داستان حول محور مردی مسن و صاحبنظر میچرخد که مالک قطعه زمین پهناوری در حومه شهر است. او با تصمیمی که میتواند میراثی متفاوت از خود به جای بگذارد، تصمیم میگیرد زمین خود را به یک «قبرستان غیرانتفاعی» تبدیل کند؛ پروژهای که هدفش فراتر از تجارت، بر پایه اصول انسانی و خدماتی متفاوت بنا شده است. اما مسیر رسیدن به این هدف، به سادگیِ یک تصمیم نیست. او با مجموعهای از موانع عجیب، چالشهای اداری و مشکلات پیشبینینشدهای روبهرو میشود که هر کدام از زاویهای متفاوت، صبوری و هوش او را به چالش میکشند. فیلم با بهرهگیری از موقعیتهای کمدی که از دل همین تضادها (میان نیت خیرخواهانه و واقعیتهای سخت اجتماعی) بیرون میآید، تلاش میکند تا همزمان که مخاطب را به خنده وادارد، او را به فکر دربارهی مفهوم خدمت، مالکیت و مواجهه با واقعیتهای زندگی نیز وا دارد.