داستان بر زندگی پسری به نام «حامد» تمرکز دارد که زندگی آرام و مشخص او ناگهان با تغییرات بنیادین در مسائل مالی و اجتماعی دگرگون میشود. این تغییرات ناخواسته، او را با یک چالش عمیق اخلاقی و قلبی روبرو میکند: حامد میان دو مسیر متفاوت قرار میگیرد؛ از یک سو رابطهی عاطفی با «مریم» (دخترعمویش) که ریشههای عمیقی در گذشتهاش دارد، و از سوی دیگر، کشش به سمت «پریناز» که در شرایط جدید زندگی، او را به سمت انتخاب مسیری متفاوت سوق میدهد. این تقابل میان گذشته و حال، و میان وفاداری و تغییرات زندگی، حامد را در یک دوراهی دشوار قرار میدهد.