این ها فیلم هایی هستند که بعضیاشونو 10 بار دیدم ولی خسته نشدم و باز حاضرم ببینم. اگه ندیدین حتما برید سراغشون.
در داستان فیلم زین های شعله ور، در مرز آمریکا در سال 1874، یک راه آهن جدید در حال ساخت باید از طریق شهر راک ریج تغییر مسیر دهد تا از شن های روان جلوگیری شود. هدلی لامار، دادستان کل منطقه، با درک این موضوع که ارزش راک ریج به میلیونها دلار می رسد، قصد دارد ساکنان راک ریج را به زور از شهر خارج کند و گروهی از اراذل و اوباش را به رهبری تاگارت بداخلاقش میفرستد تا به کلانتر شلیک کنند و شهر را از بین ببرند. مردم شهر از فرماندار ویلیام جی لو پتومان می خواهند که یک کلانتر جدید برای محافظت از آنها منصوب کند...
در داستان فیلم زین های شعله ور، در مرز آمریکا در سال 1874، یک راه آهن جدید در حال ساخت باید از طریق شهر راک ریج تغییر مسیر دهد تا از شن های روان جلوگیری شود. هدلی لامار، دادستان کل منطقه، با درک این موضوع که ارزش راک ریج به میلیونها دلار می رسد، قصد دارد ساکنان راک ریج را به زور از شهر خارج کند و گروهی از اراذل و اوباش را به رهبری تاگارت بداخلاقش میفرستد تا به کلانتر شلیک کنند و شهر را از بین ببرند. مردم شهر از فرماندار ویلیام جی لو پتومان می خواهند که یک کلانتر جدید برای محافظت از آنها منصوب کند...
داستان فیلم "راکی" دربارهی یک بوکسور مبارز به نام راکی بالبوآ است که برای تحقق اهدافش و جمعآوری بدهی، کارهای کوچک انجام میدهد. زمانی که قهرمان سنگین وزن، آپولو کرید، به فیلادلفیا میآید، ایده برگزاری یک مسابقه نمایشگاهی بین او و راکی مطرح میشود. این مبارزه فرصتی برای راکی به حساب میآید تا از "هیچکس" به "کسی" تبدیل شود.
داستان فیلم "راکی" دربارهی یک بوکسور مبارز به نام راکی بالبوآ است که برای تحقق اهدافش و جمعآوری بدهی، کارهای کوچک انجام میدهد. زمانی که قهرمان سنگین وزن، آپولو کرید، به فیلادلفیا میآید، ایده برگزاری یک مسابقه نمایشگاهی بین او و راکی مطرح میشود. این مبارزه فرصتی برای راکی به حساب میآید تا از "هیچکس" به "کسی" تبدیل شود.
در فیلم "جنگ ستارگان" و در یک کهکشان دوردست، نیروهای امپراتوری تحت فرمانروایی دارث ویدر، پرنسس لیا را به عنوان گروگان در دست خود نگه میدارند. در این حالت بحرانی، سه قهریان، لوک اسکایواکر، هان سولو و کاپیتان هزاره فالکون تصمیم به نجات پرنسس و ایجاد یک تیم برای مبارزه با ظلم و ستم امپراتوری میگیرند...
در فیلم "جنگ ستارگان" و در یک کهکشان دوردست، نیروهای امپراتوری تحت فرمانروایی دارث ویدر، پرنسس لیا را به عنوان گروگان در دست خود نگه میدارند. در این حالت بحرانی، سه قهریان، لوک اسکایواکر، هان سولو و کاپیتان هزاره فالکون تصمیم به نجات پرنسس و ایجاد یک تیم برای مبارزه با ظلم و ستم امپراتوری میگیرند...
"کریمر علیه کریمر" (Kramer vs. Kramer) فیلمی درام و اجتماعی از سال ۱۹۷۹ به کارگردانی رابرت بنتون است. داستان این فیلم در مورد یک مرد به نام تد کریمر است که همسرش او را ترک میکند و با مسئولیت تربیت و پرورش فرزندش بیلی، که هنوز کودک است، مواجه میشود. تد که در زندگی شخصی خود با وسواس کاری بسیار بالا رو به روست، باید با چالشها و مشکلات پیش آمده در تربیت بیلی نیز مواجه شود و همچنین با مشکلات حضانت میان خود و همسر سابقش، جوانا، دست و پنجه نرم کند.
"کریمر علیه کریمر" (Kramer vs. Kramer) فیلمی درام و اجتماعی از سال ۱۹۷۹ به کارگردانی رابرت بنتون است. داستان این فیلم در مورد یک مرد به نام تد کریمر است که همسرش او را ترک میکند و با مسئولیت تربیت و پرورش فرزندش بیلی، که هنوز کودک است، مواجه میشود. تد که در زندگی شخصی خود با وسواس کاری بسیار بالا رو به روست، باید با چالشها و مشکلات پیش آمده در تربیت بیلی نیز مواجه شود و همچنین با مشکلات حضانت میان خود و همسر سابقش، جوانا، دست و پنجه نرم کند.
در داستان فیلم هواپیما، تد استرایکر، خلبان سابق جنگنده، یک کهنه سرباز آسیب دیده جنگ است که تبدیل به راننده تاکسی می شود. تد به دلیل ترس بیمارگونه از پرواز و متعاقب آن «مشکل نوشیدن» - نوشیدنیها را در هر جایی به جز دهانش میپاشد – او نمیتوانست شغلی مسئولانه داشته باشد. دوست دختر دوران جنگ او، الین دیکنسون، که اکنون مهماندار هواپیما است، قبل از سوار شدن به هواپیمای فهرست شده خود از لس آنجلس به شیکاگو، رابطه خود را با او قطع می کند. پس از سرو غذا در پرواز، کل خدمه پرواز و چند مسافر بیمار می شوند...
در داستان فیلم هواپیما، تد استرایکر، خلبان سابق جنگنده، یک کهنه سرباز آسیب دیده جنگ است که تبدیل به راننده تاکسی می شود. تد به دلیل ترس بیمارگونه از پرواز و متعاقب آن «مشکل نوشیدن» - نوشیدنیها را در هر جایی به جز دهانش میپاشد – او نمیتوانست شغلی مسئولانه داشته باشد. دوست دختر دوران جنگ او، الین دیکنسون، که اکنون مهماندار هواپیما است، قبل از سوار شدن به هواپیمای فهرست شده خود از لس آنجلس به شیکاگو، رابطه خود را با او قطع می کند. پس از سرو غذا در پرواز، کل خدمه پرواز و چند مسافر بیمار می شوند...
