اگه مثل من از طرفدارای کمدی عاشقانه های ترکی هستید حتما این سریالارو ببینید. همشون رو تقریبا دوست دارم و دیدمشون.
آیشه همیشه در سایهی قوانین سختگیرانهی خانوادهاش زندگی کرده، اما وقتی اوضاع از کنترل خارج میشود، تصمیمی میگیرد که همه چیز را تغییر میدهد. در نقطهی مقابل، کرم، پسری ثروتمند و بیبندوبار، هرگز طعم محدودیت را نچشیده است. داستان سریال عشق تجملاتی از جایی شروع میشود که این دو، با دنیایی کاملاً متفاوت، به اجبار در یک مسیر مشترک قرار میگیرند. ازدواجی ناگهانی و ناخواسته، بازیای که قرار بود موقتی باشد اما سرنوشت نقشهی دیگری دارد. میان دروغهای ظاهری، نقشهای ساختگی و تظاهر به خوشبختی، حقیقتی نهفته است که کمکم راه خود را به قلبشان باز میکند. آیا این معاملهی دوطرفه فقط یک نمایش است یا زندگی همیشه نقشههای بهتری برای آدمها دارد؟
آیشه همیشه در سایهی قوانین سختگیرانهی خانوادهاش زندگی کرده، اما وقتی اوضاع از کنترل خارج میشود، تصمیمی میگیرد که همه چیز را تغییر میدهد. در نقطهی مقابل، کرم، پسری ثروتمند و بیبندوبار، هرگز طعم محدودیت را نچشیده است. داستان سریال عشق تجملاتی از جایی شروع میشود که این دو، با دنیایی کاملاً متفاوت، به اجبار در یک مسیر مشترک قرار میگیرند. ازدواجی ناگهانی و ناخواسته، بازیای که قرار بود موقتی باشد اما سرنوشت نقشهی دیگری دارد. میان دروغهای ظاهری، نقشهای ساختگی و تظاهر به خوشبختی، حقیقتی نهفته است که کمکم راه خود را به قلبشان باز میکند. آیا این معاملهی دوطرفه فقط یک نمایش است یا زندگی همیشه نقشههای بهتری برای آدمها دارد؟
داستان سریال درباره ادا یلدیز است که با عمه اش زندگی می کند و در گل فروشی عمه اش مشغول به کار است. پدر و مادرش در یک تصادف فوت کردند. سرکان بولات نیز صاحب یک شرکت معماری معروف است. رویای ادا این است که به ایتالیا پرواز کند. ادا در یک جشن فارغ التحصیلی با سرکان بولات آشنا می شود. سرکان برای پس گرفتن دوست دختر سابقش به نام سلین که اخیرا نامزد کرده است، قراردادی را به ادا پیشنهاد می کند که طبق آن باید دو ماه نامزد سرکان باشد و در مقابل هزینه سفر، غذا، تحصیل و اقامتش در ایتالیا را پرداخت می کند...
داستان سریال درباره ادا یلدیز است که با عمه اش زندگی می کند و در گل فروشی عمه اش مشغول به کار است. پدر و مادرش در یک تصادف فوت کردند. سرکان بولات نیز صاحب یک شرکت معماری معروف است. رویای ادا این است که به ایتالیا پرواز کند. ادا در یک جشن فارغ التحصیلی با سرکان بولات آشنا می شود. سرکان برای پس گرفتن دوست دختر سابقش به نام سلین که اخیرا نامزد کرده است، قراردادی را به ادا پیشنهاد می کند که طبق آن باید دو ماه نامزد سرکان باشد و در مقابل هزینه سفر، غذا، تحصیل و اقامتش در ایتالیا را پرداخت می کند...
«آقای اشتباه» داستان ازگی اینال، دختری جوان و خوشقلب را روایت میکند که در روابط عاشقانهاش مدام با شکست مواجه شده و از انتخاب مردهای اشتباه خسته شده است. او مصمم است تا مرد مناسب را پیدا کرده و ازدواج موفقی داشته باشد. در این میان، او با اوزگور آتاسوی، صاحب یک رستوران و باریستا، که مردی جذاب اما بیخیال و گریزان از تعهد است، آشنا میشود. اوزگور که به "آقای اشتباه" معروف است، به ازگی کمک میکند تا تکنیکهای جذب مردان و موفقیت در روابط را یاد بگیرد. در حالی که این دو با هم وقت میگذرانند و تظاهر به داشتن رابطه میکنند، به تدریج احساسات واقعی میانشان شکل میگیرد. «آقای اشتباه» یک کمدی رمانتیک پر از سوءتفاهمها، لحظات خندهدار و عاشقانه است که به بررسی عشق و روابط مدرن میپردازد.
