داستان بر محور زندگی هانا متمرکز است، یک نویسنده فریلنسر که به شدت از تعاملات اجتماعی غیرضروری بیزار است و شعار زندگیاش «دوری و دوستی» است. او ترجیح میدهد تمام کارهایش را از راه دور انجام دهد تا با نگاهها و قضاوتهای مستقیم مردم روبرو نشود. زندگی آرام و منزوی او زمانی به چالش کشیده میشود که مجبور میشود برای یک پروژه مشترک، با کای همکار شود؛ مردی برونگرا و اجتماعی که معتقد است هیچ مشکلی در دنیا وجود ندارد که با یک گفتگوی حضوری و دوستانه حل نشود.