«شکارچیان روح» یک فیلم کمدی ترسناک و علمی-تخیلی به کارگردانی ایوان رایتمن است که در سال 1984 منتشر شد. داستان فیلم در مورد چهار دوست است که کار خود را به عنوان شکارچی ارواح یا "Ghostbusters" شروع میکنند. هنگامی که افترا به ارواح و هیولاهای مختلف در شهر نیویورک افزایش پیدا میکند، این چهار دوست تصمیم میگیرند یک تیم شکارچی ارواح تأسیس کنند و خدمات خود را به شهروندان ارائه دهند. آنها از تجهیزات و فناوریهای مخصوص خود برای شناسایی و شکار ارواح استفاده میکنند.
«شکارچیان روح» یک فیلم کمدی ترسناک و علمی-تخیلی به کارگردانی ایوان رایتمن است که در سال 1984 منتشر شد. داستان فیلم در مورد چهار دوست است که کار خود را به عنوان شکارچی ارواح یا "Ghostbusters" شروع میکنند. هنگامی که افترا به ارواح و هیولاهای مختلف در شهر نیویورک افزایش پیدا میکند، این چهار دوست تصمیم میگیرند یک تیم شکارچی ارواح تأسیس کنند و خدمات خود را به شهروندان ارائه دهند. آنها از تجهیزات و فناوریهای مخصوص خود برای شناسایی و شکار ارواح استفاده میکنند.
داستان فیلم "بازگشت به آینده" درباره مارتی مک فلای، یک نوجوان خوشبرخورد است که دوست دانشمند عجیب و غریبش، یک ماشین زمان درست میکند. اما تصادفی باعث میشود مارتی به دهه 1950 بازگردد و برخوردهای جدیدی با والدین خود در دوران جوانیشان داشته باشد. او باید جلوی اینکه تاریخ و زندگیاش بههم بریزد را بگیرد و با کمک دکتر به دهه 1980 برگردد.
داستان فیلم "بازگشت به آینده" درباره مارتی مک فلای، یک نوجوان خوشبرخورد است که دوست دانشمند عجیب و غریبش، یک ماشین زمان درست میکند. اما تصادفی باعث میشود مارتی به دهه 1950 بازگردد و برخوردهای جدیدی با والدین خود در دوران جوانیشان داشته باشد. او باید جلوی اینکه تاریخ و زندگیاش بههم بریزد را بگیرد و با کمک دکتر به دهه 1980 برگردد.
در فیلم "کلوپ صبحانه" و در دبیرستان شرمر ایلینویز، پنج دانشآموز به نامهای کلر استندیش، اندرو کلارک، جان بندر، برایان جانسون و آلیسون رینولدز با یکدیگر همکلاسی هستند. آنها جدا از همکلاسی اشتراک چندانی با یکدیگر ندارند. اما زمانی که به طور اتفاقی مجبور به گذراندن یک روز در کتابخانه مدرسه هستند، کم کم دوستی بین آنها بیشتر شده و رنگ و بوی دیگری میگیرد...
در فیلم "کلوپ صبحانه" و در دبیرستان شرمر ایلینویز، پنج دانشآموز به نامهای کلر استندیش، اندرو کلارک، جان بندر، برایان جانسون و آلیسون رینولدز با یکدیگر همکلاسی هستند. آنها جدا از همکلاسی اشتراک چندانی با یکدیگر ندارند. اما زمانی که به طور اتفاقی مجبور به گذراندن یک روز در کتابخانه مدرسه هستند، کم کم دوستی بین آنها بیشتر شده و رنگ و بوی دیگری میگیرد...
فریس بیولر، دانشآموز دبیرستانی باهوش، تصمیم میگیرد یک روز از مدرسه بیرون بماند و به یک ماجراجویی در شیکاگو بپردازد. او با دوستانش، کمرون و اسلون، یک روز پر از اتفاقات هیجان انگیز، بازدید از نقاط دیدنی شهر و تلاش برای فریب مدیر مدرسه که میخواهد او را گیر بیاورد، تجربه میکند.
فریس بیولر، دانشآموز دبیرستانی باهوش، تصمیم میگیرد یک روز از مدرسه بیرون بماند و به یک ماجراجویی در شیکاگو بپردازد. او با دوستانش، کمرون و اسلون، یک روز پر از اتفاقات هیجان انگیز، بازدید از نقاط دیدنی شهر و تلاش برای فریب مدیر مدرسه که میخواهد او را گیر بیاورد، تجربه میکند.
فیلم صبح بخیر ویتنام، درباره آدریان کرونوئر است که در سال 1965 وارد سایگون شد تا به عنوان دی جی برای سرویس رادیویی نیروهای مسلح کار کند. سرباز ادوارد گارلیک او را به ایستگاه رادیویی می برد، جایی که نگرش و رفتار او به شدت با بسیاری از کارکنان تضاد دارد. برنامه کرونوئر با «صبح بخیر، ویتنام!» شروع میشود و شامل خواندن اخبار سانسور شده و بخشهای طنز غیرمتعارف و بی احترامی آمیخته با موسیقی راک اند رول است. گرچه مافوقهایش، ستوان دوم استیون هاوک و گروهبان سرگرد فیلیپ از کارهای او استقبال نمی کنند، اما او در میان سربازان محبوب می شود. کرونوئر سعی می کند با ویتنامی ها به ویژه دختران ملاقات کند و با واقعیت جنگ رو به رو شود.
فیلم صبح بخیر ویتنام، درباره آدریان کرونوئر است که در سال 1965 وارد سایگون شد تا به عنوان دی جی برای سرویس رادیویی نیروهای مسلح کار کند. سرباز ادوارد گارلیک او را به ایستگاه رادیویی می برد، جایی که نگرش و رفتار او به شدت با بسیاری از کارکنان تضاد دارد. برنامه کرونوئر با «صبح بخیر، ویتنام!» شروع میشود و شامل خواندن اخبار سانسور شده و بخشهای طنز غیرمتعارف و بی احترامی آمیخته با موسیقی راک اند رول است. گرچه مافوقهایش، ستوان دوم استیون هاوک و گروهبان سرگرد فیلیپ از کارهای او استقبال نمی کنند، اما او در میان سربازان محبوب می شود. کرونوئر سعی می کند با ویتنامی ها به ویژه دختران ملاقات کند و با واقعیت جنگ رو به رو شود.
