۵ شاهکار هایائو میازاکی که با گذشت زمان ارزشمندتر شدهاند (رتبهبندی)
وقتی صحبت از «هایائو میازاکی» به میان میآید، با کارگردانی روبرو هستیم که آثارش تاریخ انقضا ندارند. انیمیشنهای او دقیقاً مثل یک نوشیدنی کهنهکار و اصیل، با گذشت زمان طعم و عمق بیشتری پیدا میکنند. از داستانهای جنگی تکاندهنده تا دنیاهای جادویی که مرز خیال و واقعیت را میشکنند، میازاکی همیشه چیزی برای ارائه به همه سنین داشته است.
در اینجا ۵ مورد از بهترین فیلمهای او را که هر چه از زمان اکرانشان میگذرد، جذابتر و پرمعناتر میشوند، رتبهبندی کردهایم:
۵. پورکو روسو (Porco Rosso)
این فیلم که داستانش در سال ۱۹۲۹ میگذرد، شاید در نگاه اول یک کمدی درباره خوک خلبان به نظر برسد، اما در واقع یکی از عمیقترین آثار میازاکی است. داستان درباره یک تکخالِ جنگ جهانی اول و شکارچی جایزهبگیر ایتالیایی به نام «پورکو روسو» است که نفرین شده و چهرهای شبیه خوک پیدا کرده است. او درگیر ماجرایی عشقی و رقابتی با یک خلبان آمریکایی به نام کرتیس میشود. چیزی که باعث میشود پورکو روسو با گذشت زمان بهتر درک شود، نگاه بالغانه میازاکی به مفاهیمی مثل «خستگی پس از جنگ»، «پوچی فاشیسم» و تلاش برای یافتن معنا در دنیای ویرانشده است. جمله معروف «خوک بودن بهتر از فاشیست بودن است» در این فیلم، امروزه بیش از هر زمان دیگری طنینانداز میشود.
۴. همسایه من توتورو (My Neighbor Totoro)
این فیلم تعریف خالص «آرامش» است. داستان دو خواهر که به همراه پدرشان به خانهای روستایی میروند تا به مادر بیمارشان نزدیک باشند و در آنجا با ارواح جنگل آشنا میشوند. شخصیت «توتورو» آنقدر نمادین شد که به لوگوی استودیو جیبلی تبدیل گشت. با گذشت سالها، این فیلم نه تنها کهنه نشده، بلکه در دنیای پرهیاهوی مدرن، به پناهگاهی امن برای فرار از استرس تبدیل شده است. انیمیشن خیرهکننده و فضای گرم و صمیمی آن، حسی از نوستالژی دوران کودکی را زنده میکند که هیچگاه قدیمی نمیشود.
۳. قلعه متحرک هاول (Howl’s Moving Castle)
هیچ لیستی از بهترینهای میازاکی بدون این شاهکار ضدجنگ و عاشقانه کامل نیست. اقتباسی آزاد از رمان دایانا وین جونز که داستان سوفی، دختری که طلسم شده و به پیرزنی ۹۰ ساله تبدیل میشود را روایت میکند. این فیلم با گذشت زمان لایههای جدیدی از معنا را آشکار کرده است؛ از مفاهیم عمیق درباره «پذیرش خود» و «پیری» گرفته تا زشتی جنگ. قلعهی متحرک با آن طراحی مکانیکی و بیولوژیکی عجیبش، همچنان یکی از خلاقانهترین سازههای تاریخ سینماست.
۲. شاهزاده مونونوکه (Princess Mononoke)
این فیلم نقطه ورود میازاکی به شهرت جهانی در غرب بود و برخلاف آثار لطیفتر جیبلی، سرشار از خشونت و پیچیدگی اخلاقی است. داستان در ژاپن قدیم میگذرد و نبرد بین تمدن صنعتی (به رهبری بانو ابوشی) و خدایان جنگل (با نمایندگی سان یا همان پرنسس مونونوکه) را نشان میدهد. دلیل ماندگاری حیرتانگیز این اثر، نبودِ «شرور مطلق» در آن است. هر دو طرف حقایق خود را دارند و این نگاه خاکستری به اخلاقیات و محیطزیست، با توجه به بحرانهای اقلیمی امروز، ترسناک و در عین حال آموزنده است.
۱. شهر اشباح (Spirited Away)
و سرانجام، شاهکار برنده جایزه اسکار که نیازی به معرفی ندارد. داستان چیهیرو ۱۰ ساله که برای نجات والدینش از دنیای ارواح، باید در یک حمام جادویی کار کند. این فیلم فراتر از یک انیمیشن است؛ شهر اشباح استعارهای استادانه از ورود به بزرگسالی، هویت، طمع و سرمایهداری است. هر بار تماشای این فیلم، جزئیات جدیدی را در پسزمینه و رفتار شخصیتها آشکار میکند که قبلاً ندیده بودید. این فیلم نه تنها سینمای ژاپن را به جهان شناساند، بلکه استانداردی را تعیین کرد که هنوز هم کمتر اثری به آن نزدیک شده است.
