نقطه عطف سقوط آناکین؛ تولد دارث ویدر
آناکین اسکایواکر، زمانی یک جدای قهرمان بود، اما مسیری تاریک را در پیش گرفت و به یکی از مخوفترین شخصیتهای شرور کهکشان دور، دارث ویدر، تبدیل شد. دارث ویدر، چه او را یک قهرمان سقوطکرده تراژیک بدانیم و چه تجسم شر، بدون شک چهره اصلی «جنگ ستارگان» (Star Wars) است. اما لحظه دقیق تبدیل آناکین به ویدر کجاست؟ برخلاف تصور رایج، این لحظه کشتار معبد جدای نیست، بلکه کمی قبلتر و در یک خیانت احساسی رخ میدهد.
لحظه واقعی تولد دارث ویدر
با توجه به اکران مجدد فیلم «جنگ ستارگان: اپیزود سوم – انتقام سیت» (Star Wars: Episode III – Revenge of the Sith)، نگاهی دوباره به این لحظه کلیدی میاندازیم. بسیاری دارث ویدر را با زره سیاه نمادین و اندامهای سایبرنتیکش میشناسند، اما هویت ویدر پیش از آن دوئل سرنوشتساز با اوبیوان کنوبی در موستافار شکل گرفت. در «انتقام سیت»، پالپاتین (ایان مکدیارمید) تمام تلاش خود را برای کشاندن آناکین (هایدن کریستنسن) به سوی جبهه تاریک به کار میگیرد. وقتی آناکین متوجه میشود که پالپاتین عامل اصلی جنگهای کلون بوده، او را به میس ویندو (ساموئل ال. جکسون) لو میدهد. ویندو برای کشتن پالپاتین اقدام میکند، اما آناکین مستأصل، برای نجات جان صدراعظم (و به امید نجات پدمه) مداخله کرده و دست ویندو را قطع میکند، که منجر به مرگ استاد جدای میشود. این خیانت، اگرچه آناکین را وحشتزده میکند، اما نقطه بیبازگشت است. او بلافاصله وفاداری خود را به پالپاتین، لرد سیث، اعلام میکند و پالپاتین او را «دارث ویدر» مینامد. این لحظه، لحظه تولد واقعی دارث ویدر است و تمام اتفاقات هولناک بعدی، از جمله کشتار معبد جدای و رهبران جداییطلب در موستافار، اقدامات ویدر است، نه آناکین.
تراژدی آناکین اسکایواکر
در نگاه اول، خیانت به میس ویندو ممکن است تصمیمی حسابشده از سوی جوانی به نظر برسد که در مسیر تاریکی قدم برمیدارد. اما با نگاهی عمیقتر، مشخص میشود که این عمل ریشه در نیازی ناامیدانه برای محافظت از عزیزانش دارد. انگیزههای آناکین قدرتطلبی یا جاهطلبی نبود، بلکه ترس از دست دادن بود. او قبلاً مادرش را در «حمله کلونها» (Attack of the Clones) از دست داده بود و احساس انزوا میکرد؛ پدمه (ناتالی پورتمن) تنها منبع امید و خوبی در زندگیاش بود. دیدن رویاهای مرگ پدمه هنگام زایمان، او را به مرز جنون کشانده بود. پریشانی آناکین پس از مرگ میس ویندو و سوالش:
«من چه کردم؟»
نشان میدهد که شوالیه جدای هنوز کاملاً تسلیم تاریکی نشده بود. او در آن لحظه نه مانند یک سیث، بلکه مانند همسری وحشتزده فکر میکرد. همین موضوع تحول او را بسیار گیرا و تراژیک میکند. او سقوط نکرد چون میخواست حکمرانی کند؛ سقوط کرد چون نمیتوانست فقدان بیشتری را در زندگیاش تحمل کند. و طنز تلخ ماجرا اینجاست که اقداماتش در نهایت پدمه را نجات نمیدهد و او در حالی میمیرد که هنوز به وجود خوبی در آناکین باور دارد – این نهایت تراژدی آناکین اسکایواکر است.
فیلم «جنگ ستارگان: اپیزود سوم – انتقام سیت» در دیزنی پلاس قابل تماشا است.