فیلم "عروس شاهزاده" روایتگر یک پدربزرگ مهربان است که قصد دارد برای نوهی بیمار خود داستانی که سینه به سینه از گذشتگان به او رسیده است را تعریف کند. این داستان قدیمی ماجراجویانه و عاشقانه از جایی شروع میشود که دختری زیبا با شاهزادهای نفرت انگیز نامزد کرده است.
فیلم "عروس شاهزاده" روایتگر یک پدربزرگ مهربان است که قصد دارد برای نوهی بیمار خود داستانی که سینه به سینه از گذشتگان به او رسیده است را تعریف کند. این داستان قدیمی ماجراجویانه و عاشقانه از جایی شروع میشود که دختری زیبا با شاهزادهای نفرت انگیز نامزد کرده است.
داستان فیلم بزرگ درباره پسر سیزده ساله ای به نام جاش باسکین است که برای اینکه در جشنواره بتواند دختر مورد علاقه اش را همراهی کند به هر دری می زند تا بزرگ شود. او به یک دستگاه فال می گوید که آرزو دارد بزرگ شود و دستگاه در جواب می گوید که آرزوی تو برآورده شد. صبح روز بعد هنگامی که از خواب بیدار می شود، خود را در جسم یک بزرگسال با همان شخصیت نوجوان می یابد. اکنون جاش با وجود داشتن یک دوست دختر و یک شغل خوب، تمایلی ندارد که دوباره سیزده ساله باشد.
داستان فیلم بزرگ درباره پسر سیزده ساله ای به نام جاش باسکین است که برای اینکه در جشنواره بتواند دختر مورد علاقه اش را همراهی کند به هر دری می زند تا بزرگ شود. او به یک دستگاه فال می گوید که آرزو دارد بزرگ شود و دستگاه در جواب می گوید که آرزوی تو برآورده شد. صبح روز بعد هنگامی که از خواب بیدار می شود، خود را در جسم یک بزرگسال با همان شخصیت نوجوان می یابد. اکنون جاش با وجود داشتن یک دوست دختر و یک شغل خوب، تمایلی ندارد که دوباره سیزده ساله باشد.
"انجمن شاعران مرده" فیلمی فوقالعاده است که داستان تاد اندرسون، جوانی خجالتی که به مدرسه استقرازی فرستاده شده است را روایت میکند. در این مدرسه او با نیل پری و دیگر دوستانش زندگی میکند. پروفسور کیتینگ، معلم انگلیسی جدید آنها، انجمن شاعران مرده را به آنان پیشنهاد میدهد و آنها را تشویق میکند که خلق و خوی خود را در زمینه شعر و هنر تقویت کنند.
"انجمن شاعران مرده" فیلمی فوقالعاده است که داستان تاد اندرسون، جوانی خجالتی که به مدرسه استقرازی فرستاده شده است را روایت میکند. در این مدرسه او با نیل پری و دیگر دوستانش زندگی میکند. پروفسور کیتینگ، معلم انگلیسی جدید آنها، انجمن شاعران مرده را به آنان پیشنهاد میدهد و آنها را تشویق میکند که خلق و خوی خود را در زمینه شعر و هنر تقویت کنند.
در داستان این فیلم، در سال 1977، هری برنز و سالی آلبرایت از دانشگاه شیکاگو فارغ التحصیل شدند. هری با دوست سالی آماندا ریس قرار میگذارد که منجر به سفر هری و سالی به شهر نیویورک میشود. سالی در آنجا در مدرسه روزنامه نگاری تحصیل می کند و هری در انتظار کار است. در طول رانندگی، هری و سالی در مورد ایده های متفاوت خود در مورد روابط صحبت می کنند. سالی با ادعای هری مخالف است که زن و مرد نمی توانند با هم دوست باشند زیرا "تمایل جنسی مانع می شود". آنها در نیویورک از هم جدا می شوند و هرگز قصد دیدن یکدیگر را ندارند اما...
در داستان این فیلم، در سال 1977، هری برنز و سالی آلبرایت از دانشگاه شیکاگو فارغ التحصیل شدند. هری با دوست سالی آماندا ریس قرار میگذارد که منجر به سفر هری و سالی به شهر نیویورک میشود. سالی در آنجا در مدرسه روزنامه نگاری تحصیل می کند و هری در انتظار کار است. در طول رانندگی، هری و سالی در مورد ایده های متفاوت خود در مورد روابط صحبت می کنند. سالی با ادعای هری مخالف است که زن و مرد نمی توانند با هم دوست باشند زیرا "تمایل جنسی مانع می شود". آنها در نیویورک از هم جدا می شوند و هرگز قصد دیدن یکدیگر را ندارند اما...
بحران میانسالی گاهی انسان را به جستجوی ماجراجوییهایی میکشاند که هرگز انتظارش را نداشته است. در داستان فیلم حقهبازان شهر (City Slickers 1991)، میچ رابینز، مردی گرفتار روزمرگی، به همراه دو دوست قدیمیاش تصمیم میگیرند از زندگی شهری فاصله بگیرند و راهی سفری شوند که به نظر ساده میآید—راندن گاوها از میان بیابانهای وحشی غرب آمریکا. اما در این ماجراجویی، همهچیز از کنترل خارج میشود و این سه دوست شهری به زودی با چالشهایی روبهرو میشوند که نهتنها تواناییهای فیزیکیشان، بلکه اعتماد به خود و دوستیهایشان را محک میزند. حقهبازان شهر سفری است پر از طنز، هیجان و لحظات عمیق احساسی که به زیبایی نشان میدهد گاهی برای پیدا کردن معنای زندگی، باید ابتدا خود را در دل ناشناختهها گم کرد.
بحران میانسالی گاهی انسان را به جستجوی ماجراجوییهایی میکشاند که هرگز انتظارش را نداشته است. در داستان فیلم حقهبازان شهر (City Slickers 1991)، میچ رابینز، مردی گرفتار روزمرگی، به همراه دو دوست قدیمیاش تصمیم میگیرند از زندگی شهری فاصله بگیرند و راهی سفری شوند که به نظر ساده میآید—راندن گاوها از میان بیابانهای وحشی غرب آمریکا. اما در این ماجراجویی، همهچیز از کنترل خارج میشود و این سه دوست شهری به زودی با چالشهایی روبهرو میشوند که نهتنها تواناییهای فیزیکیشان، بلکه اعتماد به خود و دوستیهایشان را محک میزند. حقهبازان شهر سفری است پر از طنز، هیجان و لحظات عمیق احساسی که به زیبایی نشان میدهد گاهی برای پیدا کردن معنای زندگی، باید ابتدا خود را در دل ناشناختهها گم کرد.
