اینجا… آخر دنیا (۱۳۸۲): به کارگردانی شراره یوسفینیا و ابراهیم بخشی؛ فیلمی با حالوهوای دلهرهآور و مایههای ماورایی که بر تجربه سوگ، ترس و آشفتگی روانی تمرکز دارد. داستان فیلم درباره دختر جوانی به نام گلرخ است که رابطه عاطفی عمیقی با تنها برادرش سعید دارد، اما پس از مرگ ناگهانی او دچار خلأ روحی شدیدی میشود و برای برقراری ارتباط با روح برادرش به کلاسها و انجمنهای معنوی روی میآورد. در این میان، مواجهه با روحهای سرگردان بر ترس و اضطراب او میافزاید. با سفر چندروزه پدر و مادر، گلرخ در خانه تنها میماند و در نهایت با اصرار اطرافیان، همراه چند دختر دیگر راهی سفری به شمال میشود؛ سفری که با حضور پنهانی چند پسر، رنگ فریب و تنش به خود میگیرد. در ادامه، هشدارهای پیدرپی روح برادر، درگیریهای میان اعضای گروه، بیهوش شدن گلرخ و رها شدن او در جنگل، فضای داستان را به سمت رخدادهایی رازآلود و مرگهای مشکوک پیش میبرد و فیلم را به روایتی از ترس، انتقام و حضور سایهوار گذشته بدل میکند.