محور اصلی داستان بر زندگی «نادر» و دخترعمویش «آذر» تمرکز دارد که میان آنها پیوند عاطفی عمیقی برقرار است. این دو شخصیت برای دستیابی به هدفی خاص، نقشهای دقیق را طراحی میکنند که هدف آن بازپسگیری یک میراث خانوادگی است؛ آنها اقدام به سرقت یک تاج و شمشیری قدیمی میکنند که متعلق به اجدادشان بوده و در موزه نگهداری میشود. با این حال، ماجرا پس از این اقدام فراتر از یک سرقت ساده میرود؛ چرا که پدر آذر با افشای حقیقتی دربارهی نیاز به «حمایت» برای تکمیل این مجموعه میراثی، مسیر تصمیمات آنها را تغییر داده و وارد پیچیدگیهای جدیدی میکند که میتواند آیندهی آنها را تحت تأثیر قرار دهد.