نتفلیکس در سالهای اخیر با ساخت و پخش سریالهای بیوگرافی، نشان داده که روایت زندگی واقعی میتواند بهاندازهی هر درام تخیلی پرکشش و تکاندهنده باشد. از جهان جنایت و سیاست تا داستانهای شخصی و روانی، این آثار مرز میان حقیقت و نمایش را باریکتر کردهاند و تصویری تازه از انسانهایی ارائه میدهند که زندگیشان به روایت بدل شده است.
در میان شاخصترین آنها، «نارکوها» (Narcos – ۲۰۱۵ تا ۲۰۱۷) از همان ابتدا نقطهی عطفی در تولیدات نتفلیکس بود. این مجموعه با روایت زندگی پابلو اسکوبار، بزرگترین قاچاقچی مواد مخدر کلمبیا، و سپس تمرکز بر کارتلهای پس از او، هم بیوگرافی است و هم تاریخ معاصر آمریکای لاتین. سریال با تلفیق زبان اسپانیایی و انگلیسی، ریتم مستندگونه و کاراکترهایی واقعی، نشان داد چگونه جاهطلبی و فساد میتوانند از دل فقر و آرزو متولد شوند.
چند سال بعد، «هیولا» (Monster – ۲۰۲۲) ساختهی رایان مورفی، موج تازهای در ژانر بیوگرافی جنایی به راه انداخت. فصل نخست، «داهمر: داستان جفری داهمر» با بازی ایوان پیترز، روایتی از یکی از هولناکترین قاتلان زنجیرهای آمریکا بود؛ اما فراتر از بازسازی جرم، به بررسی ذهن، جامعه و بیتفاوتی سیستم پرداخت. سریال با نگاهی موشکافانه به قربانیان و رسانه، معمایی اخلاقی را مطرح کرد: آیا بازگویی شر، خود شکلی از تکرار آن نیست؟
در سال ۲۰۲۴، نتفلیکس با «بچه گوزن» (Baby Reindeer – ۲۰۲۴) سراغ یکی از شخصیترین روایتهای سال رفت. اثر بر پایهی تجربهی واقعی ریچارد گَد، خالق و بازیگر سریال ساخته شده و داستان مردی است که درگیر رابطهای وسواسی و آزاردهنده با زنی غریبه میشود. روایت بین واقعیت و تخیل نوسان دارد و به شکلی دردناک، مرز میان قربانی و مقصر را محو میکند. «بچه گوزن» بیش از آنکه دربارهی یک اتفاق باشد، دربارهی زخمهایی است که دیده نمیشوند و سکوتی که سالها ادامه مییابد.
در همان سال، «گریسلدا» (Griselda – ۲۰۲۴) با بازی خیرهکنندهی سوفیا ورگارا، داستان واقعی «گریسلدا بلانکو» را به تصویر کشید؛ زنی که در دههی ۷۰ و ۸۰ میلادی یکی از قدرتمندترین چهرههای دنیای مواد مخدر در کلمبیا بود. سریال با پرداختی پرجزئیات و نگاهی زنانه به قدرت، از rise و fall یک امپراتوری میگوید، اما تمرکزش بر تنهایی و قیمت سنگینی است که جاهطلبی برایش دارد.
سریالهای بیوگرافی نتفلیکس ثابت کردهاند که واقعیت همیشه الهامبخشتر از خیال است. این آثار، با زبانی سینمایی و نگاه انسانی، زندگی افرادی را بازگو میکنند که در مرز میان اسطوره و خطا قدم زدند. هرکدام یادآور این حقیقتاند که بزرگترین داستانها، گاهی همانهایی هستند که واقعاً اتفاق افتادهاند.