بدون توضیح
صمد ماموری است که فرماندهی تیم مبارزه با مواد مخدر را برعهده دارد. او در حال حاضر روی پروندهای کار میکند که هم از جنبه وظیفه و هم از جهت شخصی خواستار انجام شدن آن است. در حقیقت او به دنبال مردی به نام ناصر خاکزاد میگردد که فروش عظیم ماده شیشه را در تهران کنترل میکند و عملا به منابع عظیم آن دسترسی دارد. خاکزاد فردی است که این روزها بیشتر از هرزمانی نام او در دهان افراد مختلف میگردد و نهتنها تیم صمد، بلکه اداره پلیس مبارزه با مواد مخدر نیز به دنبال او است.
صمد ماموری است که فرماندهی تیم مبارزه با مواد مخدر را برعهده دارد. او در حال حاضر روی پروندهای کار میکند که هم از جنبه وظیفه و هم از جهت شخصی خواستار انجام شدن آن است. در حقیقت او به دنبال مردی به نام ناصر خاکزاد میگردد که فروش عظیم ماده شیشه را در تهران کنترل میکند و عملا به منابع عظیم آن دسترسی دارد. خاکزاد فردی است که این روزها بیشتر از هرزمانی نام او در دهان افراد مختلف میگردد و نهتنها تیم صمد، بلکه اداره پلیس مبارزه با مواد مخدر نیز به دنبال او است.
در جهانی پر از چالشهای اقتصادی و خانوادگی، سمیه برای نجات خانوادهاش دست به انتخابی سرنوشتساز میزند. این تصمیم نهتنها او را در تقابل با عشق و فداکاری قرار میدهد، بلکه معانی جدیدی از زندگی را برایش رقم میزند.
در جهانی پر از چالشهای اقتصادی و خانوادگی، سمیه برای نجات خانوادهاش دست به انتخابی سرنوشتساز میزند. این تصمیم نهتنها او را در تقابل با عشق و فداکاری قرار میدهد، بلکه معانی جدیدی از زندگی را برایش رقم میزند.
یک جوان، نماد کامل بدشانسی است. او در زندگیاش سر هر چیزی که فکرش را بکنید باخته است؛ از صف نانوایی در کودکی گرفته تا گردونهی شانس، از سرمایهگذاری در بورس تا خرید ارز دیجیتال. او خودش را آینهی تمامنمای نسلی میداند که با وجود تلاشهای فراوان، به هیچکدام از آرزوهایش نرسیده و همیشه بازندهی میدان بوده است. اما روزگار قرار است ورق را برای او برگرداند، آن هم به شکلی که هرگز تصورش را هم نمیکرد. این مرد که همیشه در حاشیه بوده، ناگهان در مرکز یک ماجرای کمدی-اکشن پرهیجان قرار میگیرد. آیا این بار هم قرار است ببازد یا بدشانسیهای تمام عمرش، او را برای یک پیروزی بزرگ آماده کرده است؟ این فیلم، با بازی بهرام افشاری، یک کمدی پرماجرا دربارهی مردی است که شاید بزرگترین شانس زندگیاش، همین بدشانس بودنش باشد.
یک جوان، نماد کامل بدشانسی است. او در زندگیاش سر هر چیزی که فکرش را بکنید باخته است؛ از صف نانوایی در کودکی گرفته تا گردونهی شانس، از سرمایهگذاری در بورس تا خرید ارز دیجیتال. او خودش را آینهی تمامنمای نسلی میداند که با وجود تلاشهای فراوان، به هیچکدام از آرزوهایش نرسیده و همیشه بازندهی میدان بوده است. اما روزگار قرار است ورق را برای او برگرداند، آن هم به شکلی که هرگز تصورش را هم نمیکرد. این مرد که همیشه در حاشیه بوده، ناگهان در مرکز یک ماجرای کمدی-اکشن پرهیجان قرار میگیرد. آیا این بار هم قرار است ببازد یا بدشانسیهای تمام عمرش، او را برای یک پیروزی بزرگ آماده کرده است؟ این فیلم، با بازی بهرام افشاری، یک کمدی پرماجرا دربارهی مردی است که شاید بزرگترین شانس زندگیاش، همین بدشانس بودنش باشد.
