محور اصلی داستان، ازدواج پرچالش «مسعود» و «پریسا» است که در فضای ملتهب روزهای منتهی به انقلاب در دانشکده پزشکی با یکدیگر آشنا میشوند. پیوند آنها با وجود شکافهای عمیق فکری و طبقاتی، در ابتدا دوام میآورد و صاحب دو فرزند به نامهای مهران و مینو میشوند. اما با آغاز جنگ ایران و عراق، شکاف میان آرمانهای مسعود (اعزام به جبهه) و فشارهای خانوادگی پریسا (اصرار بر خروج از کشور) به نقطه جوش میرسد و به طلاق و جدایی منجر میشود؛ نقطهای که آغازگر درام اصلی و پیامدهای آن برای فرزندان است.