قمار ۷۵ میلیون دلاری آمازون؛ چرا مستند «ملانیا» در گیشه شکست خورد؟
در تاریخ ۳۰ ژانویه ۲۰۲۶، سینماهای ایالات متحده میزبان اکران مستندی بودند که قرار بود یکی از جنجالیترین آثار سال باشد: «ملانیا». این فیلم که به زندگی ملانیا ترامپ، بانوی اول ایالات متحده، و نحوه مدیریت دوران انتقال قدرت در کاخ سفید میپردازد، با هیاهوی بسیار و بودجهای سرسامآور وارد چرخه اکران شد. اما گزارشهای باکس آفیس در روز ۳ فوریه ۲۰۲۶ نشان میدهند که این اثر با فروشی معادل ۷ میلیون دلار در هفته افتتاحیه، شکستی سنگین را برای سرمایهگذارانش رقم زده است.
آمازون استودیوز (Amazon MGM Studios) در اقدامی بیسابقه برای یک اثر مستند، مبلغ خیرهکننده ۴۰ میلیون دلار را تنها برای خرید حقوق این فیلم پرداخت کرد و سپس ۳۵ میلیون دلار دیگر را صرف بازاریابی و تبلیغات آن نمود. مجموع این سرمایهگذاری ۷۵ میلیون دلاری، سطح انتظارات را به شدت بالا برد. در صنعت سینما، یک فیلم برای رسیدن به سوددهی باید حداقل ۲.۵ برابر بودجه خود فروش داشته باشد؛ عددی که برای یک مستند سیاسی، عملاً غیرممکن به نظر میرسد. اگرچه فروش ۷ میلیون دلاری برای یک مستند معمولی رقم بدی نیست و حتی فراتر از برخی پیشبینیهای اولیه (۵ میلیون دلار) بوده است، اما وقتی پای بودجههای کلان بلاکباستری در میان باشد، این رقم یک فاجعه تجاری محسوب میشود.
تحلیلگران بازار معتقدند که استراتژی آمازون در تبدیل کردن یک مستند سیاسی به یک "رویداد سینمایی بزرگ"، اشتباه محاسباتی بوده است. مستندها، به ویژه آنهایی که ماهیت سیاسی دارند، معمولاً مخاطبان خاص و محدودی دارند و به ندرت میتوانند سالنهای سینما را مانند فیلمهای ابرقهرمانی پر کنند. حتی آثار موفق این ژانر در تاریخ، مانند فارنهایت ۱۱/۹ مایکل مور، در شرایط اجتماعی بسیار خاص و ملتهبی اکران شدند که قابل مقایسه با وضعیت فعلی نیست.
علاوه بر این، فشار ناشی از این بودجه سنگین، سایهای سنگین بر عملکرد فیلم انداخت. اگر این مستند با بودجهای معقولتر ساخته و اکران میشد، فروش ۷ میلیون دلاری میتوانست یک پیروزی قلمداد شود. اما اکنون، با توجه به هزینههای بازاریابی گسترده، «ملانیا» برای جبران هزینهها راهی طولانی و دشوار در پیش دارد. بسیاری از کارشناسان معتقدند که جایگاه اصلی این فیلم در پلتفرمهای استریمینگ مانند Prime Video است، جایی که شاید بتواند در درازمدت مخاطبان بیشتری جذب کند، اما اکران سینمایی آن با این مقیاس مالی، قماری بود که آمازون در آن بازنده شد. این شکست بار دیگر ثابت کرد که تزریق پول بیحساب به یک ژانر نیچ (Niche)، لزوماً منجر به جذب مخاطب عام نخواهد شد.
