فیلمهایی که داستان آنها در بازه زمانی ۲۴ ساعت (یا حتی کمتر) روایت میشود، یکی از جذابترین ساختارهای روایی در سینما هستند. این آثار با فشردهسازی زمان، ضرباهنگ تندتری ایجاد میکنند و مخاطب را بهطور مداوم در دل وقایع نگه میدارند. در چنین فیلمهایی، هر تصمیم، هر دیالوگ و هر اتفاق اهمیتی دوچندان پیدا میکند، زیرا فرصتی برای پرشهای زمانی طولانی یا توضیحات اضافی وجود ندارد. نتیجه، تجربهای نفسگیر و اغلب بسیار درگیرکننده است.
یکی از دلایل محبوبیت این نوع روایت، افزایش حس واقعگرایی و همذاتپنداری است. وقتی میدانیم همهچیز در یک شبانهروز رخ میدهد، راحتتر خودمان را جای شخصیتها میگذاریم؛ انگار همراه آنها ساعتبهساعت جلو میرویم. این ساختار بهویژه در ژانرهای دلهرهآور، جنایی، درام اجتماعی و حتی عاشقانه، تأثیرگذاری بالایی دارد.
از معروفترین نمونهها میتوان به فیلم «بعدازظهر سگی» (Dog Day Afternoon – 1975) اشاره کرد؛ اثری کلاسیک که در طول یک روز، داستان یک سرقت بانکی ناموفق را روایت میکند و بهتدریج از یک ماجرای جنایی به یک درام انسانی و اجتماعی تبدیل میشود. یا فیلم «قبل از طلوع» (Before Sunrise – 1995) که تقریباً در یک شب میگذرد و با تمرکز بر گفتوگو، رابطهای عاطفی را شکل میدهد که سادگی آن، نقطه قوت اصلی فیلم است.
در ژانر تریلر، «لاک» (Locke – 2013) نمونهای متفاوت است؛ فیلمی که تقریباً تمام آن در یک خودرو و طی چند ساعت اتفاق میافتد. با وجود محدودیت مکانی و زمانی، داستان بهشدت پرتنش و شخصیتمحور پیش میرود. همچنین فیلم «شب روی زمین» (Night on Earth – 1991) ساخته جیم جارموش، با روایت چند داستان موازی در یک شب، نشان میدهد که چگونه یک بازه زمانی کوتاه میتواند میزبان تجربههای انسانی کاملاً متفاوت باشد.
در سینمای جنایی و اکشن، آثاری مثل «سقوط» (Falling Down – 1993) یا «باجه تلفن» (Phone Booth – 2002) نیز در مدتزمانی بسیار محدود روایت میشوند و فشار روانی مداوم را به مخاطب منتقل میکنند. حتی فیلمی مثل «روز تعلیم» (Training Day – 2001) که داستان آن در یک روز کاری میگذرد، از همین محدودیت زمانی برای نمایش فروپاشی اخلاقی شخصیتها استفاده میکند.
سینمای مستقل و هنری هم علاقه زیادی به این ساختار دارد. فیلم «کلرکها» (Clerks – 1994) نمونهای شاخص است که در یک روز کاری ساده رخ میدهد، اما با دیالوگمحوری و نگاه طنزآمیز، تصویری دقیق از زندگی روزمره ارائه میدهد. در سینمای اروپایی نیز فیلم «ویکتوریا» (Victoria – 2015) که تقریباً در زمان واقعی و بدون کات فیلمبرداری شده، تجربهای منحصربهفرد از روایت در یک شب را رقم میزند.
در نهایت، فیلمهایی که در ۲۴ ساعت اتفاق میافتند، ثابت میکنند که محدودیت زمانی نه یک ضعف، بلکه یک ابزار قدرتمند روایی است. این آثار با تمرکز بر لحظه، تنش، تصمیم و پیامد، مخاطب را وادار میکنند تا بدون وقفه در داستان غرق شود. اگر به دنبال فیلمهایی پرتعلیق، شخصیتمحور و متفاوت هستید، این دسته از آثار انتخابی عالی برای تماشا هستند.