معمای دو پایان در یک فیلم؛ افشاگری جدید گور وربینسکی از پروژه لغو شده «بایوشاک»
تصور کنید در سال ۲۰۰۸ هستید، بودجهای ۲۰۰ میلیون دلاری در اختیار دارید و کارگردانِ «دزدان دریایی کارائیب» قرار است یکی از عمیقترین و ترسناکترین بازیهای تاریخ را به سینما بیاورد. این پروژهای بود که گور وربینسکی (Gore Verbinski) تا ۸ هفته مانده به شروع فیلمبرداری پیش برد، اما در نهایت به دلیل پافشاری او بر درجه سنی بزرگسال (R) و بودجه سنگین، توسط یونیورسال لغو شد. حالا در ۹ فوریه ۲۰۲۶، وربینسکی در یک پرسش و پاسخ هیجانانگیز در ردیت (Reddit)، جزئیات عجیبی را فاش کرده که دوباره داغ دل طرفداران را تازه کرده است: او قصد داشت هر دو پایان بازی اصلی را در یک فیلم بگنجاند!
بازی با ذهن مخاطب؛ چطور دو پایان در یک قاب جای میگیرند؟
برای کسانی که با بازی «بایوشاک» آشنایی ندارند، باید گفت که پایان داستان به انتخابهای بازیکن بستگی دارد؛ اگر «خواهر کوچولوها» (Little Sisters) را نجات دهید، پایانی شاد و انسانی خواهید داشت، اما اگر آنها را قربانی قدرت کنید، تبدیل به هیولایی میشوید که در نهایت به دنیا حمله میکند. وربینسکی فاش کرد که با همکاری جان لوگان (نویسنده فیلمهای گلادیاتور و اسکایفال)، راهی پیدا کرده بود تا هر دو نتیجه را در فیلم نشان دهد. او میگوید: «میخواستم واقعاً با ذهن مردم بازی کنم. ما راهی پیدا کرده بودیم که پیامد انتخابها را به شکلی نشان دهیم که مخاطب بین دو واقعیت معلق بماند.»
اگرچه او دقیقاً نگفت چطور، اما تئوریها حاکی از آن است که فیلم ممکن بود از سکانسهای رویا یا واقعیتهای موازی استفاده کند؛ چیزی که سالها بعد در بازی «بایوشاک بیکران» به تم اصلی تبدیل شد. وربینسکی قصد داشت بر جنبههای روانشناختی و ادیپی (Oedipal) داستان تمرکز کند و فضای "آرت دکو" و دیوانهوار شهر زیرآبی "رپچر" را با خشونتی عریان به تصویر بکشد.
چرا هالیوود از رپچر ترسید؟
وربینسکی در این مصاحبه اشاره کرد که هر سال زمزمههایی درباره این پروژه میشنود، اما معتقد است هیچ استودیویی در آن زمان حاضر نبود تا آنجایی که او میخواست، پیش برود. ترکیب بودجه ۲۰۰ میلیون دلاری با درجه سنی R در سال ۲۰۰۸ یک ریسک خودکشی به نظر میرسید. او میگوید طراحیهای «بیگ ددیها» (Big Daddies) و محیطهای زیر آب کامل شده بود، اما مدیران استودیو به دنبال نسخهای خانوادگیتر و ارزانتر بودند؛ چیزی که وربینسکی هرگز زیر بار آن نرفت. حالا در سال ۲۰۲۶، با نگاهی به موفقیت سریالهایی مثل «آخرین بازمانده از ما»، میفهمیم که وربینسکی شاید ده سال از زمانه خود جلوتر بود. او با حسرت میگوید: «من عاشق آن پروژه بودم، اما استودیوها همیشه از چیزی که نتوانند در یک جعبه کوچک دستهبندی کنند، میترسند.»