«آقای اشتباه» داستان ازگی اینال، دختری جوان و خوشقلب را روایت میکند که در روابط عاشقانهاش مدام با شکست مواجه شده و از انتخاب مردهای اشتباه خسته شده است. او مصمم است تا مرد مناسب را پیدا کرده و ازدواج موفقی داشته باشد. در این میان، او با اوزگور آتاسوی، صاحب یک رستوران و باریستا، که مردی جذاب اما بیخیال و گریزان از تعهد است، آشنا میشود. اوزگور که به "آقای اشتباه" معروف است، به ازگی کمک میکند تا تکنیکهای جذب مردان و موفقیت در روابط را یاد بگیرد. در حالی که این دو با هم وقت میگذرانند و تظاهر به داشتن رابطه میکنند، به تدریج احساسات واقعی میانشان شکل میگیرد. «آقای اشتباه» یک کمدی رمانتیک پر از سوءتفاهمها، لحظات خندهدار و عاشقانه است که به بررسی عشق و روابط مدرن میپردازد.
لیلا، زنی جوان، باهوش و سختکوش است که با تلاش و پشتکار خود پلههای ترقی را در دنیای رقابتی کسبوکار طی کرده است. او نماد زنی مدرن است که برای شکستن "سقفهای شیشهای" و اثبات تواناییهایش در جامعهای مردسالار مبارزه میکند. اما زمانی که رقیب قدیمیاش، جِم، که از خانوادهای ثروتمند و بانفوذ میآید و همیشه همه چیز را به راحتی به دست آورده، به عنوان مدیر جدید شرکت منصوب میشود، همه چیز تغییر میکند. رقابت شیرین اما سرسختانهی این دو که ریشههایی در گذشته دارد، دوباره شعلهور میشود. در میان این نبرد حرفهای که با چاشنی انتقام و عشق همراه است، لیلا و جم باید تصمیم بگیرند که آیا میتوانند گذشته را فراموش کرده و به احساساتشان فرصتی دوباره بدهند یا اینکه رقابت، آنها را برای همیشه از هم دور خواهد کرد.
لیلا، زنی جوان، باهوش و سختکوش است که با تلاش و پشتکار خود پلههای ترقی را در دنیای رقابتی کسبوکار طی کرده است. او نماد زنی مدرن است که برای شکستن "سقفهای شیشهای" و اثبات تواناییهایش در جامعهای مردسالار مبارزه میکند. اما زمانی که رقیب قدیمیاش، جِم، که از خانوادهای ثروتمند و بانفوذ میآید و همیشه همه چیز را به راحتی به دست آورده، به عنوان مدیر جدید شرکت منصوب میشود، همه چیز تغییر میکند. رقابت شیرین اما سرسختانهی این دو که ریشههایی در گذشته دارد، دوباره شعلهور میشود. در میان این نبرد حرفهای که با چاشنی انتقام و عشق همراه است، لیلا و جم باید تصمیم بگیرند که آیا میتوانند گذشته را فراموش کرده و به احساساتشان فرصتی دوباره بدهند یا اینکه رقابت، آنها را برای همیشه از هم دور خواهد کرد.
"بازی بخت" یک سریال تلویزیونی درام و کمدی عاشقانه ترکیهای است. داستان این سریال درباره آدا است که در میان زنانی بزرگ شده که باور داشتند اگر با اولین مردی که عاشقش میشدند ازدواج کنند، خوشبختی را پیدا میکنند، اما این باور از بین رفته و آدا تصمیم میگیرد تا دیگر این مسئله را نادیده بگیرد و در مسیر سرنوشت بماند. وقوع اتفاقات مختلفی از جمله رها شدن آدا توسط روزگار، کسی که آدا به او عاشقانه اعتقاد داشت، رخ میدهد. آدا که میخواهد روزگار را دوباره بدست آورده و به سوی خوشبختی حرکت کند، با بورا آشنا میشود. آدا که میان عشق و ایمان گیر کرده است، یک سفر عاشقانه و دشوار را پیش رو دارد.
