فیلم «Enola Holmes 3» به کارگردانی فیلیپ بارانتینی و با بازی میلی بابی براون، بهتازگی نخستین نمایش خود را برگزار کرده و حالا نقدهای اولیه آن منتشر شدهاند؛ نقدهایی که از تغییر لحن این مجموعه و حرکتش به سمت فضایی بالغتر میگویند. سومین قسمت فرنچایز محبوب نتفلیکس، با مدت زمان 105 دقیقه و درجه سنی PG-13، بار دیگر انولا را در مرکز یک پرونده پیچیده قرار میدهد؛ اما این بار ماجرا فقط حل یک معما نیست.
فیلم داستان خود را از مراسم ازدواج انولا و تویکسبری آغاز میکند؛ مراسمی که خیلی زود با ناپدید شدن شرلوک هلمز به آشوب کشیده میشود. همین اتفاق، انولا را وارد شخصیترین و پیچیدهترین پرونده زندگیاش میکند؛ پروندهای که بیش از هر زمان دیگری او را وادار میکند درباره آینده، هویت و انتخابهایش فکر کند.
بزرگترین تفاوت «Enola Holmes 3» با دو قسمت قبلی، تغییر رویکرد آن نسبت به شخصیت اصلی است. انولا دیگر آن دختر بازیگوش و خام ابتدای مجموعه نیست. او حالا کارآگاهی شناختهشده است که باید میان استقلال شخصی و ورود به یک زندگی جدید تعادل برقرار کند.
میلی بابی براون در این قسمت اجرای پختهتری ارائه میدهد و فیلم هم به او فرصت میدهد تا فراتر از شوخیها و شکستن دیوار چهارم حرکت کند. بخش مهمی از داستان درباره تردیدهای انولا نسبت به ازدواج و آیندهای است که قرار است برای خودش بسازد؛ موضوعی که به فیلم لایه احساسی قویتری داده است.
یکی از مهمترین نقاط قوت فیلم، فضای بصری آن است. لوکیشنهای مالت با خیابانهای سنگی، ساختمانهای کلاسیک و ساحلهای آبیرنگ، حالوهوایی متفاوت نسبت به فضای مهآلود لندن در قسمتهای قبل ایجاد کردهاند.
فیلیپ بارانتینی که پیشتر با سبک تصویربرداری پرتحرک و پلانهای بلند شناخته شده بود، همان انرژی را وارد این مجموعه کرده است. دوربین مدام در حرکت است و فیلم ریتم تندی دارد، بدون اینکه کاملاً آشفته شود. همین موضوع باعث شده «Enola Holmes 3» از نظر کارگردانی، سینماییتر از دو فیلم قبلی به نظر برسد.
با وجود تمام پیشرفتهای فنی و شخصیتی، فیلم در بخش فیلمنامه کاملاً بینقص نیست. مهمترین مشکل، همان ایده ربوده شدن شرلوک هلمز است. برای شخصیتی که همیشه چند قدم جلوتر از دیگران قرار دارد، چنین اتفاقی کمی سختباور به نظر میرسد.
فیلم سعی میکند این مسئله را با توطئههای سیاسی و دشمنان قدیمی توجیه کند، اما همچنان احساس میشود داستان بیش از حد به این ایده وابسته شده است. در بعضی لحظات هم پرونده جنایی به حاشیه میرود تا فیلم بیشتر روی بحرانهای شخصی انولا تمرکز کند.
یکی دیگر از بخشهای جذاب فیلم، بازگشت موریارتی است؛ شخصیتی که این بار نقش پررنگتری در داستان دارد و تنش واقعی ایجاد میکند. تقابل او با انولا، هم در صحنههای اکشن و هم در نبردهای ذهنی، از بهترین لحظات فیلم محسوب میشود.
فیلم در این بخش موفق میشود تعادل خوبی میان هیجان، معما و درام شخصی ایجاد کند؛ چیزی که باعث شده قسمت سوم نسبت به آثار قبلی جاهطلبانهتر به نظر برسد.
«Enola Holmes 3» شاید بهترین قسمت این مجموعه نباشد، اما بدون شک بالغترین آنهاست. فیلم تلاش میکند شخصیت اصلیاش را وارد مرحله تازهای از زندگی کند و همین تغییر، به آن هویت متفاوتی داده است.
اگر دو قسمت قبلی را صرفاً ماجراجوییهای سرگرمکننده میدیدید، قسمت سوم بیشتر شبیه داستانی درباره رشد، انتخاب و ترس از آینده است؛ البته با همان فضای معمایی و شوخطبعی آشنای فرنچایز.