داستان در سال ۱۸۶۲ و در روستایی دورافتاده در ایرلند اتفاق میافتد. لیب رایت، پرستاری انگلیسی، به روستا میرود تا از دختربچهای به نام آنا مراقبت و او را زیر نظر بگیرد. آنا ادعا میکند که ماههاست هیچ غذایی نخورده اما همچنان زنده و سالم است و مردم روستا این اتفاق را معجزهای الهی میدانند. لیب در ابتدا تصور میکند با یک پدیده عجیب روبهرو شده، اما بهتدریج به رفتار خانواده آنا و اطرافیانش مشکوک میشود. او تصمیم میگیرد حقیقت را پیدا کند و بفهمد چگونه ممکن است دختربچهای بدون غذا زنده بماند. هرچه تحقیقات لیب بیشتر میشود، مشخص میشود پشت این «معجزه» راز تاریک و دردناکی پنهان شده است؛ رازی که به گذشته آنا، خانوادهاش و باورهای مذهبی مردم روستا مربوط میشود. فیلم فضایی تاریک، روانشناختی و رازآلود دارد و بیشتر از اینکه روی اتفاقات ترسناک تمرکز کند، درباره تعصب مذهبی، آسیبهای خانوادگی، گناه و تلاش یک زن برای نجات یک کودک است.