فیلم «کارگران مشغولاند» (Workers are Busy)، محصول سال ۱۳۸۴، اثری است بحثبرانگیز و چندلایه از مانی حقیقی که بر پایهی طرحی از استاد بزرگ، عباس کیارستمی، رقم خورده است. این فیلم که به دلیل ماهیتِ انتقادی و اجتماعی خود، سالها از اکران در سینماهای ایران بازماند و تنها از طریق نسخههای خانگی به دست مخاطبان رسید، تجربهای است از تلاقیِ فلسفه و واقعیت در بستری از یک سفرِ سادهی جادهای. داستان فیلم، روایتگرِ ماجرای چهار دوست قدیمی است که پس از یک تعطیلاتِ اسکیِ ناموفق، در مسیر بازگشت به خانه قرار دارند. این چهار مرد که در جایگاههای اجتماعیِ متمایزی چون پزشک، مهندس و تاجر قرار دارند، در واقع نمادهایی از طبقه متوسطِ جامعه هستند که در دوران بحرانیِ میانسالی، با پرسشهای عمیق و شاید ناخودآگاه، با خود و جهان روبهرو شدهاند. آنها که در ظاهر، زندگیِ مستقری دارند، در باطن درگیرِ نوعی بیثباتی و جستوجوی معنا در میانِ روتینهای زندگی هستند. در میانهی این سفر، توقفی کوتاه در کنار جادهای کوهستانی، آنها را با پدیدهای غریب روبهرو میکند: یک تختهسنگِ عجیب و سنگین. این تختهسنگ، به شکلی نمادین، تبدیل به هدفِ یک بازیِ کودکانه و در عین حال بیهوده میشود؛ چهار مردِ بالغ، همچون کودکانی بازیگوش، تلاش میکنند تا آن سنگ را به قعر دره پرتاب کنند. این تلاشِ مداوم و ناکام، استعارهای است از تقابلِ ارادهی انسان با بیتفاوتیِ طبیعت و بیمعناییِ برخی از تلاشهای بیپایانِ زندگی.