر ناملایماتِ اجتماعی را نشان دهد.