«تنیس خونین» در کن؛ نیکیاس خریسوس از فیلم ترسناک تنیسیاش میگوید
در بازار فیلم کن، شرکت پخش The Playmaker از تیزری برای فیلم ترسناک Bloody Tennis رونمایی خواهد کرد؛ تازهترین اثر نیکیاس خریسوس، فیلمساز آلمانی، که نخستین فیلم انگلیسیزبان او به شمار میرود. ورایتی در گفتوگویی اختصاصی با این کارگردان درباره فیلم جدیدش صحبت کرده است؛ اثری که ساندرا گولدبرگ کامپ، بازیگر سریال Foundation، و هلنا زنگل، نامزد گلدنگلوب برای News of the World و The Legend of Ochi، در آن ایفای نقش میکنند.
دیگر بازیگران این فیلم شامل الینا لونزون، زلاتکو بوریچ، لوسی ژانگ، لیلی تایب، وینسنت رومئو و تریسی گوتواس هستند.
خریسوس پیشتر با نخستین فیلم بلندش The Bunker در جشنواره برلیناله حضور پیدا کرده بود؛ فیلمی که در بیش از ۴۰ جشنواره نمایش داده شد و چندین جایزه گرفت. دومین فیلم بلند او، A Pure Place، در جشنواره فیلم مونیخ به نمایش درآمد و جایزه بهترین کارگردانی را به دست آورد. او سپس فیلم Rave On را با بازی آرون آلتاراس و کلمان شیک ساخت.
فیلم Bloody Tennis به تهیهکنندگی یوناس کاتزنشتاین و ماکسیمیلیان لئو در شرکت Augenschein ساخته میشود؛ شرکتی که آثاری چون Mother Mary با بازی آن هاتاوی و میکایلا کوئل، The Weight با بازی ایتن هاک و راسل کرو و فیلم در راه Flesh of the Gods با حضور کریستن استوارت و واگنر مورا را در کارنامه دارد.
وقتی زمین تنیس به میدان وحشت تبدیل میشود
داستان فیلم درباره سوفی است؛ دختری که به یک آکادمی نخبهگرای تنیس در جنوب اروپا راه پیدا میکند. او در این محیط نهتنها باید با رقابت نفسگیر کنار بیاید، بلکه بهتدریج با لایههای تاریک و ominous این مدرسه نیز روبهرو میشود.
خریسوس میگوید یکی از دلایل جذب او به دنیای تنیس، تضاد آن با زیباییشناسی معمول سینمای وحشت بوده است:
«تنیس ترکیب عجیبی دارد؛ از یک سو چیزی ظریف و باظرافت در آن هست، اما از سوی دیگر بسیار ورزشی و حتی خشن است. این ورزش شما را وارد موقعیتهای دوئلگونه میکند.»
مدرسه شبانهروزی، رقابت و انزوا
این کارگردان توضیح میدهد که به فضاهای بسته و ایزوله علاقه دارد:
«من این میکروکازمها را دوست دارم؛ جهانهای کوچکی که آدمها در انزوا در آن گرفتار میشوند. مدارس شبانهروزی نمونه کامل این فضا هستند و وقتی روحیه رقابت را هم به آن اضافه میکنید، به عرصهای میرسید که همهچیز میتواند کمی دیوانهوار شود.»
او میگوید فیلمهایی که در فضای ورزش حرفهای یا رقص جریان دارند، مانند Black Swan و I, Tonya، بر او تأثیر گذاشتهاند، اما الهام مستقیمترش از آثاری مانند Suspiria و Phenomena ساخته داریو آرجنتو آمده است. او همچنین تا حدی از فیلمهای دبیرستانی آمریکایی مانند Mean Girls نیز اثر پذیرفته است.
انرژی زنانه در مرکز داستان
خریسوس از حضور عمدتاً بازیگران زن در فیلم ابراز رضایت میکند و میگوید:
«چون فیلم قبلیام (Rave On) قهرمانی مرد و سرشار از انرژی تستوسترونی داشت، خوشحالکننده بود که اینبار با انرژی زنانهتری روبهرو باشم.»
او همچنین میگوید نقشهایی مانند مربی بداخلاق با بازی زلاتکو بوریچ، سرایدار ترسناک با بازی وینسنت رومئو و مدیر سختگیر اما مادرانه آکادمی با بازی الینا لونزون به او اجازه دادهاند با کلیشههای رایج دنیای ورزش بازی کند.
از بوریس بکر تا مدارس نخبهپرور
خریسوس که در همان شهری به دنیا آمده که بوریس بکر متولد شده و حتی در همان مدرسه تحصیل کرده، میگوید هنگام ساخت فیلم، مدرسههای شبانهروزی تنیس نخبهپروری مانند آکادمی نیک بولتیری را در ذهن داشته است؛ جایی که ستارههایی چون آندره آغاسی و آنا کورنیکووا در آن آموزش دیدند، هرچند تأکید میکند آکادمی فیلمش هیچ شباهتی به آن فضای واقعی ندارد.
به گفته او، شخصیت مربی فیلم تا حدی از چهرههای اغراقآمیزی الهام گرفته که در دهه ۸۰ اطراف ستارگانی چون بوریس بکر و اشتفی گراف دیده میشدند:
«این راهی بود برای خلق شخصیتهایی کمی اغراقشده و بازی با این تیپها. بعضی از چهرههای واقعی آنقدر خودشان اغراقآمیز بودند که شبیه کلیشه به نظر میرسیدند، اما درعینحال شخصیتهایی بسیار جذاب بودند.»
