مایکا مونرو در نقش یک قاتل زنجیرهای؛ «Victorian Psycho» چطور هم دیوانهوار است هم خندهدار؟
فیلم «Victorian Psycho» دقیقاً همان چیزی است که از عنوان جسورانهاش انتظار میرود؛ اثری تیره، خشمگین، اغراقآمیز و در عین حال عجیبوغریب که میان طنز سیاه، وحشت، همدلی و جنون حرکت میکند. این فیلم به کارگردانی زکری ویگن قرار است ۲۱ مه در بخش Un Certain Regard جشنواره Cannes به نمایش درآید.
در این فیلم، مایکا مونرو نقش وینیفرد ناتی را بازی میکند؛ معلم سرخانهای جوان که در دهه ۱۸۵۰ وارد عمارت بزرگ Ensor House میشود تا برای خانواده مرفه Pounds کار کند. اما وینیفرد گذشتهای خشونتبار و تمایلاتی تاریک را با خود حمل میکند و خیلی زود، مجموعهای از اتفاقات هولناک این عمارت را در بر میگیرد.
زکری ویگن درباره لحن فیلم توضیح داده است که از همان ابتدا یک واژه را مدام برای توصیف پروژه به کار میبرده: «demented». او میگوید این واژه برایش مفهومی گسترده دارد؛ چیزی که هم میتواند ترسناک باشد، هم بامزه و هم بیپروا و outrageous.
«Victorian Psycho» سومین فیلم بلند ویگن پس از «The Heart Machine» در سال ۲۰۱۴ و «Sanctuary» در سال ۲۰۲۲ است. او میگوید زمانی که به دنبال پروژهای تازه بود، با آثار نویسنده اسپانیایی ویرجینیا فیتو آشنا شد و پس از گفتوگو با او، فرصت خواندن نسخه منتشرنشده رمان «Victorian Psycho» را پیدا کرد.
ویگن درباره نخستین مواجههاش با این رمان گفته است: «چیزی که واقعاً توجهم را جلب کرد، شدت فوقالعاده و خشم موجود در تکتک صفحات بود. رمان بعدها نسبت به آن نسخه اولیهای که من خواندم کمی تغییر کرد، اما شدت و خشمش آنقدر تیز و نافذ بود که حس میکردی هر صفحه تو را در چنگ خودش گرفته است. در عین حال، واقعاً هم خندهدار بود. من تا آن زمان چیزی شبیه به آن نخوانده بودم.»
از آنجا که فیلم مدام بین فضاها و لحنهای متفاوت جابهجا میشود، ویگن تأکید کرده مهمترین مسئله این بوده که فیلمنامه، که توسط خود ویرجینیا فیتو بر اساس رمانش اقتباس شده، از نظر ساختاری کاملاً محکم و دقیق باشد.
او توضیح میدهد اگر فیلمنامه از درون صادق باشد، عبور از یک صحنه وحشت به یک صحنه کمدی یا درام شخصیتمحور، یک ترفند سطحی به نظر نمیرسد. به گفته او، وقتی همهچیز به وضعیت داستان و ذهنیت روانی شخصیت وفادار باشد، آنوقت مسئله اصلی به اجرا برمیگردد. ویگن این فرایند را به طراحی یک خانه پیچیده تشبیه کرده که باید آنقدر مهندسیشده باشد که روی پای خودش بایستد.
این استحکام روایی، بهویژه زمانی اهمیت پیدا میکند که فیلم میخواهد مخاطب را به شخصیت مرکزیای نزدیک کند که رفتاری بهشدت منحرف و خشونتبار دارد. ویگن میگوید کلید اصلی این مسئله، اتصال تماشاگر به ذهنیت شخصیت اصلی است. از نگاه او، حتی اگر مخاطب کاملاً طرفدار آن شخصیت نباشد، وقتی بتواند ذهن و زاویه دید او را درک کند، بهتر میفهمد چرا چنین احساسی دارد و چرا جهان را آنگونه میبیند.
مایکا مونرو در این فیلم اجرایی ارائه داده که ادامهای متفاوت و گستردهتر بر حضورهای قبلیاش در آثار تیرهای چون «It Follows» و «Longlegs» به شمار میرود. فیلم تا حد زیادی بر توانایی او تکیه دارد؛ اینکه بتواند در یک لحظه، زنی جوان و کنترلشده باشد و در لحظهای دیگر، بدون مکث به خشمی مرگبار و جنونآمیز برسد.
ویگن درباره همکاریاش با مونرو گفته که آنها برای رسیدن به شخصیت، روی مفهوم «expressionistic performance» تمرکز کردهاند. او معتقد است یکی از ویژگیهای جالب مایکا مونرو، توانایی چشمگیرش در نمایش شدتی مهارشده و درونی روی پرده است؛ حسی که انگار همیشه چیزی عمیق و ناآرام پشت نگاهش در جریان است، اما تماشاگر نمیتواند بهطور کامل آن را ردیابی کند.
به گفته او، همین ویژگی باعث شد بهطور غریزی احساس کند انتخاب مونرو برای نقش یک قاتل زنجیرهای میتواند بسیار جذاب باشد، زیرا مخاطبان ذاتاً کنجکاوند بدانند در ذهن چنین شخصیتهایی چه میگذرد.
زکری ویگن فعلاً درباره پروژههای بعدیاش سکوت کرده، اما از نمایش «Victorian Psycho» در Cannes با هیجان فراوان یاد کرده و گفته است حضور در این جشنواره برای او افتخاری surreal و باورنکردنی است.
