قفس طلایی کد هیز؛ چرا تارانتینو معتقد است هیچکاک در پردهی سوم شکست میخورد؟
کوئنتین تارانتینو، کارگردان فیلمهایی چون Pulp Fiction و Kill Bill، نگاهی ساختارگرا و بیپروا به سینما دارد. او معتقد است که بزرگترین معضل آثار آلفرد هیچکاک، «کم آوردن» (peter out) در پردهی سوم و پایانبندی آنهاست. به گفتهی تارانتینو، هیچکاک استادانه فضاسازی میکند، تعلیق را به اوج میرساند و تماشاگر را در چنگ خود میگیرد، اما زمانی که نوبت به گرهگشایی و نتیجهگیری نهایی میرسد، فیلمهای او شکوه خود را از دست میدهند. اما جالب اینجاست که تارانتینو این ضعف را نه متوجه استعداد هیچکاک، بلکه متوجه دورانی میداند که او در آن کار میکرد.
سانسور و کد هیز: دستبندهای استاد تعلیق
تارانتینو معتقد است که سیستم سانسور هالیوود در آن زمان، یعنی «کد هیز» (Hays Code)، مانع اصلی درخشندگی نهایی هیچکاک بود. این کد اخلاقی که از دهه ۱۹۳۰ تا ۱۹۶۰ بر سینمای آمریکا حاکم بود، قوانینی سختگیرانه داشت: جنایتکاران هرگز نباید پیروز میشدند، شرورها باید مجازات میشدند و هیچ ابهام اخلاقی بزرگی نباید در پایان باقی میماند. تارانتینو میگوید هیچکاک کارگردانی بود که به شدت به تاریکی، میلهای سرکوبشده و روانشناسی جنایت علاقه داشت، اما سیستم او را مجبور میکرد در پایان، همه چیز را با یک پایانبندی «امن» و اخلاقی جمعوجور کند.
اگر هیچکاک در دهه ۷۰ فیلم میساخت...
تارانتینو با یک فرضیهی جذاب میگوید: «اگر هیچکاک در دهه ۱۹۵۰ همان سنی را داشت که در دهه ۷۰ داشت، من احتمالاً بیشتر از فیلمهایش لذت میبردم.» او معتقد است که در دهه ۷۰، با برداشته شدن محدودیتهای اخلاقی و امکان نمایش خشونت و پیچیدگیهای جنسی، هیچکاک میتوانست به آن پایانبندیهای تاریک و شوکهکنندهای برسد که همیشه در ذهن داشت. از نظر تارانتینو، آثار هیچکاک همواره میان نبوغ کارگردان و محدودیتهای سیستم در نوسان بودند و همین موضوع باعث شده تا او بسیاری از شاهکارهای او مثل Vertigo و North by Northwest را «متوسط» (Mediocre) توصیف کند؛ صفتی که برای بسیاری از طرفداران هیچکاک مثل یک توهین به نظر میرسد.