"بازی بخت" یک سریال تلویزیونی درام و کمدی عاشقانه ترکیهای است. داستان این سریال درباره آدا است که در میان زنانی بزرگ شده که باور داشتند اگر با اولین مردی که عاشقش میشدند ازدواج کنند، خوشبختی را پیدا میکنند، اما این باور از بین رفته و آدا تصمیم میگیرد تا دیگر این مسئله را نادیده بگیرد و در مسیر سرنوشت بماند. وقوع اتفاقات مختلفی از جمله رها شدن آدا توسط روزگار، کسی که آدا به او عاشقانه اعتقاد داشت، رخ میدهد. آدا که میخواهد روزگار را دوباره بدست آورده و به سوی خوشبختی حرکت کند، با بورا آشنا میشود. آدا که میان عشق و ایمان گیر کرده است، یک سفر عاشقانه و دشوار را پیش رو دارد.
داستان این سریال درباره زنی به نام اسرا است که در یک روز صبح، ناگهان خود را در محاصره اخبار اوزان، شوهر سابقش می بیند که دو سال پیش از او طلاق گرفت. او را در تلویزیون و عکسهای بزرگ روی بیلبوردها میبیند که بسیار تغییر کرده است. اوزان که هنگام جدایی از اسرا پولی نداشت، به یک فرد کاملا متفاوت تبدیل شده است. او بسیار موفق، خوش تیپ و ثروتمند است. قبل از اینکه اسرا بر شوک خود غلبه کند، با اوزان روبرو می شود. اما اوزان که آنقدر اسرا را دوست داشت، دیگر مثل قبل نیست.
داستان این سریال درباره زنی به نام اسرا است که در یک روز صبح، ناگهان خود را در محاصره اخبار اوزان، شوهر سابقش می بیند که دو سال پیش از او طلاق گرفت. او را در تلویزیون و عکسهای بزرگ روی بیلبوردها میبیند که بسیار تغییر کرده است. اوزان که هنگام جدایی از اسرا پولی نداشت، به یک فرد کاملا متفاوت تبدیل شده است. او بسیار موفق، خوش تیپ و ثروتمند است. قبل از اینکه اسرا بر شوک خود غلبه کند، با اوزان روبرو می شود. اما اوزان که آنقدر اسرا را دوست داشت، دیگر مثل قبل نیست.
داستان زندگی دختر جوانی به نام افسون است که با پدرش در روستایی در شهر غازی آنتپ زندگی میکنند.افسون که متخصص پوست است روزی متوجه میشود مادرش که در دوازده سالگی او و پدرش را ترک کرده در بستر مرگ است و توسط راننده اش میخواهد افسون را ببیند.افسون وقتی به استانبول می آید سورپرایز میشود......
داستان زندگی دختر جوانی به نام افسون است که با پدرش در روستایی در شهر غازی آنتپ زندگی میکنند.افسون که متخصص پوست است روزی متوجه میشود مادرش که در دوازده سالگی او و پدرش را ترک کرده در بستر مرگ است و توسط راننده اش میخواهد افسون را ببیند.افسون وقتی به استانبول می آید سورپرایز میشود......
داستان این فیلم دربارهی دختری به نام آلیز است که در روز به دنیا آمدنش مادر خود را از دست میدهد. آلیز که پرورش یافتهی پدرش است وقتی متوجه میشود او دوباره ازدواج میکند دیوانه میشود. و تصمیم میگیرد برای انتقام گرفتن از پدرش با مردی ازدواج کند که دوستش ندارد. اما همه چیز طبق برنامه پیش نمیرود.
داستان این فیلم دربارهی دختری به نام آلیز است که در روز به دنیا آمدنش مادر خود را از دست میدهد. آلیز که پرورش یافتهی پدرش است وقتی متوجه میشود او دوباره ازدواج میکند دیوانه میشود. و تصمیم میگیرد برای انتقام گرفتن از پدرش با مردی ازدواج کند که دوستش ندارد. اما همه چیز طبق برنامه پیش نمیرود.
داستان سریال درمورد دختری جوان و زیبا به نام زلیش است که عاشق پسری به نام مهمت شده که توسط پدرش تایید نمیشود. او از آنجایی که حرف پدرش را بسیار محترم میداند و اجازه وی برایش مهم است، تصمیم میگیرد که پسر را از خود دور کند و در این راه اتفاقات جالبی برای این دو پیش میآید و ....
