در پی درگذشت بهرام بیضایی در خارج از ایران، بحثهای مختلفی درباره محل خاکسپاری این هنرمند برجسته شکل گرفت. مژده شمسایی، بازیگر تئاتر و سینما و همسر بیضایی، با انتشار یادداشتی روشن و صریح اعلام کرد که پیکر او در ایالات متحده آمریکا به خاک سپرده خواهد شد و همزمان برداشت متفاوتی از مفهوم «بازگشت» این چهره فرهنگی ارائه داد.
این یادداشت که نسخهای از آن در اختیار ایسنا قرار گرفته، پاسخی است به درخواستها و واکنشهایی که خواهان انتقال پیکر بیضایی به ایران بودند؛ درخواستی که شمسایی آن را ناظر به جسم دانسته، نه به جوهره اندیشه و میراث او.
مژده شمسایی در این متن تأکید کرده است که آنچه از بهرام بیضایی باقی مانده، بدن فیزیکی او نیست، بلکه جهان فکری، نمایشنامهها، فیلمها و نوشتههایی است که سالهاست بخشی از حافظه فرهنگی ایران را شکل دادهاند.
او با اشاره به وضعیت آثار منتشرنشده و توقیفشده بیضایی، توجه افکار عمومی را به موضوعی دیگر جلب میکند: اینکه هنوز راه انتشار دستکم چهار کتاب از آثار او بسته مانده و چند فیلم شاخصش نیز امکان نمایش عمومی نیافتهاند.
در این یادداشت، از کتابهایی چون «جاناوبلادور»، «گزارش اردویراف»، «طربنامه» و «داشآکل به گفته مرجان» نام برده شده و همچنین نمایش عمومی فیلمهایی مانند «غریبه و مه»، «چریکه تارا» و «مرگ یزدگرد» بهعنوان خواست واقعی دوستداران بیضایی مطرح شده است.
شمسایی باور دارد که زنده نگهداشتن نام بیضایی نه با جابهجایی پیکر، بلکه با احیای آثار سانسورشده و دیدهنشده او معنا پیدا میکند.
همسر بهرام بیضایی در بخش پایانی یادداشت خود، پیشنهادی نمادین مطرح کرده است: کاشتن درختی به نام بهرام بیضایی در نقاطی از ایران؛ از آرامگاه فردوسی و حافظیه گرفته تا آران کاشان و دیگر شهرهایی که ریشههای فرهنگی ایران را نمایندگی میکنند. به باور او، این درختها میتوانند نشانهای از ایستادگی، تداوم و پیوند بیضایی با ایران باشند.
او در جملهای کلیدی تأکید میکند:
«بهرام بیضایی هر کجا باشد، همانجا ایران است.»
بهرام بیضایی، نمایشنامهنویس، پژوهشگر و فیلمساز تأثیرگذار ایرانی، پنجم دیماه و همزمان با زادروز ۸۷ سالگیاش در آمریکا درگذشت؛ هنرمندی که تأثیرش بر تئاتر، سینما و اندیشه معاصر ایران فراتر از مرزهای جغرافیایی باقی خواهد ماند.