کمپانی A24 بار دیگر با ارائه اثری جسورانه، مسیر معمول فیلمهای تجاری را تغییر داده است. فیلم «مرگ رابین هود» به کارگردانی مایکل سارنوسکی، نه یک فیلم اکشن پرزرق و برق درباره قهرمان افسانهای، بلکه پرترهای غمانگیز، متفکرانه و درونی از مردی است که زیر بارِ افسانههای ساخته شده برایش، خسته و فرسوده شده است.
مایکل سارنوسکی که با فیلم «خوک» (Pig) استعداد خود را در ساخت درامهای آرام و تاثیرگذار نشان داده بود، در سومین تجربه کارگردانیاش پس از یک وقفه برای ساخت فیلمی از مجموعه «یک مکان ساکت»، دوباره به همان فضای شخصی و مالیخولیایی بازگشته است. او این بار به سراغ داستانی رفته که معمولاً در سینما با بودجههای کلان و اکشنهای بلاکباستری روایت میشود، اما آن را به شکلی کاملاً متفاوت بازخوانی کرده است.
در این فیلم خبری از یارانِ وفادار رابین هود یا همان «مردان شاد» نیست. هیو جکمن در نقشی متفاوت با چهرهای که مخاطب را به یاد گاندالف میاندازد، رابین هودِ پیر و جنگزدهای را به تصویر میکشد که از شهرت قهرمانانه خود بیزار است. داستان فیلم که برداشتی آزاد از روایات کهن است، رابین را در حالِ نبردی درونی برای نجات روح خود از دروغهایی که سالها زندگیاش را بر پایه آنها بنا کرده، نشان میدهد.
در کنار هیو جکمن، جودی کومر در نقش یک راهبه صبور که به رابین پناه میدهد، حضوری درخشان دارد. بیل اسکارشگورد نیز در نقش «جان کوچک»، همرزمِ سابق رابین، به این مجموعه اضافه شده است. منتقدان، فیلمبرداری این اثر را که با بافتهای خاکی و سرد طراحی شده، بسیار ستایش کردهاند. اگرچه لحن فیلم به شدت جدی و گاهی سنگین است، اما صداقت و عمقِ نگاه کارگردان به این اسطوره، آن را به یک تجربه سینمایی خاص در فصل تابستان تبدیل کرده است.
این فیلم تلاش میکند تا رابین هود را از قالب قهرمانِ همیشگی خارج کرده و او را به عنوان انسانی آسیبپذیر که به دنبال رستگاری و آرامش در سالهای پایانی عمر است، به تصویر بکشد.