داستان سریال درمورد دختری جوان و زیبا به نام زلیش است که عاشق پسری به نام مهمت شده که توسط پدرش تایید نمیشود. او از آنجایی که حرف پدرش را بسیار محترم میداند و اجازه وی برایش مهم است، تصمیم میگیرد که پسر را از خود دور کند و در این راه اتفاقات جالبی برای این دو پیش میآید و ....
داستان سریال "اگر خیلی دوست داشته باشی" در مورد دو شخصیت به نامهای لیلا و آتس است. لیلا دختر زیبایی است که هرگز خانواده واقعی خود را ندیده و به سختی بزرگ شده است. او مشغول کلاهبرداری از مردم است و به این طریق روزگار خود را سپری میکند. از سویی دیگر با آتس آشنا میشویم؛ پسری که پس از مرگ مادرش به مدرسه شبانهروزی فرستاده شده است و در تمام زندگیاش را روی پای خودش ایستاده است. در این میان آتس و لیلا با یکدیگر برخورد میکنند و داستانی عاشقانه میان آن دو شروع میشود...
داستان سریال "اگر خیلی دوست داشته باشی" در مورد دو شخصیت به نامهای لیلا و آتس است. لیلا دختر زیبایی است که هرگز خانواده واقعی خود را ندیده و به سختی بزرگ شده است. او مشغول کلاهبرداری از مردم است و به این طریق روزگار خود را سپری میکند. از سویی دیگر با آتس آشنا میشویم؛ پسری که پس از مرگ مادرش به مدرسه شبانهروزی فرستاده شده است و در تمام زندگیاش را روی پای خودش ایستاده است. در این میان آتس و لیلا با یکدیگر برخورد میکنند و داستانی عاشقانه میان آن دو شروع میشود...
سریال آهنگ تابستانی یا ترانه تابستانی یک مجموعه تلویزیونی ترکی است که در ژانر کمدی عاشقانه برای اولین بار در 9 ژوئیه 2023 منتشر شد.
سریال آهنگ تابستانی یا ترانه تابستانی یک مجموعه تلویزیونی ترکی است که در ژانر کمدی عاشقانه برای اولین بار در 9 ژوئیه 2023 منتشر شد.
داستان سریال روحتم خبر نداره یا روحتم خبردار نمیشه درباره اونور کاراسو یک مامور اطلاعاتی موفق است که برای اطلاع از کار یک نماینده باند خلاف به نام جیوان تصمیم میگیرد که با هلال، خواهر جیوان ازدواج کند. اما بر خلاف تصوراتش همه چیز توسط اجه دوست صمیمی هلال بهم میریزد و....
داستان سریال روحتم خبر نداره یا روحتم خبردار نمیشه درباره اونور کاراسو یک مامور اطلاعاتی موفق است که برای اطلاع از کار یک نماینده باند خلاف به نام جیوان تصمیم میگیرد که با هلال، خواهر جیوان ازدواج کند. اما بر خلاف تصوراتش همه چیز توسط اجه دوست صمیمی هلال بهم میریزد و....
سریال "فصل گیلاس" (Cherry Season 2014) داستانی عاشقانه و کمدی را روایت میکند که در فصل گیلاس، زمانی که همه چیز غرق در زیبایی و رنگ است، اتفاق میافتد. اویکو، یک طراح مد جوان و پرشور، در تلاش است تا به رویایش در دنیای مد دست پیدا کند. در همین حال، او با مته، عشق دوران کودکی خود، که اکنون به یک تاجر موفق تبدیل شده است، دوباره ملاقات میکند. اما اوضاع پیچیده تر می شود زمانی که اویکو با ایاز، شریک تجاری مته، آشنا می شود. ایاز مردی جذاب و کاریزماتیک است که به سرعت توجه اویکو را به خود جلب می کند. اویکو در میان عشق به مته و جذابیت ایاز گرفتار شده است و باید برای قلب خود تصمیم بگیرد.