داستان فیلم "بوی خوش یک زن" درباره ی پسری به نام چارلی است که برای تامین مخارج زندگی خود مجبور به مراقبت از مردی با سابقه نظامی و نابینا به نام فرانک (با بازی آلپاچینو) میشود. در این حین با چالشهایی از مشکلات فرانک گرفته تا مشکلات زندگی خودش روبه رو میشود و اتفاقات آنطور که پیش بینی میکرد رقم نمیخورد...
داستان فیلم "بوی خوش یک زن" درباره ی پسری به نام چارلی است که برای تامین مخارج زندگی خود مجبور به مراقبت از مردی با سابقه نظامی و نابینا به نام فرانک (با بازی آلپاچینو) میشود. در این حین با چالشهایی از مشکلات فرانک گرفته تا مشکلات زندگی خودش روبه رو میشود و اتفاقات آنطور که پیش بینی میکرد رقم نمیخورد...
داستان فیلم "روز گراندهاگ" درباره یک خبرنگار هواشناسی است که برخلاف تمایلات خود به شهر کوچکی فرستاده میشود تا درباره موش پیشبینیکننده هوا گزارش بدهد. اما این گزارش برای او تبدیل به یک حادثه تکراری میشود، زیرا هر روز به همان روز بازمیگردد. او ابتدا از این اتفاق به نفع خود استفاده میکند، اما سرانجام متوجه میشود که در یک حلقه زمانی گیر کرده و باید با این وضعیت زندگی کند...
داستان فیلم "روز گراندهاگ" درباره یک خبرنگار هواشناسی است که برخلاف تمایلات خود به شهر کوچکی فرستاده میشود تا درباره موش پیشبینیکننده هوا گزارش بدهد. اما این گزارش برای او تبدیل به یک حادثه تکراری میشود، زیرا هر روز به همان روز بازمیگردد. او ابتدا از این اتفاق به نفع خود استفاده میکند، اما سرانجام متوجه میشود که در یک حلقه زمانی گیر کرده و باید با این وضعیت زندگی کند...
داستان فیلم "بی خوابی در سیاتل" درباره معماری در شیکاگو به نام سم بالدوین است که همسرش مگی را بر اثر سرطان از دست می دهد و او و پسر هشت ساله شان جونا زندگی جدیدی را در سیاتل آغاز می کنند، اما همچنان به سوگواری ادامه می دهند. یک سال بعد در شب کریسمس، جونا به یک برنامه گفتگوی رادیویی زنگ میزند و سم را متقاعد میکند که روی آنتن برود و در مورد اینکه چقدر دلتنگ مگی شده صحبت کند. هزاران زن از سراسر کشور این برنامه را می شنوند و تحت تاثیر داستان قرار می گیرند و برای سم نامه می نویسند...
داستان فیلم "بی خوابی در سیاتل" درباره معماری در شیکاگو به نام سم بالدوین است که همسرش مگی را بر اثر سرطان از دست می دهد و او و پسر هشت ساله شان جونا زندگی جدیدی را در سیاتل آغاز می کنند، اما همچنان به سوگواری ادامه می دهند. یک سال بعد در شب کریسمس، جونا به یک برنامه گفتگوی رادیویی زنگ میزند و سم را متقاعد میکند که روی آنتن برود و در مورد اینکه چقدر دلتنگ مگی شده صحبت کند. هزاران زن از سراسر کشور این برنامه را می شنوند و تحت تاثیر داستان قرار می گیرند و برای سم نامه می نویسند...
داستان این فیلم درباره فارست، مردی با ضریب هوشی پایین است که در سال 1981، داستان زندگی خود را برای غریبه هایی که اتفاقی در ایستگاه اتوبوس کنار او می نشینند، بازگو می کند. او در سال های اولیه زندگی اش خود را در میانه رویدادهای مهم تاریخی مییابد. فارست در گرینبو، آلاباما، با مادرش زندگی میکند که یک پانسیون را اداره کرده و او را تشویق میکند تا فراتر از ناتوانیهایش زندگی کند. فارست توسط رئیس جمهور لیندون بی. جانسون مدال افتخار دریافت می کند. تنها چیزی که او اکنون می خواهد این است که دوباره با معشوق دوران کودکی خود، جنی، همراه شود.
داستان این فیلم درباره فارست، مردی با ضریب هوشی پایین است که در سال 1981، داستان زندگی خود را برای غریبه هایی که اتفاقی در ایستگاه اتوبوس کنار او می نشینند، بازگو می کند. او در سال های اولیه زندگی اش خود را در میانه رویدادهای مهم تاریخی مییابد. فارست در گرینبو، آلاباما، با مادرش زندگی میکند که یک پانسیون را اداره کرده و او را تشویق میکند تا فراتر از ناتوانیهایش زندگی کند. فارست توسط رئیس جمهور لیندون بی. جانسون مدال افتخار دریافت می کند. تنها چیزی که او اکنون می خواهد این است که دوباره با معشوق دوران کودکی خود، جنی، همراه شود.
داستان رستگاری در شانوشنک، روایت تراژدی انسانی است که در دل زندان سرد و بیرحم، امید را جستجو میکند. اندی دوفرین با نبوغ و ارادهاش سعی میکند چراغی از امید را حتی در تاریکترین روزها روشن نگه دارد.
داستان رستگاری در شانوشنک، روایت تراژدی انسانی است که در دل زندان سرد و بیرحم، امید را جستجو میکند. اندی دوفرین با نبوغ و ارادهاش سعی میکند چراغی از امید را حتی در تاریکترین روزها روشن نگه دارد.
فیلم مظنونین همیشگی از دیدگاه راجر وربال کینت، با بازی کوین اسپیسی، روایت میشود. وربال یک کلاهبردار کوچک است که از یک کشتار و آتشسوزی وحشتناک در کشتیای در بندر لسآنجلس جان سالم به در برده است. در طول بازجویی شدید، او داستانی پیچیده از همکاری با گروهی از جنایتکاران را بازگو میکند که توسط فردی مرموز به نام کایزر شوزه هدایت میشوند. با پیشرفت داستان، لایههای فریب و دستکاری یکی پس از دیگری برداشته میشود، و مخاطبان را وادار میکند تا بین حقیقت و دروغ تمایز قائل شوند.
