زمان خوشبختی داستان مرت، مردی ثروتمند، جذاب و خوشگذران است که صاحب شرکتی است که به افراد کمک میکند زندگی بهتر و بااعتمادبهنفسی برای خود بسازند. مرت خودش هم ظاهراً زندگی کاملی دارد، اما در واقع برای فرار از گذشتهاش هیچوقت با آن روبهرو نشده است. همهچیز زمانی تغییر میکند که با آدا، مجسمهسازی مستقل و متفاوت، آشنا میشود؛ زنی که برخلاف دیگران تحت تأثیر جذابیت مرت قرار نمیگیرد و زندگیاش را بر اساس تجربههای گذشته ساخته است. آشنایی این دو باعث میشود مرت برای اولینبار احساساتی واقعی را تجربه کند و کمکم بفهمد خوشبختی واقعی با ساختن یک زندگی بینقص به دست نمیآید. از طرفی، آدا نیز با وجود بیاعتمادی به مرت، به او علاقهمند میشود. در این میان، ماجرای تاریک، برادر آدا، که همیشه خودش را بازنده میداند، نیز با ورود مرت وارد مسیر تازهای میشود و موقعیتهای طنز و عاشقانهای رقم میخورد.