در آنجا، او تصمیم میگیرد از جاهطلبیهای خود دست کشیده و میراث پدرش، یعنی مغازه ایدلی کادای (مغازه فروش ایدلی) که مورد علاقه روستاییان است، را دوباره راه بیاندازد. این تصمیم باعث خشم آشوین، پسر مغرور میلیونر میشود که میخواهد به هر قیمتی موروگان را نابود کند و مغازه را تصاحب کند. موروگان باید با چالشهای تجارت، حسرتهای گذشته و درگیری با این دشمن قدرتمند روبرو شود تا بتواند اعتماد روستاییان را جلب کرده و میراث خانوادگیاش را حفظ کند.