فیلم مظنونین همیشگی از دیدگاه راجر وربال کینت، با بازی کوین اسپیسی، روایت میشود. وربال یک کلاهبردار کوچک است که از یک کشتار و آتشسوزی وحشتناک در کشتیای در بندر لسآنجلس جان سالم به در برده است. در طول بازجویی شدید، او داستانی پیچیده از همکاری با گروهی از جنایتکاران را بازگو میکند که توسط فردی مرموز به نام کایزر شوزه هدایت میشوند. با پیشرفت داستان، لایههای فریب و دستکاری یکی پس از دیگری برداشته میشود، و مخاطبان را وادار میکند تا بین حقیقت و دروغ تمایز قائل شوند.
داستان فیلم "ویل هانتینگ نابغه" در مورد جوان بیست سالهای به همین نام است که به عنوان سرایدار و باغبان در دانشگاه مشهور M.I.T مشغول به کار است. ویل از استعدادی ذاتی در زمینه ریاضیات برخوردار است اما هرگز به توانایی خود اهمیت نداده و آن را پرورش نداده است. همچنین او هیچگاه از استعداد خود در ریاضیات با دیگران صحبت نکرده است. در این میان یکی از پرفسورهای ریاضی این دانشگاه به نام پرفسور جرالد لمبیو از این استعداد ویل هانتینگ باخبر میشود...
داستان فیلم "ویل هانتینگ نابغه" در مورد جوان بیست سالهای به همین نام است که به عنوان سرایدار و باغبان در دانشگاه مشهور M.I.T مشغول به کار است. ویل از استعدادی ذاتی در زمینه ریاضیات برخوردار است اما هرگز به توانایی خود اهمیت نداده و آن را پرورش نداده است. همچنین او هیچگاه از استعداد خود در ریاضیات با دیگران صحبت نکرده است. در این میان یکی از پرفسورهای ریاضی این دانشگاه به نام پرفسور جرالد لمبیو از این استعداد ویل هانتینگ باخبر میشود...
داستان فیلم "مردان سیاه پوش" تیمی از مأموران مخفی به نام "مردان مشکی" را روایت میکند که وظیفهشان مانیتورینگ و کنترل فعالیتهای موجودات بیگانه در زمین است. مأموران شروری بنام "آرچی" به دنبال تسلط بر جهان بیگانگان هستند. دو مأمور جدید، جی و کی، در تلاش برای متوقف کردن آرچی و نجات جهان از حمله بیگانگان در این ماجراجویی قرار میگیرند.
داستان فیلم "مردان سیاه پوش" تیمی از مأموران مخفی به نام "مردان مشکی" را روایت میکند که وظیفهشان مانیتورینگ و کنترل فعالیتهای موجودات بیگانه در زمین است. مأموران شروری بنام "آرچی" به دنبال تسلط بر جهان بیگانگان هستند. دو مأمور جدید، جی و کی، در تلاش برای متوقف کردن آرچی و نجات جهان از حمله بیگانگان در این ماجراجویی قرار میگیرند.
داستان فیلم ماتریکس در مورد برنامهنویس کامپیوتری به نام توماس آندرسون است که دو زندگی کاملا متفاوت را تجربه میکند. او به عنوان یک برنامهنویس معمولی فعالیت میکند اما در خلوت، توماس آندرسون یک هکر ماهر با لقب نئو است. داستان از جایی جالب میشود که مورفیس، هکر افسانهای دنیای کامپیوتر، با او تماس میگیرد؛ تماسی که منجر میشود تا نئو تحت تعقیب پلیس قرار بگیرد. حالا نئو باید از دست پلیس و گروههای ویژه فرار کند و در عین حال باید با برنامههای کامپیوتری قدرتمندی مقابله نماید...
داستان فیلم ماتریکس در مورد برنامهنویس کامپیوتری به نام توماس آندرسون است که دو زندگی کاملا متفاوت را تجربه میکند. او به عنوان یک برنامهنویس معمولی فعالیت میکند اما در خلوت، توماس آندرسون یک هکر ماهر با لقب نئو است. داستان از جایی جالب میشود که مورفیس، هکر افسانهای دنیای کامپیوتر، با او تماس میگیرد؛ تماسی که منجر میشود تا نئو تحت تعقیب پلیس قرار بگیرد. حالا نئو باید از دست پلیس و گروههای ویژه فرار کند و در عین حال باید با برنامههای کامپیوتری قدرتمندی مقابله نماید...
آیا تا به حال حس کردهاید که زندگی روزمره شما، مثل چرخدندهای در ماشین بزرگ جامعه، بیهدف و خالی از معناست؟ داستان باشگاه مبارزه ماجرای کسانی است که نه تنها این حس را تجربه کردهاند، بلکه تصمیم گرفتهاند آن را به چالش بکشند. فیلم باشگاه مبارزه داستان مردی بینام است که از بیخوابی و خستگی روحی به ستوه آمده. او یک زندگی معمولی دارد: کارمندی با برنامهای تکراری که شبها با فهرستی از وسایل خانگی در کاتالوگهای لوکس سرگرم میشود. اما همه چیز زمانی تغییر میکند که با تایلر داردن ملاقات میکند. این دو با هم باشگاهی مخفی برای مبارزههای تنبهتن راهاندازی میکنند؛ جایی که مردان میتوانند بدون نقابهای روزمره خود، حقیقت درونیشان را آشکار کنند. اما آیا این مبارزهها فقط درباره مشت و لگد است؟ یا ماجرا چیزی فراتر از خشونت فیزیکی را روایت میکند؟
آیا تا به حال حس کردهاید که زندگی روزمره شما، مثل چرخدندهای در ماشین بزرگ جامعه، بیهدف و خالی از معناست؟ داستان باشگاه مبارزه ماجرای کسانی است که نه تنها این حس را تجربه کردهاند، بلکه تصمیم گرفتهاند آن را به چالش بکشند. فیلم باشگاه مبارزه داستان مردی بینام است که از بیخوابی و خستگی روحی به ستوه آمده. او یک زندگی معمولی دارد: کارمندی با برنامهای تکراری که شبها با فهرستی از وسایل خانگی در کاتالوگهای لوکس سرگرم میشود. اما همه چیز زمانی تغییر میکند که با تایلر داردن ملاقات میکند. این دو با هم باشگاهی مخفی برای مبارزههای تنبهتن راهاندازی میکنند؛ جایی که مردان میتوانند بدون نقابهای روزمره خود، حقیقت درونیشان را آشکار کنند. اما آیا این مبارزهها فقط درباره مشت و لگد است؟ یا ماجرا چیزی فراتر از خشونت فیزیکی را روایت میکند؟
داستان این فیلم درباره پیتر گیبونز، یک برنامه نویس ناامید و بی انگیزه است که در یک شرکت نرم افزاری مستقر در تگزاس به نام اینیتک کار می کند. او که قادر به ایستادگی در برابر دوست دختر بیش از حد انتقادی خود، آنه، نیست، عاشق پیشخدمت محلی جوانا است، اما از صحبت کردن با او می ترسد. او با همکارانش، سمیر نقیناجار و مایکل بولتون دوست است. کارکنان تحت مدیریت سنگین و بیرحمانه، به ویژه از ناحیه معاون رئیس بیل لومبرگ، که پیتر از او متنفر است و از رویارویی با او اجتناب میکند، رنج میبرند.
