داستان در دنیایی جریان دارد که یک ویروس مرگبار در حال شیوع است اما این ویروس انسانها را به زامبیهای مغزخوار تبدیل نمیکند بلکه آنها را به موجوداتی شبیه به زامبی بدل میکند که با دیدن هر گربهای به سمتش هجوم برده و آنقدر او را در آغوش گرفته و نوازش میکنند تا از شدت محبت منفجر شوند در این دنیای آخرالزمانی کونگی شخصیت اصلی داستان یکی از معدود بازماندگان است زیرا او از گربهها متنفر است و همین موضوع به او یک مزیت برای بقا میدهد