جنگ نابرابر با کلاسیکها؛ چرا «بلندیهای بادگیر» ۲۰۲۶ راه سختی برای ماندگاری دارد؟
با نزدیک شدن به اکران فیلم «بلندیهای بادگیر» به کارگردانی امرالد فنل در آخر هفته ولنتاین ۲۰۲۶، منتقدان و طرفداران ادبیات با یک سوال اساسی روبرو هستند: آیا زیبایی بصری و ستارگان پولسازی مثل مارگو رابی و جیکوب الوردی میتوانند جایگزین عمق عاطفی و فضای گوتیک نسخههای پیشین شوند؟ اگرچه نمره ۷۲٪ در راتن تومیتوز برای یک شروع بد نیست، اما وقتی آن را با نسخه جاودانه سال ۱۹۳۹ مقایسه میکنیم، متوجه شکاف بزرگی میشویم که احتمالاً این اثر را از رسیدن به رتبه «بهترین» باز میدارد.
سایه سنگین نسخه ۱۹۳۹ ویلیام وایلر
نسخه سال ۱۹۳۹ با بازی لارنس الیویه و مرل اوبرون، همچنان با امتیاز خیرهکننده ۹۶٪، استاندارد طلایی این اقتباس محسوب میشود. با وجود اینکه آن فیلم تنها نیمی از کتاب را روایت میکرد، اما توانست اتمسفر وحشی و وسواسگونه رمان امیلی برونته را به شکلی بازسازی کند که حتی پس از حدود ۹۰ سال، همچنان قلب مخاطب را میلرزاند. در مقابل، نسخه ۲۰۲۶ بیشتر بر روی «سبکگرایی شیک» (Chic Stylization) و جذابیتهای جنسی (Carnality) تمرکز کرده است. منتقدان معتقدند فیلم امرالد فنل بیشتر شبیه به یک کلاژ بصری مدرن برای نسل تیکتاک است تا یک درام ادبی عمیق؛ موضوعی که ممکن است در گیشه موفق عمل کند، اما در آزمون زمان شکست خواهد خورد.
چالش هویت گوتیک در عصر مدرن
یکی از بزرگترین انتقادات به نسخه مارگو رابی، مدرن بودن بیش از حد لحن فیلم است. «بلندیهای بادگیر» اساساً یک داستان گوتیک تاریک درباره انتقام و اضمحلال است، اما تریلرهای فیلم ۲۰۲۶ و سبک کارگردانی فنل (که در Saltburn نیز دیده بودیم)، تمایلی به سمت کمدی سیاه و زیباییشناسی پرزرقوبرق دارند. این تضاد میان «اصالت گوتیک» و «استایل پانک-مدرن» باعث شده تا فیلم از ریشههای خود فاصله بگیرد. در حالی که نسخه ۱۹۳۹ برنده جایزه اسکار بهترین فیلمبرداری شد و به عنوان میراث ملی آمریکا ثبت شد، نسخه ۲۰۲۶ باید ثابت کند که چیزی فراتر از یک نمایش مد در تپههای یورکشایر است.