داستان این فیلم درباره پیتر گیبونز، یک برنامه نویس ناامید و بی انگیزه است که در یک شرکت نرم افزاری مستقر در تگزاس به نام اینیتک کار می کند. او که قادر به ایستادگی در برابر دوست دختر بیش از حد انتقادی خود، آنه، نیست، عاشق پیشخدمت محلی جوانا است، اما از صحبت کردن با او می ترسد. او با همکارانش، سمیر نقیناجار و مایکل بولتون دوست است. کارکنان تحت مدیریت سنگین و بیرحمانه، به ویژه از ناحیه معاون رئیس بیل لومبرگ، که پیتر از او متنفر است و از رویارویی با او اجتناب میکند، رنج میبرند.
در داستان این فیلم، مدیر رسانه میانسال "لستر برنهام" از شغل خود متنفر است و با ناراحتی با کارولین مشاور املاک عصبی و جاه طلب ازدواج کرده است. دختر 16 ساله آنها، جین، از والدین خود متنفر است و اعتماد به نفس پایینی دارد. زندگی لستر با داشتن شغل و خانواده قابل احترام به نظر می رسد، اما در درون، او کم کم به افسردگی فرو می رود. او که با زندگی دست و پنجه نرم می کند، شیفته دوست دخترش، آنجلا می شود. فرانک فیتس، سرهنگ بازنشسته تفنگداران دریایی ایالات متحده، همسرش باربارا و پسر نوجوانشان ریکی به همسایگی آنها نقل مکان می کنند...
در داستان این فیلم، مدیر رسانه میانسال "لستر برنهام" از شغل خود متنفر است و با ناراحتی با کارولین مشاور املاک عصبی و جاه طلب ازدواج کرده است. دختر 16 ساله آنها، جین، از والدین خود متنفر است و اعتماد به نفس پایینی دارد. زندگی لستر با داشتن شغل و خانواده قابل احترام به نظر می رسد، اما در درون، او کم کم به افسردگی فرو می رود. او که با زندگی دست و پنجه نرم می کند، شیفته دوست دخترش، آنجلا می شود. فرانک فیتس، سرهنگ بازنشسته تفنگداران دریایی ایالات متحده، همسرش باربارا و پسر نوجوانشان ریکی به همسایگی آنها نقل مکان می کنند...
به طور خلاصه داستان مرثیه ای بر یک رویا چهار شخصیت اصلی را دنبال میکند که هر کدام به نوعی درگیر اعتیاد هستند. سارا گلدفارب، مادری تنها که آرزو دارد در یک برنامه تلویزیونی شرکت کند و برای رسیدن به این هدف به مصرف داروهای لاغری روی میآورد. هری، پسر سارا، به همراه دوست دخترش ماریون و دوستش تایرون، به هروئین معتاد هستند و به دنبال راهی برای تامین مواد مخدرشان میگردند. فیلم به تصویر کشیدن نزول این چهار نفر به دنیای تاریک اعتیاد میپردازد و نشان میدهد که چگونه هر یک از آنها به تدریج از واقعیت دور میشوند و در جهانی از توهم و درد فرو میروند.
به طور خلاصه داستان مرثیه ای بر یک رویا چهار شخصیت اصلی را دنبال میکند که هر کدام به نوعی درگیر اعتیاد هستند. سارا گلدفارب، مادری تنها که آرزو دارد در یک برنامه تلویزیونی شرکت کند و برای رسیدن به این هدف به مصرف داروهای لاغری روی میآورد. هری، پسر سارا، به همراه دوست دخترش ماریون و دوستش تایرون، به هروئین معتاد هستند و به دنبال راهی برای تامین مواد مخدرشان میگردند. فیلم به تصویر کشیدن نزول این چهار نفر به دنیای تاریک اعتیاد میپردازد و نشان میدهد که چگونه هر یک از آنها به تدریج از واقعیت دور میشوند و در جهانی از توهم و درد فرو میروند.
فیلم حکایت یک سلحشور یا داستان یک شوالیه درباره مردی فقیر و جوان به نام ویلیام تاچر است که هیچ پیشینه معتبری ندارد. او پس از مرگ استادش با جعل عنوان شوالیه برای خود اسم و رسمی به هم می زند و به دنبال کسب مقام و مرتبه است. ولی ماجراهای زیادی مثل پیدا کردن عشق برایش اتفاق می افتد و...
فیلم حکایت یک سلحشور یا داستان یک شوالیه درباره مردی فقیر و جوان به نام ویلیام تاچر است که هیچ پیشینه معتبری ندارد. او پس از مرگ استادش با جعل عنوان شوالیه برای خود اسم و رسمی به هم می زند و به دنبال کسب مقام و مرتبه است. ولی ماجراهای زیادی مثل پیدا کردن عشق برایش اتفاق می افتد و...
فیلم تابستان آمریکایی گرم و مرطوب درباره زمانی است که در آخرین روز کمپ در تابستان داغ سال 1981 دسته ای از مشاوران تلاش می کنند تا قبل از تمام شدن روز کار ناتمام خود را به اتمام برسانند.
فیلم تابستان آمریکایی گرم و مرطوب درباره زمانی است که در آخرین روز کمپ در تابستان داغ سال 1981 دسته ای از مشاوران تلاش می کنند تا قبل از تمام شدن روز کار ناتمام خود را به اتمام برسانند.