سریال "فصل گیلاس" (Cherry Season 2014) داستانی عاشقانه و کمدی را روایت میکند که در فصل گیلاس، زمانی که همه چیز غرق در زیبایی و رنگ است، اتفاق میافتد. اویکو، یک طراح مد جوان و پرشور، در تلاش است تا به رویایش در دنیای مد دست پیدا کند. در همین حال، او با مته، عشق دوران کودکی خود، که اکنون به یک تاجر موفق تبدیل شده است، دوباره ملاقات میکند. اما اوضاع پیچیده تر می شود زمانی که اویکو با ایاز، شریک تجاری مته، آشنا می شود. ایاز مردی جذاب و کاریزماتیک است که به سرعت توجه اویکو را به خود جلب می کند. اویکو در میان عشق به مته و جذابیت ایاز گرفتار شده است و باید برای قلب خود تصمیم بگیرد.
داستان این سریال درباره دافنه، دختری فقیر است که با مشکلات مالی و بدهی برادرش، به سختی زندگی میکند. در یک موقعیت ناگهانی، نریمان به او پیشنهادی میدهد که زندگی او را تغییر دهد که آغازگر داستان این سریال است. دافنه وارد یک مثلث عاشقانه و پر از اتفاقات شدهاست. او بین نریمان و شخص سوم داستان، گرفتار میشود. این مثلث عاشقانه باعث شده دافنه با پرسشهایی درباره عشق و روابط شخصی خود روبرو شود، سوالاتی مانند آیا میتوان عشق را پیدا کرد؟ و یا میتوان در دنیایی پر از چالشها و موانع عشق را حفظ کرد؟
داستان این سریال درباره دافنه، دختری فقیر است که با مشکلات مالی و بدهی برادرش، به سختی زندگی میکند. در یک موقعیت ناگهانی، نریمان به او پیشنهادی میدهد که زندگی او را تغییر دهد که آغازگر داستان این سریال است. دافنه وارد یک مثلث عاشقانه و پر از اتفاقات شدهاست. او بین نریمان و شخص سوم داستان، گرفتار میشود. این مثلث عاشقانه باعث شده دافنه با پرسشهایی درباره عشق و روابط شخصی خود روبرو شود، سوالاتی مانند آیا میتوان عشق را پیدا کرد؟ و یا میتوان در دنیایی پر از چالشها و موانع عشق را حفظ کرد؟
نیشان، پزشک جوان و پرشوری است که به استانبول میآید تا زندگی حرفهای جدیدی را آغاز کند. داستان عشق اورژانسی (Acil Aşk Araniyor 2015) از لحظهای شروع میشود که او در همان روز اول با مردی مغرور و موفق به نام سینان برخورد میکند. اما این تنها یک دیدار ساده نیست؛ سرنوشت آنها را بهطور غیرمنتظرهای به هم گره میزند. نیشان متوجه میشود که سینان نهتنها همسایهاش است، بلکه پزشک ارشد بخش اورژانس بیمارستانی است که قرار است در آن کار کند. در حالی که هر دو سعی دارند با چالشهای کاری و برخوردهای اتفاقی کنار بیایند، رابطهشان از یک رقابت پرتنش به چیزی عمیقتر تبدیل میشود. داستان عشق اورژانسی (Acil Aşk Araniyor 2015) درباره لحظاتی است که زندگی مسیرهای غیرمنتظرهای را پیش روی انسان قرار میدهد.
نیشان، پزشک جوان و پرشوری است که به استانبول میآید تا زندگی حرفهای جدیدی را آغاز کند. داستان عشق اورژانسی (Acil Aşk Araniyor 2015) از لحظهای شروع میشود که او در همان روز اول با مردی مغرور و موفق به نام سینان برخورد میکند. اما این تنها یک دیدار ساده نیست؛ سرنوشت آنها را بهطور غیرمنتظرهای به هم گره میزند. نیشان متوجه میشود که سینان نهتنها همسایهاش است، بلکه پزشک ارشد بخش اورژانس بیمارستانی است که قرار است در آن کار کند. در حالی که هر دو سعی دارند با چالشهای کاری و برخوردهای اتفاقی کنار بیایند، رابطهشان از یک رقابت پرتنش به چیزی عمیقتر تبدیل میشود. داستان عشق اورژانسی (Acil Aşk Araniyor 2015) درباره لحظاتی است که زندگی مسیرهای غیرمنتظرهای را پیش روی انسان قرار میدهد.
بوی توت فرنگی داستان دو جوان از دو قشر متفاوت است.دست سرنوشت بارها در موقعیت های مختلف آنها را با هم روبه رو می کند.عشق میان یک دختر فقیر و یک پسر پولدار.آنها ماجراها و اتفاقات زیادی را با هم از سر می گذارنند.
