تقابل دو دیدگاه؛ کالبدشکافی تفاوتهای فیلمنامه ۲۰۰۸ اسپیلبرگ و نسخه ۲۰۱۴ نولان
فیلم «بینستارهای» که ما امروز میشناسیم، تفاوتهای ساختاری عجیبی با نسخهای دارد که استیون اسپیلبرگ قصد ساخت آن را داشت. با بررسی فیلمنامه سال ۲۰۰۸ جاناتان نولان و مقایسه آن با نسخه نهایی کریستوفر نولان، میتوان دریافت که چگونه دیدگاه «پاپکورنی» و ماجراجویانه اسپیلبرگ جای خود را به نگاه فلسفی و سنگین نولان داد.
روباتها و بیگانگان: از فانتزی تا مینیمالیسم
در نسخه اسپیلبرگ، روباتهای TARS و CASE موجوداتی انساننما و دارای شخصیتهای بسیار صمیمیتر بودند (حتی یکی از آنها کلاه حصیری بر سر میکرد!). اما نولان با نگاهی مینیمالیستی، آنها را به شکل بلوکهای فلزی متحرک طراحی کرد که فاقد هرگونه شباهت به انسان بودند تا بر جنبه کاربردی و علمی آنها تأکید کند. همچنین، در فیلمنامه اصلی اسپیلبرگ، انسانها در اولین سیاره با موجودات بیگانه (Alien) مواجه میشدند که رفتاری بازیگوش و «ایتی وار» داشتند. نولان به طور کلی ایده حیات بیگانه را حذف کرد و به جای آن، «طبیعت بیرحم» و «انسان در برابر خویشتن» را به عنوان آنتاگونیستهای اصلی (مانند شخصیت دکتر من) معرفی کرد.
کشف ناسا: از پهپاد چینی تا روح گرانشی
در نسخه ۲۰۰۸، کوپر و پسرانش یک کاوشگر فضایی قدیمی ناسا را پیدا میکردند که از آسمان سقوط کرده بود و با رمزگشایی از آن، به مختصات پایگاه مخفی ناسا میرسیدند. در این نسخه، چین در مسابقه فضایی پیروز شده بود و جهان در تسخیر پهپادهای چینی بود. کریستوفر نولان تمام این بخشها را تغییر داد و ایده «روح» و «ناهنجاری گرانشی» در اتاق مورف را جایگزین کرد. او با این کار، مفهوم ابعاد پنجم و ارتباط فرازمانی پدر و دختر را به داستان تزریق کرد که در نسخه اصلی وجود نداشت.
پایانی که سیاه بود، اما روشن شد
پایانبندی اسپیلبرگ بسیار تاریکتر بود؛ در آن نسخه، کوپر به زمینی بازمیگشت که کاملاً یخزده و مرده بود و او در تنهایی مطلق آماده مرگ میشد تا اینکه توسط آیندگان نجات مییافت. او هرگز مورف را دوباره نمیدید و مورف سالها قبل مرده بود. نولان اما با تغییر این پایانبندی، سکانس ملاقات کوپر پیر با مورف سالخورده را در ایستگاه فضایی خلق کرد. نولان ترجیح داد به جای یک پایان علمی-تخیلی خشک، پایانی امیدوارانه ارائه دهد که در آن «عشق» به عنوان تنها عنصری معرفی میشود که میتواند از ابعاد زمان و مکان فراتر رود. این تغییرات باعث شد فیلم از یک اثر اکشن-ماجراجویی، به یک شاهکار سینمایی تبدیل شود که علم و احساس را به شکلی بیسابقه با هم گره میزند.