فیلم اگه میتونی منو بگیر داستانی واقعی از هنر کلاهبرداری و هوش بینظیر است که در قالب یک فیلم به تصویر کشیده شده. این فیلم نه تنها مخاطب را با دنیای کلاهبرداری آشنا میکند، بلکه پیچیدگیهای روانشناسی انسانها را نیز نشان میدهد. فیلم سینمایی اگه میتونی منو بگیر داستان فرانک ابگنیل جونیور را روایت میکند که قبل از 21 سالگی به یکی از مشهورترین کلاهبرداران تاریخ تبدیل میشود. فرانک با استفاده از جعل چکها و هویتهای مختلف، موفق میشود میلیونها دلار به جیب بزند. کارل هنرتی مامور افبیآی، به دنبال دستگیری فرانک است و این تعقیب و گریز بین آنها فیلم را بسیار هیجانانگیز و جذاب میکند. یکی از دلایل محبوبیت این فیلم، داستان سرگرمکننده و واقعی آن است که جذابیت زیادی برای مخاطب دارد.
فیلم اگه میتونی منو بگیر داستانی واقعی از هنر کلاهبرداری و هوش بینظیر است که در قالب یک فیلم به تصویر کشیده شده. این فیلم نه تنها مخاطب را با دنیای کلاهبرداری آشنا میکند، بلکه پیچیدگیهای روانشناسی انسانها را نیز نشان میدهد. فیلم سینمایی اگه میتونی منو بگیر داستان فرانک ابگنیل جونیور را روایت میکند که قبل از 21 سالگی به یکی از مشهورترین کلاهبرداران تاریخ تبدیل میشود. فرانک با استفاده از جعل چکها و هویتهای مختلف، موفق میشود میلیونها دلار به جیب بزند. کارل هنرتی مامور افبیآی، به دنبال دستگیری فرانک است و این تعقیب و گریز بین آنها فیلم را بسیار هیجانانگیز و جذاب میکند. یکی از دلایل محبوبیت این فیلم، داستان سرگرمکننده و واقعی آن است که جذابیت زیادی برای مخاطب دارد.
"فیلم درخشش ابدی یک ذهن پاک" داستان جول باریش و کلمنتاین کروچینسکی را روایت میکند که پس از یک رابطه پر فراز و نشیب تصمیم میگیرند خاطراتشان از یکدیگر را پاک کنند. جول که از این تصمیم کلمنتاین بیخبر است، وقتی میفهمد که او این کار را انجام داده، به شدت ناراحت میشود و تصمیم میگیرد تا خودش نیز از همان فرآیند پاکسازی خاطرات استفاده کند. اما در حین این فرآیند، جول متوجه میشود که هنوز هم کلمنتاین را دوست دارد و سعی میکند در میان خاطرات پاک شدهاش، او را پیدا کند و این تصمیم را تغییر دهد. فیلم با بررسی این سفر درونی و تلاش جول برای نگه داشتن خاطراتش از کلمنتاین، به بررسی عمیقتر موضوعات عشق، از دست دادن و هویت میپردازد.
"فیلم درخشش ابدی یک ذهن پاک" داستان جول باریش و کلمنتاین کروچینسکی را روایت میکند که پس از یک رابطه پر فراز و نشیب تصمیم میگیرند خاطراتشان از یکدیگر را پاک کنند. جول که از این تصمیم کلمنتاین بیخبر است، وقتی میفهمد که او این کار را انجام داده، به شدت ناراحت میشود و تصمیم میگیرد تا خودش نیز از همان فرآیند پاکسازی خاطرات استفاده کند. اما در حین این فرآیند، جول متوجه میشود که هنوز هم کلمنتاین را دوست دارد و سعی میکند در میان خاطرات پاک شدهاش، او را پیدا کند و این تصمیم را تغییر دهد. فیلم با بررسی این سفر درونی و تلاش جول برای نگه داشتن خاطراتش از کلمنتاین، به بررسی عمیقتر موضوعات عشق، از دست دادن و هویت میپردازد.
فیلم ترمینال، درباره یک گردشگر اروپای شرقی و اهل کراکوژیا به نام ویکتور ناورسکی است که در فرودگاه بینالمللی جان اف کندی فرود میآید. او متوجه میشود که گذرنامهاش توسط مقامات فرودگاه به دلیل جنگ داخلی بین دو کشور باطل شده و مدارکش دیگر در فرودگاه معتبر نیست. از این رو مجبور می شود تا زمانی که جنگ تمام شود، در فرودگاه بماند. او فرودگاه را تبدیل به خانه خود می کند و تا زمانی که بتواند آنجا را ترک کند با افراد شاغل در فرودگاه، رابطه دوستی برقرار می کند.
فیلم ترمینال، درباره یک گردشگر اروپای شرقی و اهل کراکوژیا به نام ویکتور ناورسکی است که در فرودگاه بینالمللی جان اف کندی فرود میآید. او متوجه میشود که گذرنامهاش توسط مقامات فرودگاه به دلیل جنگ داخلی بین دو کشور باطل شده و مدارکش دیگر در فرودگاه معتبر نیست. از این رو مجبور می شود تا زمانی که جنگ تمام شود، در فرودگاه بماند. او فرودگاه را تبدیل به خانه خود می کند و تا زمانی که بتواند آنجا را ترک کند با افراد شاغل در فرودگاه، رابطه دوستی برقرار می کند.
در داستان این فیلم به دستور دولت قزاقستان، گزارشگر بورات ساگدیف قزاقستان را به مقصد "ایالات متحده و آمریکا" ترک می کند تا مستندی درباره جامعه و فرهنگ آمریکا بسازد. او همسرش اوکسانا را پشت سر می گذارد. همراهان او تهیه کننده اش، عظمت باگاتوف و یک مرغ خانگی هستند. در شهر نیویورک، بورات یک قسمت از Baywatch را در تلویزیون می بیند و بلافاصله عاشق شخصیت پاملا اندرسون، سی جی پارکر می شود. او در حین مصاحبه و تمسخر با گروهی از فمینیست ها، از نام بازیگر زن و محل اقامت او در کالیفرنیا مطلع می شود. سپس بورات از طریق تلگرام مطلع می شود که اوکسانا توسط یک خرس کشته شده است...
