«مرد سههزار چهره»، تلاشی دوباره برایِ به تصویر کشیدنِ مضحکهیِ موقعیتهایی است که در آن، یک انسانِ ساده، به بازیچهیِ تقدیر بدل میشود. پس از هجده سال تبعید در برره، «مسعود شصتچی» با همان سیمایِ آرام و مظلومی که میراثِ پدرانهاش است، بازگشته تا زندگیِ سادهای را آغاز کند؛ اما گویی سرنوشت برای او فیلمنامهای جز درگیری در گردابِ اتفاقاتِ ناخواسته ننوشته است. این فصل از مجموعه، با ورود به موقعیتهای حساس و جسورانهای همچون «مذاکراتِ سیاسی»، مرزهایِ طنزِ اجتماعی را گسترش داده و نشان میدهد که چگونه یک فردِ بهظاهر معمولی میتواند به ستونِ فقراتِ وقایعی عظیم و تاریخی بدل شود. مهران مدیری با الهام از شخصیتِ پدرش، به شصتچی عمقی از معصومیت بخشیده که خندههایِ ناشی از موقعیتهایِ کمدی را با نوعی ترحمِ آمیخته به همزادپنداری همراه میکند. این سریال، ستایشی است بر صبوریِ انسان در برابرِ «بدشانسیهایِ سیستماتیک» و نقدِ طنازانهیِ ساختارهایِ پیچیدهای که یک فردِ صادق را به راحتی به بازی میگیرند.