با وجود عشق بیپایان و فداکاریهای مادربزرگ، فاصله نسلی و سرکشیهای نوه باعث میشود مادربزرگ هائو در یک آسیبپذیری و ترس دائمی از دست دادن تنها "طلای کوچکش" (معنای نام فیلم) زندگی کند. این فیلم با لحنی احساسی و صادقانه، به موضوعاتی چون قربانی کردن خود، شکاف نسلی در خانوادههای مدرن ویتنامی، و قدرت تسکیندهنده عشق خانوادگی در مواجهه با چالشهای زندگی میپردازد.