مدیر آکادمی؛ میان محبت و سلطه
او درباره شخصیت الینا لونزون توضیح میدهد:
«او مثل یک چهره مادرانه برای دخترهاست. در چنین محیطی خیلی مهم است که کسی را داشته باشید که به او اعتماد کنید و به او نگاه کنید؛ کسی که همیشه جایی میان تنبیه کردن و محبت کردن قرار دارد، در یک رابطه وابستگی عجیب.»
خریسوس میگوید تجربه پژوهش درباره فرقهها در فیلم قبلیاش، به او در شکلدادن به فضای این آکادمی کمک کرده است:
«الینا لونزون این نقش را با رنگوبوی خاص خودش پر کرد؛ جایی میان سلطه، لطافت و درک کردن دخترها. و البته چیزی کمی آزاردهنده و mean هم در او هست.»
بوی تهوع و خشونت پنهان
خریسوس میگوید شنیدن روایتهایی از مدارس باله، از جمله اینکه «بوی تهوع» در هوا پیچیده بود، به او کمک کرد تا نوعی هراس زیرپوستی در آکادمی فیلم ایجاد کند. او همچنین به داستانهای سوءاستفاده در آکادمیهای ورزشی و درد شدیدی که ورزشکاران برای رسیدن به سطح بالا تحمل میکنند اشاره میکند:
«فکر کردم این محیط، زمین بازی جذابی برای کشفکردن من است.»
یک عمارت کهن در جزایر قناری
فیلم در گران کاناریا فیلمبرداری شده و خریسوس درباره انتخاب لوکیشن میگوید:
«دنبال جایی بودیم که واقعاً از بقیه دنیا جدا باشد تا اتمسفر خودش را بسازد و در عین حال عنصری از خطر هم در آن باشد. قهرمان ما از آمریکا وارد این محیط اروپایی میشود، بنابراین از خانه خیلی دور است و همین از همان ابتدا حس زندان را القا میکند.»
او توضیح میدهد که گروه سازنده بهدنبال مکانی با حالوهوای قدیمی و تاریخی بودند تا حس یک آکادمی با سابقه طولانی را ایجاد کنند. در نهایت، آنها عمارتی قدیمی در جزایر قناری پیدا کردند که یک کلیسای کوچک قدیمی هم داشت و از آن بهعنوان کلاس درس استفاده شد.
خریسوس میگوید:
«خیلی خوب است وقتی این فرصت را دارید که چیزی را از صفر نسازید، بلکه با مکانی واقعی کار کنید که patina و تاریخ دارد. این عمارت دیوارهای قرمز داشت که بهخوبی با زمینهای خاکی تنیس و البته خون هماهنگ بود.»
او اضافه میکند که در ابتدا دنبال فضایی مدرنتر بودند، اما وقتی آن خانه را دیدند، فوراً عاشقش شدند:
«برای اولین بار که خانه را دیدم، حالوهوایی شبیه Suspiria داشت و ما عاشقش شدیم. من و مدیر فیلمبرداریام، کنستانتین کامپین، حتی همانجا زندگی میکردیم و چند هفته در همان لوکیشن ماندیم.»
جهانهای کوچک و منزوی
خریسوس میگوید به فیلمهایی علاقه دارد که در جهانهای بسته و جداافتاده رخ میدهند:
«آنچه در فیلمهایم دوست دارم کشف کنم، همین میکروکازمهایی است که آدمها در انزوا در آن زندگی میکنند. در فیلم اولم خانواده بود، در دومی یک جامعه مذهبی، و در این یکی آکادمی ورزشی.»
او معتقد است آثارش ترکیبی از وحشت، واقعگرایی، کمدی ابزورد و نقد اجتماعی هستند:
«چیزی که برایم جالب است، ترکیب ژانرهاست. این فیلمها عنصر وحشت و نوعی حس نامعمول و ناآشنا دارند، اما همچنان در بستری از واقعیت رخ میدهند. درعینحال لحظاتی از کمدی ابزورد هم در آنها هست که با وحشت در تضاد قرار میگیرد. و همیشه هم رگهای از نقد اجتماعی در آنها وجود دارد.»
او در ادامه از پیتر استریکلند بهعنوان فیلمسازی نام میبرد که به شیوهای متفاوت اما نزدیک به علایق او، جهانهای کوچک و غریب خلق میکند.
نقد اجتماعی پشت نقاب وحشت
در نهایت، خریسوس تأکید میکند که Bloody Tennis فقط یک فیلم ترسناک نیست، بلکه سویهای آشکار از هجو اجتماعی هم دارد:
«میشود این آکادمی را نسخهای اغراقآمیز از جامعهای دید که در آن فشار برای موفقیت بسیار زیاد است؛ جایی که بیرحمی پاداش میگیرد، نه همدلی و ترحم. این موضوع تا حدی با ذات ورزش رقابتی گره خورده، اما در فیلم ما تا نهایت خود پیش میرود.»
او درباره شخصیت اصلی فیلم، سوفی، نیز میگوید:
«من به شخصیتی فکر میکردم که وارد محیطی میشود که در ظاهر آشکارا خشن نیست، اما درواقع بسیار خشونتآمیز است؛ خشونتی که فوراً قابل تشخیص نیست. اما او قدمبهقدم قوانین این محیط را میپذیرد، خودش هم خشونتورز میشود و برای رسیدن به هدف بزرگتر، یعنی تبدیلشدن به یک ورزشکار حرفهای، دوستی و عشقش را قربانی میکند.»
خریسوس در پایان میگوید این همان چیزی است که باید نسبت به آن هوشیار بود:
«اینکه محیطهای خشن، بیرحمی و تأکید بر رقابت و فردگرایی، چطور بهآرامی جای یک جامعه همدل و همراه را میگیرند. این چیزی بود که میخواستم زیر نقاب یک فیلم ترسناک به آن فکر کنم.»
