جدیدترین فیلم از مجموعه «مینیونها» با عنوان Minions & Monsters، نه تنها یک سرگرمی ساده برای کودکان، بلکه ادای احترامی هوشمندانه به تاریخ سینماست. این فیلم که هفتمین اثر از فرنچایز Despicable Me محسوب میشود، موفق شده است با فاصله گرفتن از قالبهای تکراری، به یک «اوج خلاقانه» برسد.
برخلاف قسمتهای قبلی که مینیونها عمدتاً نقش دستیار را داشتند، این بار پییر کافن (Pierre Coffin)، خالق و کارگردان مینیونها، برای اولین بار هدایت فیلم را به صورت انفرادی بر عهده گرفته است. او مینیونها را به هالیوود دهه ۱۹۲۰ برده و آنها را به ستارههای سینمای صامت تبدیل کرده است. این ایده، فرصتی عالی برای بهرهگیری از کمدیهای اسلپاستیک کلاسیک به سبک «چارلی چاپلین» و «باستر کیتون» فراهم کرده است.
به گفته منتقد Variety، نیمه اول فیلم یک کلاس درس در زمینه کمدی بصری است:
خلاقیت بیمهار: فیلم در نیمه ابتدایی خود بدون درگیری با کلیشههای استودیویی، با شوخیهای سینمایی (Cinephile sight gags) و پیرنگهای آزاد، مخاطب را غافلگیر میکند.
مینیونها به مثابه ستاره: فیلم ثابت میکند که این موجودات زرد، وقتی به جای دستیار، نقش اصلی را ایفا میکنند، بسیار جذابتر هستند.
ارجاعات هوشمندانه: شوخیهای بصری با آثار کلاسیک سینما (مانند Modern Times و Citizen Kane) در کنار طراحی صحنه دوران هالیوود قدیم، لایهای از جذابیت را برای والدین و بزرگسالان ایجاد کرده است.
فیلم در نیمه دوم کمی از تب و تاب میافتد. با ورود «سینمای ناطق» به داستان، مینیونها که نمیتوانند صحبت کنند، با مشکل مواجه میشوند و فیلم همزمان دچار افت ریتم میشود:
شلوغی غیرضروری: جدا کردن گروه مینیونها و افزودن شخصیتهای جانبی (مانند ربات «دورت» و یک داستان عاشقانه سطحی با شخصیت «دِبی»)، از انسجام کمدی فیلم کاسته است.
تغییر مسیر: در انتها، فیلم دوباره به سمت فرمولهای رایج «نجات دنیا» میرود که در مقایسه با نبوغ نیمه اول، کمی معمولی به نظر میرسد.
با وجود افتِ ریتم در پرده دوم، Minions & Monsters همچنان یکی از سرگرمکنندهترین و جسورانهترین تجربههای این فرنچایز ۱۹ ساله است. این فیلم ثابت میکند که حتی در هفتمین قسمت، یک ایده مرکزی قوی میتواند جانی تازه به یک مجموعه ببخشد. اگر به دنبال خندههای بلند و ادای احترامی دوستداشتنی به تاریخ سینما هستید، این فیلم گزینهای «Bellissima» (زیبا) و «Moviosa» (سینمایی) است!