در داستان این فیلم به دستور دولت قزاقستان، گزارشگر بورات ساگدیف قزاقستان را به مقصد "ایالات متحده و آمریکا" ترک می کند تا مستندی درباره جامعه و فرهنگ آمریکا بسازد. او همسرش اوکسانا را پشت سر می گذارد. همراهان او تهیه کننده اش، عظمت باگاتوف و یک مرغ خانگی هستند. در شهر نیویورک، بورات یک قسمت از Baywatch را در تلویزیون می بیند و بلافاصله عاشق شخصیت پاملا اندرسون، سی جی پارکر می شود. او در حین مصاحبه و تمسخر با گروهی از فمینیست ها، از نام بازیگر زن و محل اقامت او در کالیفرنیا مطلع می شود. سپس بورات از طریق تلگرام مطلع می شود که اوکسانا توسط یک خرس کشته شده است...
داستان فیلم در جستجوی خوشبختی در مورد مرد سیاهپوستی به نام کریس گاردنر است که در دهه 1980 به دنبال فروش اسکنرهایی است که بر روی آنها سرمایهگذاری کرده است. اما اوضاع بر وفق مراد کریس پیش نمیرود و او در فروش اسکنرهای پزشکیش با مشکل مواجه میشود. سرانجام مشکلات مالی باعث میشود که همسر کریس، او را ترک کند و کریس خانه خود را از دست بدهد. موضوعی که باعث شده او همراه با پسرش در خیابانها زندگی کنند. سرانجام کریس تصمیم میگیرد تا به عنوان یک کارگزار بورس بدون حقوق مشغول به کار شود و با پشت سر گذاشتن یک آزمون سخت، شغلی با حقوق عالی بدست آورد...
داستان فیلم در جستجوی خوشبختی در مورد مرد سیاهپوستی به نام کریس گاردنر است که در دهه 1980 به دنبال فروش اسکنرهایی است که بر روی آنها سرمایهگذاری کرده است. اما اوضاع بر وفق مراد کریس پیش نمیرود و او در فروش اسکنرهای پزشکیش با مشکل مواجه میشود. سرانجام مشکلات مالی باعث میشود که همسر کریس، او را ترک کند و کریس خانه خود را از دست بدهد. موضوعی که باعث شده او همراه با پسرش در خیابانها زندگی کنند. سرانجام کریس تصمیم میگیرد تا به عنوان یک کارگزار بورس بدون حقوق مشغول به کار شود و با پشت سر گذاشتن یک آزمون سخت، شغلی با حقوق عالی بدست آورد...
داستان در مورد پسری به نام چارلی است که وارد سال اول دبیرستان میشود. چارلی درونگرا و منزوی است و وضعیت روحی نامناسبی دارد. او در زمان ورود به دبیرستان، تنها دوستی به نام مایکل داشته که متاسفانه خودکشی کرده و این ماجرا زندگی او را تحت تاثیر قرار داده است. در زمینهٔ روانشناسی، چارلی با مشکلات روحی و اجتماعی مواجه است و این موضوع باعث شده تا به عنوان یک "دیواره" در مدرسه شناخته شود؛ یعنی فردی که بیشتر در کنار دیوارها و از دیدهها دور میماند و با دیگران ارتباط کمی دارد...
داستان در مورد پسری به نام چارلی است که وارد سال اول دبیرستان میشود. چارلی درونگرا و منزوی است و وضعیت روحی نامناسبی دارد. او در زمان ورود به دبیرستان، تنها دوستی به نام مایکل داشته که متاسفانه خودکشی کرده و این ماجرا زندگی او را تحت تاثیر قرار داده است. در زمینهٔ روانشناسی، چارلی با مشکلات روحی و اجتماعی مواجه است و این موضوع باعث شده تا به عنوان یک "دیواره" در مدرسه شناخته شود؛ یعنی فردی که بیشتر در کنار دیوارها و از دیدهها دور میماند و با دیگران ارتباط کمی دارد...
داستان فیلم میان ستاره ای سفری از مرزهای علم به اعماق احساس است. چطور میتوان داستانی تعریف کرد که نهتنها ما را به دل کهکشانها ببرد، بلکه عمیقترین عواطف انسانی را به چالش بکشد؟ میانستارهای دقیقاً چنین اثری است؛ داستانی که هم ذهن شما را درگیر میکند و هم قلبتان را. در دنیایی نهچندان دور، زمین بهدلیل بحرانهای زیستمحیطی به مرز نابودی رسیده است. خشکسالی، طوفانهای گرد و غبار و کاهش منابع غذایی، زندگی انسانها را به مخاطره انداخته است. در میان این آشفتگی، کوپر خلبان سابق ناسا بههمراه دخترش مورفی در مزرعهای زندگی میکند. مورفی، ادعا میکند که پیامهایی از یک روح دریافت میکند. این پیامها آنها را به سازمان مخفی ناسا هدایت میکند، جایی که پروفسور برند و تیمش در حال کار روی طرحی برای نجات بشریت هستند. ماموریت آنها؟ ارسال تیمی از فضانوردان بهدرون یک کرمچاله که بهطور معجزهآسا در نزدیکی زحل ظاهر شده است. این کرمچاله، راهی به کهکشان دیگری باز میکند، جایی که سیارههایی قابل سکونت وجود دارد.
داستان فیلم میان ستاره ای سفری از مرزهای علم به اعماق احساس است. چطور میتوان داستانی تعریف کرد که نهتنها ما را به دل کهکشانها ببرد، بلکه عمیقترین عواطف انسانی را به چالش بکشد؟ میانستارهای دقیقاً چنین اثری است؛ داستانی که هم ذهن شما را درگیر میکند و هم قلبتان را. در دنیایی نهچندان دور، زمین بهدلیل بحرانهای زیستمحیطی به مرز نابودی رسیده است. خشکسالی، طوفانهای گرد و غبار و کاهش منابع غذایی، زندگی انسانها را به مخاطره انداخته است. در میان این آشفتگی، کوپر خلبان سابق ناسا بههمراه دخترش مورفی در مزرعهای زندگی میکند. مورفی، ادعا میکند که پیامهایی از یک روح دریافت میکند. این پیامها آنها را به سازمان مخفی ناسا هدایت میکند، جایی که پروفسور برند و تیمش در حال کار روی طرحی برای نجات بشریت هستند. ماموریت آنها؟ ارسال تیمی از فضانوردان بهدرون یک کرمچاله که بهطور معجزهآسا در نزدیکی زحل ظاهر شده است. این کرمچاله، راهی به کهکشان دیگری باز میکند، جایی که سیارههایی قابل سکونت وجود دارد.