بوی توت فرنگی داستان دو جوان از دو قشر متفاوت است.دست سرنوشت بارها در موقعیت های مختلف آنها را با هم روبه رو می کند.عشق میان یک دختر فقیر و یک پسر پولدار.آنها ماجراها و اتفاقات زیادی را با هم از سر می گذارنند.
زینب، دختری جوان و سرکش، خانوادهاش را رها کرده و به دنبال عشقش به آمریکا میرود، اما پس از مدتی توسط او ترک شده و با یک نوزاد در آغوش، ناامید و درمانده تصمیم به بازگشت به ترکیه میگیرد. او نمیداند چگونه باید این کودک را به پدر سختگیرش معرفی کند. از سوی دیگر، فاتح، وارث یک خانواده ثروتمند، برای فرار از یک ازدواج اجباری به آمریکا رفته و پس از یک شکست عاطفی، در حال بازگشت به خانه است. مسیر این دو غریبه ناامید در هواپیما با هم تلاقی میکند و یک ایده دیوانهوار به ذهنشان میرسد: آنها تصمیم میگیرند برای حل مشکلاتشان وانمود کنند که با هم ازدواج کردهاند و نوزاد زینب، فرزند هردوی آنهاست. این دروغ مصلحتی، سرآغاز ماجراهای کمدی، عاشقانه و غیرمنتظرهای میشود که زندگی هر دو خانواده را زیر و رو میکند.
زینب، دختری جوان و سرکش، خانوادهاش را رها کرده و به دنبال عشقش به آمریکا میرود، اما پس از مدتی توسط او ترک شده و با یک نوزاد در آغوش، ناامید و درمانده تصمیم به بازگشت به ترکیه میگیرد. او نمیداند چگونه باید این کودک را به پدر سختگیرش معرفی کند. از سوی دیگر، فاتح، وارث یک خانواده ثروتمند، برای فرار از یک ازدواج اجباری به آمریکا رفته و پس از یک شکست عاطفی، در حال بازگشت به خانه است. مسیر این دو غریبه ناامید در هواپیما با هم تلاقی میکند و یک ایده دیوانهوار به ذهنشان میرسد: آنها تصمیم میگیرند برای حل مشکلاتشان وانمود کنند که با هم ازدواج کردهاند و نوزاد زینب، فرزند هردوی آنهاست. این دروغ مصلحتی، سرآغاز ماجراهای کمدی، عاشقانه و غیرمنتظرهای میشود که زندگی هر دو خانواده را زیر و رو میکند.
در داستان این سریال، حیات اوزون، اهل روستای گیرسون و دختر یک ماهیگیر است که تحت فشار است تا شغلی در استانبول به دست آورد، در غیر این صورت باید به خانواده خود در روستا بازگردد و توسط پدر محافظهکار سختگیرش مجبور به ازدواج شود. او در حال حاضر با بهترین دوستانش ایپک و آسلی زندگی می کند. یک مورد هویت اشتباه باعث می شود که او در شرکت نساجی چندملیتی Sarte به عنوان دستیار شخصی مورات سرسیلماز، رئیس Sarte، شغلی پیدا کند. در اصل، این شغل برای سونا پکتاس یکی از دوستان خانوادگی سرسیلماز محفوظ بود...
در داستان این سریال، حیات اوزون، اهل روستای گیرسون و دختر یک ماهیگیر است که تحت فشار است تا شغلی در استانبول به دست آورد، در غیر این صورت باید به خانواده خود در روستا بازگردد و توسط پدر محافظهکار سختگیرش مجبور به ازدواج شود. او در حال حاضر با بهترین دوستانش ایپک و آسلی زندگی می کند. یک مورد هویت اشتباه باعث می شود که او در شرکت نساجی چندملیتی Sarte به عنوان دستیار شخصی مورات سرسیلماز، رئیس Sarte، شغلی پیدا کند. در اصل، این شغل برای سونا پکتاس یکی از دوستان خانوادگی سرسیلماز محفوظ بود...
در داستان این سریال، فرید اصلان، یک تاجر بسیار منظم است که نازلی، یک دانشجوی غذاشناسی را استخدام کرده تا در آشپزخانه اش کمک کند. از طرفی نازلی که با یکی از دوستان و خواهرش زندگی می کند به عنوان مسئول تامین هزینه های زندگی نیاز مبرم به یک شغل دارد. آنها وقتی متوجه میشوند که دو فرد کاملا متضاد هستند، اوضاع به شکل غیرمنتظرهای تغییر می کند...