احمد سالهای بسیاری است که در ایران زندگی نمیکند. اما بالاخره او تصمیم گرفته است تا به ایران بازگردد. زمانی که او از کشور آلمان به ایران برمیگردد، دوستان او دختری را به او برای ازدواج پیشنهاد میکنند که در حقیقت مربی یک مهدکودک است. در چنین موقعیتی، دوستان احمد سعی میکنند تا فرصتی را برای آشنایی این دو با یکدیگر فراهم کنند و در نهایت شخصیت سپیده، الی را مجاب میکند که همراه آنها و چند خانواده دیگر به یک سفر در کنار دریا بیاید. این سفر در ابتدا خوش لذتبخش بهنظر میرسد و اتفاقات درون آن از هرنظری مطلوب هستند. اما زمان زیادی طول نمیکشد که این سفر با حادثهای همراه شده و الی ناپدید میشود. همه افراد در چنین وضعیتی هراسان هستند و طولی نمیکشد که تمامی این افراد با یکدیگر به مشکل خورده و هریک دیگری را مقصر حادثه جلوه میدهند.
احمد سالهای بسیاری است که در ایران زندگی نمیکند. اما بالاخره او تصمیم گرفته است تا به ایران بازگردد. زمانی که او از کشور آلمان به ایران برمیگردد، دوستان او دختری را به او برای ازدواج پیشنهاد میکنند که در حقیقت مربی یک مهدکودک است. در چنین موقعیتی، دوستان احمد سعی میکنند تا فرصتی را برای آشنایی این دو با یکدیگر فراهم کنند و در نهایت شخصیت سپیده، الی را مجاب میکند که همراه آنها و چند خانواده دیگر به یک سفر در کنار دریا بیاید. این سفر در ابتدا خوش لذتبخش بهنظر میرسد و اتفاقات درون آن از هرنظری مطلوب هستند. اما زمان زیادی طول نمیکشد که این سفر با حادثهای همراه شده و الی ناپدید میشود. همه افراد در چنین وضعیتی هراسان هستند و طولی نمیکشد که تمامی این افراد با یکدیگر به مشکل خورده و هریک دیگری را مقصر حادثه جلوه میدهند.
داستان این فیلم درباره زن مجردی به نام لیلا است که در چهل سالگی تمام زندگی خود را به مراقبت از پدر و چهار برادرش اختصاص داده است و در واقع تنها منبع درآمد ثابت خانواده می باشد. این خانواده تحت شرایط سخت اقتصادی قرار دارند و با چالش های بسیاری دست و پنجه نرم می کنند. برادران لیلا تمام تلاش خود را بکار می گیرند تا مخارج شان را تامین کنند و در این میان لیلا نقشه ای می کشد...
داستان این فیلم درباره زن مجردی به نام لیلا است که در چهل سالگی تمام زندگی خود را به مراقبت از پدر و چهار برادرش اختصاص داده است و در واقع تنها منبع درآمد ثابت خانواده می باشد. این خانواده تحت شرایط سخت اقتصادی قرار دارند و با چالش های بسیاری دست و پنجه نرم می کنند. برادران لیلا تمام تلاش خود را بکار می گیرند تا مخارج شان را تامین کنند و در این میان لیلا نقشه ای می کشد...
پیر پسر در ایران می گذرد و رقابت پدر و پسری برای عشق یک زن جوان و فریبنده را به تصویر می کشد. در ایران که تحت فشار اقتصادی سختی قرار دارد، دو برادر میانسال با پدر قلدر و سخت گیر خود زندگی می کنند. بدرفتاری پدر باعث می شود که همسر دومش هم او را ترک کند. وقتی مرد آپارتمان طبقه بالا را به قصد ازدواج با یک زن جوان به او اجاره می دهد، زن به پسر بزرگتر علاقه مند می شود و این خانواده به شدت آسیب دیده را به نقطه شکست می کشاند.
پیر پسر در ایران می گذرد و رقابت پدر و پسری برای عشق یک زن جوان و فریبنده را به تصویر می کشد. در ایران که تحت فشار اقتصادی سختی قرار دارد، دو برادر میانسال با پدر قلدر و سخت گیر خود زندگی می کنند. بدرفتاری پدر باعث می شود که همسر دومش هم او را ترک کند. وقتی مرد آپارتمان طبقه بالا را به قصد ازدواج با یک زن جوان به او اجاره می دهد، زن به پسر بزرگتر علاقه مند می شود و این خانواده به شدت آسیب دیده را به نقطه شکست می کشاند.