نگاهی بر «غوطهور»؛ فیلم متفاوت جشنوار فجر ۴۴ با سوژه جنجالی
چهلوچهارمین جشنواره ملی فیلم فجر با نمایش فیلم «غوطهور» آغاز شد؛ اثری که نخستین تجربه بلند جواد حکمی است اما بیشتر از آنکه جهشی از سینمای کوتاه به بلند باشد، شبیه ایدهای نیمهکاره است که به زور تا زمان یک فیلم بلند کش آمده و نفس روایت را از همان ابتدا گرفته است.
فیلمنامهای فاقد انسجام
بزرگترین مشکل «غوطهور» فقدان پیرنگ منسجم و مهندسی شده است. روایت پراکنده و ساختار فیلمنامه ضعیف است و شخصیتها در سطح باقی میمانند. جزئیاتی مثل بیخوابی حسن کارخونه یا حضور دخترش در مسابقات خارج از کشور، نه تنها کمکی به پیشبرد داستان نمیکنند بلکه به عناصر زائدی بدل شدهاند که حتی حذفشان خللی به منطق اثر وارد نمیکند. در سینمای کلاسیک و مدرن، هر ویژگی شخصیتی باید ضرورت دراماتیک داشته باشد؛ اما در این فیلم، این جزئیات بیاثر صرفاً فضاسازی سطحی هستند.
ضعف در منطق جنایی و معمایی
فیلم در بخش جنایی نیز با ضعف جدی مواجه است. کارآگاه پلیس با سابقه در آستانه ارتقاء، به روشهای بدوی و غیرمنطقی اقدام میکند، از جستوجوی تصادفی خانهها با یک دسته کلید گرفته تا حضور بیضابطه دوست بسیجی در راهروهای آگاهی. این نوع رفتارها نه تنها باورپذیر نیست، بلکه تعلیق مورد انتظار تماشاگر را از بین میبرد و گاهی به شوخی ناخواسته شبیه میشود. نقطه اوج فیلم، یعنی نجات زن در حال غرق شدن توسط قهرمان، نیز به دلیل ضعف در خلاقیت بصری و منطق فیزیکی، تأثیر عاطفی ندارد و تماشاگر را با پرسشهای بیپاسخ رها میکند.
سینمای کوتاهزدگی در قابها
حکمی هنوز در حال و هوای سینمای کوتاه باقی مانده است. دوربین فاقد نقطه نظر مشخص است و قاببندیها به جای ایجاد تعلیق، صرفاً زمان فیلم را پر میکنند. نورپردازیهای کمجان و طراحی صحنه ضعیف، خروجی فیلم را شبیه تلهفیلم ساخته است.
بازیگری بدون پشتوانه روایت
محسن قصابیان تلاش کرده خستگی شخصیت را نشان دهد اما این خستگی در متن فیلمنامه کارکردی ندارد و بازی او محدود به چشمهای قرمز میشود. شخصیت «ماهک» نیز به دلیل ابهام در انگیزهها، به تیپی عصبی و غیرقابل باور تبدیل شده است. غلو در رفتارهای هیستریک او بدون پشتوانه روایی، مانع همذاتپنداری مخاطب میشود. سادهسازی پیچیدگیهای ماهک به بیقیدی والدین، تحلیل فیلم را سطحی کرده و نگاه آسیبشناسانه را مسدود میکند.
جمعبندی
«غوطهور» فاصله قابل توجهی با استانداردهای یک فیلم شایسته بخش مسابقه ملی دارد. سوژه تابوشکنانه آن، به جای بستری برای واکاوی جسورانه، زیر ضعف روایت و ناتوانی تکنیکی خفه شده است. فیلم پیش از پایان، در ذهن مخاطب به اتمام میرسد و تجربهای که میتوانست جنجالآفرین باشد، صرفاً اثری نیمهکاره و ناامیدکننده از کار درآمده است.
منبع/برگرفته از بررسی فیلم در خبرگزاری مهر