در داستان این سریال، فرید اصلان، یک تاجر بسیار منظم است که نازلی، یک دانشجوی غذاشناسی را استخدام کرده تا در آشپزخانه اش کمک کند. از طرفی نازلی که با یکی از دوستان و خواهرش زندگی می کند به عنوان مسئول تامین هزینه های زندگی نیاز مبرم به یک شغل دارد. آنها وقتی متوجه میشوند که دو فرد کاملا متضاد هستند، اوضاع به شکل غیرمنتظرهای تغییر می کند...
سریال ترکی عطر عشق یا پرنده سحرخیز، درباره دختر جوانی به نام صنم است که رویای نویسندگی و زندگی در جزایر گالاپاگوس را در سر می پروراند. صنم در مغازه کوچک خواربار فروشی که متعلق به پدرش است کار می کند و از طرف والدینش تحت فشار است که با پسر یکی از همسایه ها ازدواج کند و یا شغل مناسبی را برای خود دست و پا نماید. صنم از طریق خواهرش در یکی از آژانس های تبلیغاتی معتبر ترکیه مشغول به کار می شود که پسران صاحب شرکت به نام های امره و جان برای تصاحب جایگاه مدیریت با یکدیگر رقابت دارند. آیا صنم در این شرکت موفق می شود که علاوه بر موقعیت شغلی خوب، به یک رابطه عاشقانه موفق نیز دست یابد؟
سریال ترکی عطر عشق یا پرنده سحرخیز، درباره دختر جوانی به نام صنم است که رویای نویسندگی و زندگی در جزایر گالاپاگوس را در سر می پروراند. صنم در مغازه کوچک خواربار فروشی که متعلق به پدرش است کار می کند و از طرف والدینش تحت فشار است که با پسر یکی از همسایه ها ازدواج کند و یا شغل مناسبی را برای خود دست و پا نماید. صنم از طریق خواهرش در یکی از آژانس های تبلیغاتی معتبر ترکیه مشغول به کار می شود که پسران صاحب شرکت به نام های امره و جان برای تصاحب جایگاه مدیریت با یکدیگر رقابت دارند. آیا صنم در این شرکت موفق می شود که علاوه بر موقعیت شغلی خوب، به یک رابطه عاشقانه موفق نیز دست یابد؟
سریال "ستاره شمالی عشق اول" داستان عشق ییلدیز و کوزی برای تمام زندگیاش است. او جز او کسی را ندیده است. خانوادههای آنها هم با یکدیگر دوست هستند. کوزی و ییلدیز نامزد هم هستند. اما وقتی کوزی برای تحصیل در دانشگاه به استانبول میرود، همه وعدههایش را فراموش میکند و به دنبال عشق جدیدی میرود. وقتی خانوادهاش این موضوع را متوجه میشوند، کوزی توسط همهی افراد روستا، از جمله خانوادهاش، تبعید میشود. کوزی با زنی که دوست داشت ازدواج میکند و سه فرزند دارد. بیست سال بعد، او دردی را تجربه میکند که ییلدیز تجربه کرده بود. او توسط زنی که عاشقش بود رها شده است. کوزی با سه دخترش به شهر خود باز میگردد. ییلدیز قسم خورده است که او را به جایی بفرستد که از آنجا آمده است...
سریال "ستاره شمالی عشق اول" داستان عشق ییلدیز و کوزی برای تمام زندگیاش است. او جز او کسی را ندیده است. خانوادههای آنها هم با یکدیگر دوست هستند. کوزی و ییلدیز نامزد هم هستند. اما وقتی کوزی برای تحصیل در دانشگاه به استانبول میرود، همه وعدههایش را فراموش میکند و به دنبال عشق جدیدی میرود. وقتی خانوادهاش این موضوع را متوجه میشوند، کوزی توسط همهی افراد روستا، از جمله خانوادهاش، تبعید میشود. کوزی با زنی که دوست داشت ازدواج میکند و سه فرزند دارد. بیست سال بعد، او دردی را تجربه میکند که ییلدیز تجربه کرده بود. او توسط زنی که عاشقش بود رها شده است. کوزی با سه دخترش به شهر خود باز میگردد. ییلدیز قسم خورده است که او را به جایی بفرستد که از آنجا آمده است...