داستان درباره ارن، عضو همه فن حریف اما کمادعای گروه قهرمان است. او به دلیل اینکه مهارتهایش (مانند آشپزی، تعمیر تجهیزات و پشتیبانی) در نظر قهرمان داستان «کمارزش» و «ضعیف» جلوه میکند، از گروه اخراج میشود. اما بلافاصله پس از خروج او، گروه قهرمان به دلیل ناتوانی در مدیریت مسائل اولیه بقا دچار فروپاشی میشود. در همین حال، ارن توسط یک شاهزاده خانم استخدام میشود تا به عنوان نگهبان و مدیر تدارکات در یک قلعه استراتژیک فعالیت کند. او در آنجا متوجه میشود که مهارتهای به ظاهر سادهاش، کلید حل بزرگترین بحرانهای نظامی و اقتصادی پادشاهی است.